از «آشنایی با انواع چاپ در ایران» تا «خرافهگرایی و خرافهزدایی»

کتابهای «آشنایی با انواع چاپ در ایران»، «پسا تلویزیون در ایران: پیامدهای همگرایی بر سیاستگذاری رسانهای»، «انسان خردمند؛ تاریخ مختصر بشر» و «خرافهگرایی و خرافهزدایی» از تازههای نشر هستند.
انواع چاپ در ایران تشریح شد
«آشنایی با انواع چاپ در ایران» عنوان تازهترین کتاب نشر مهرصادق است که ضمن ارائه تاریخچه ای از ورود چاپ به ایران و جهان، توضیح جامعی درباره انواع چاپ در اختیار علاقهمندان قرار میدهد.
کتاب «آشنایی با انواع چاپ در ایران» در 9 فصل «تاریخچه چاپ (چاپ چیست؟)، چاپ تماسی و غیرتماسی، انواع چاپ، چاپ داغی (طلاکوب)، چاپ UV، چاپ هلیوگراور، چاپ دیجیتال، چاپ افست و ناظر چاپ کیست؟ تنظیم شده است.
بر اساس محتوای این اثر، ادوار تاریخچه چاپ و تحولات آن از ابتدا تاکنون بهطور کلی به 6 دسته تقسیمبندی میشود؛ پیش از تاریخ و آغاز دوران تاریخی، دوران باستان، دوران چینیها، دوران هنری، دوران مکانیک و دوران فتومکانیک.
پیشرفتهای صنعت چاپ از زمان گوتنبرگ تا قرن بیستم، ورود صنعت چاپ به ایران (پیشینه صنعت چاپ در ایران)، فرآیند چاپ، مراحل چاپ، تفاوتهای اساسی چاپ دیجیتال با سایر روشهای چاپ، کاربردهای چاپ دیجیتال، انواع چاپ دیجیتال بر اساس ابعاد سطح چاپی و وظایف ناظر چاپ از دیگر بخشهای این نوشتار را شامل میشوند.
در این اثر درباره چاپ دیجیتال چنین بیان شده است: «چاپ دیجیتال معمولاً شامل چاپ حرفهای در تیراژهای کم تعداد توسط نشر رومیزی و دیگر منابع دیجیتال است که بهوسیله چاپگرهای لارج فرمت و یا چاپگرهای لیزری و جوهرافشان حرفهای انجام میشود.
چاپ دیجیتال دارای هزینه بیشتری برای چاپ هر صفحه در مقایسه با روشهای سنتی مثل چاپ افست است ولی این قیمت بالاتر معمولاً با صرفهجویی در هزینههای دیگری که در تهیه پلیتهای چاپ انجام میشوند برای تیراژهای کم تعداد جبران میشود.
این روش امکان چاپ بلافاصله پس از تقاضا در تیراژ محدود را فراهم میآورد و امکان تغییر تصاویر و محتویات صفحه در هر برگ چاپی را در اختیار میگذارد. صرفهجویی در نیروی انسانی و توان رو به گسترش ماشینهای چاپ دیجیتال در بالا بردن کیفیت، پایین آمدن هزینه تمام شده هر برگ چاپی و بالا رفتن تیراژ به این معناست که چاپ دیجیتال در حال رسیدن به نقطه رقابت با چاپ افست و حتی پیشی گرفتن از آن است.»
افست، هلیو گراور، فلکسو، سیلک اسکرین، ملخی، تامپو، افست روی فلز، چاپ مخمل، چاپ پارچه، ترموگرافی، لترپرس، داغی، ایچینگ و پوششUV ورنی چاپ، فهرست انوع چاپ مورد اشاره در این اثر محسوب میشوند که مؤلفان به معرفی آنها پرداختهاند.
پشت جلد کتاب میخوانیم: «چاپ، به معنی جابجایی هر شکلی از حرف، نقش و تصویر روی یک ماده یا سطح خاص، بهصورتی که شکل و شمایل انتقال تغییری نداشته باشد. با این تعریف در صورتی که نگاهی به اطراف خود بیندازید، هزاران کالا را مییابید که به طرز و روشی بر روی آنها چاپ انجام شده است. متریال مختلف و شکلهای گوناگون، روشهای چاپی متفاوتی دارند که از زمان گذشته کم کم متکامل شدهاند و به پیشرفتهای صنعتی و بزرگ حال حاضر رسیدهاند. در دسترسترین و عمومیترین مادهای که قابلیت چاپ دارد و اکثر ما نیز حداقل یکبار با آن سر و کار داشتهایم، کاغذ است.»
نشر مهرصادق، کتاب «آشنایی با انواع چاپ در ایران» اثر مشترک حمیدرضا و محمدرضا فعدی را با ویرایش سعیده بابایی، با شمارگان 300 نسخه، در 106 صفحه راهی بازار نشر کرده است.
گزارشی از تغییر و تحولات تلویزیون در ایران با پدیده «همگرایی رسانهای»
کتاب «پسا تلویزیون در ایران: پیامدهای همگرایی بر سیاستگذاری رسانهای» گزارشی از تغییر و تحولات تلویزیون در ایران بهواسطه پدیده «همگرایی رسانهای» است. در سه دهه گذشته، همگرایی به مفهومی اساسی در حوزه مطالعات رسانه بدل شده است و بیش از صدها کتاب و مقاله درباره آن نوشتهاند.
آن شکل سنتی و نوستالژیکی که جعبه جادویی تلویزیون، افراد خانواده را هر شب در مقابل خود گرد هم میآورد، به سرعت در حال از میان رفتن است. تنوع شبکهها و برنامههای تلویزیونی، تجربههای مشترک و همزمان تماشا را چنان کاهش داده است که دیگر افراد کمتر میتوانند زمانی که به هم میرسند برنامه محبوب شب گذشته را بهانهای برای گفتوگو کنند. در بسیاری از خانوادهها دیگر نه یک دستگاه تلویزیون، بلکه چند دستگاه وجود دارد و بسیاری از جوانان و نوجوانان برای تماشای برنامههای مورد علاقه خود هرچه بیشتر وابسته به تبلتها و تلفنهای همراه هوشمندی میشوند که تماشای تلویزیون را به تجربهای فردی کاهش میدهد. ابتکار عمل بهطور روزافزونی از سمت فرستنده برنامه به سمت گیرنده در حال تغییر است و اکنون این مخاطب است که نوع محتوا، زمان و مکان تماشا را تعیین میکند. اینها بخشی از ویژگیهای دورهای است که از آن با اصطلاح «پساتلویزیون» یاد میشود.
پساتلویزیون اشاره به دورهای دارد که تلویزیون با رسانههای جدیدی چون اینترنت و تلفن همراه در هم آمیخته است. پساتلویزیون به معنای مرگ تلویزیون یا پایان آن نیست، در تمامی این تحولات، هسته سختی وجود دارد که همچنان بیتغییر پابرجا مانده است، چیزی که فارغ از تغییرات سریع دستگاهها و پلتفرمهای فنی و فناورانه همچنان تلویزیون خوانده میشود. اگر بخواهیم فارغ از تغییرات فناورانه تلویزیون را تعریف کنیم، میتوانیم تلویزیون را ارسال محتواهای دیداری و شنیداری حرفهای و جذاب برای مخاطبان در مقایسه با انبوه دانست. گرچه از یک سو شبکهها و برنامههای تلویزیونی و از دیگر سو مخاطبان به شدت متنوع، متکثر و تکهتکه شدهاند، اما تلویزیون همچنان به عنوان مهمترین و تأثیرگذارترین رسانه پابرجاست و اکنون این رسانه افزون بر شیوههای پخش جمعی، شیوههای پخش محدود و سفارشی را نیز در خود جمع آورده است.
این کتاب گزارشی از تغییر و تحولات تلویزیون در ایران بهواسطة پدیده «همگرایی رسانهای» است. در سه دهه گذشته، همگرایی به مفهومی اساسی در حوزه مطالعات رسانه بدل شده است و بیش از صدها کتاب و مقاله درباره آن نوشتهاند. همگرایی به سادگی تلفیق و آمیزش رسانهای جدید و رسانهای قدیم است. تا پیش از دیجیتال شدن، رسانههایی مانند: روزنامه، رادیو، تلویزیون، تلگراف، تلفن و رایانه از هم جدا و با ساختارهای خاصی بود. همگرایی رسانهای سبب شد این رسانهها بتواند بهگونهای با هم ادغام شود. البته در ظهور پدیده همگرایی، تحولات فناورانه نقش بارزی داشته است؛ اما همگرایی پدیدهای فقط فنی و فناورانه نیست و در این گزارش به تفصیل اشاره خواهد شد، نقشی تعیینکننده در سیاست، اقتصاد و فرهنگ داشته است.
در این میان صنعت تلویزیون نیز بهشدت از پدیده همگرایی متأثر شده است، همه آن تغییراتی که با مفهوم پساتلویزیون به آن اشاره میشود، بیانگر جنبههایی از تأثیر همگرایی بر صنعت تلویزیون است. در کنار همگرایی رسانهای و حتی مقدم بر آن، روند مهم دیگری که بر تحولات تلویزیون جهانی نقش انکارناپذیری داشته است، سیطره روزافزن سیاستهای نئولیبرالیستی بوده است. آشکارترین شکل این سیاستها که خصوصیسازی، آزادسازی و مقرراتزدایی است، صنعت پیش از این باثبات تلویزیون را به پویاییهای سرسامآوری واداشته و چرخهای از نوآوری و خلاقیت را ایجاد کرد که هدف غایی آن کسب سود و منفعت بیشتر است.
در این میان همگرایی رسانهای امکان تسریع تمرکز و تجمع سازمانهای رسانهای را فراهم آورد. ادغامهای افق و عمودی به ظهور کارتلها و تراستهایی انجامید که خطوط اصلی صنعت تلویزیون را ترسیم میکند. به دلیل خصلت فراملی و جهانی ظهور شبکههای تلویزیونی ماهوارهای و ادغام تلویزیون در اینترنت، اکنون دولتها امکان سیاستگذاری منسجم رسانهای در سطح قلمرو ملی خود را تا حد زیادی از دست دادهاند. بیشتر کشورهای جهان در پاسخ به این وضعیت، سیاستهای رسانهای خود را تغییر دادهاند و تلاش کردهاند خود را با وضعیت سیال جدید تطبیق دند. بیشک این وضع برای کشورهایی مانند ایران که وضعیت استثنایی دارد و حاضر نیست بهراحتی در فرهنگ و اقتصاد جهانی ادغام شود، بهمراتب دشوارتر است.
در کتاب پیش رو قصد، بررسی وضعیت تلویزیون ایران در مواجهه با پدیده همگرایی رسانهای و تحلیل سیاستهای رسانهای و اقداماتی است که در رویارویی با این چالش اندیشیده و اجرا شده است. سامان کتاب پیش رو مبتنی بر پژوهشی است که به سفارش پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات انجام شده است و به همین دلیل ساختار کتاب تا حد زیادی متأثر از شکل مرسوم گزارشهای پژوهشی و دانشگاهی است. در فصل اول به وضعیت فعلی تلویزیون در ایران و چالشهای این رسانه در مقابل تبعات ناشی از همگرایی رسانهای پرداخته خواهد شد. در این فصل همچنین به روش تحقیق برای بررسی این چالشها اشاره میشود.
فصل دوم کتاب با این هدف تدوین شده است که پیش نیاز نظری برای درک تحولات ناشی از همگرایی راسنهای و تأثیر آن بر تلویزیون را فراهم کند. در این فصل به ماهیت سیاستگذاری راسنهای و الزامهای آن با توجه به رسانه تلویزیون، توجه شده است. همچنین به طور خاص به نظام هنجاری رسانهای ایران و نقش آن در سیاستگذاری رسانهای اشاره خواهد شد. بخشی از این فصل نیز به تجارب دیگر کشورها در مواجهه با پدیده همگرایی رسانهای اختصاص یافته است. فصل سوم، تمرکز بهطور کامل متوجه وضعیت تلویزیون در ایران است و اهم سیاستها و اقدامهای انجام شده در واکنش به پدیده همگرایی توجه میشود. در نهایت فصل چهارم اهم یافتهها خلاصه میشود و در بخش نتیجهگیری، از منظر نظری موقعیت دشوار ایران تحلیل و بررسی خواهد شد.
انتشارات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، کتاب «پسا تلویزیون در ایران: پیامدهای همگرایی بر سیاستگذاری رسانهای» نوشته سید جمالالدین اکبرزاده جهرمی را با شمارگان 500 نسخه در 291 صفحه، به بهای 15 هزار تومان منتشر کرده است.
انتشار کتاب «انسان خردمند؛ تاریخ مختصر بشر»
نشر فرهنگ نو، کتاب «انسان خردمند؛ تاریخ مختصر بشر» نوشته یووال نوح هراری را با ترجمه نیک گرگی منتشر کرد.
کتاب انسان خردمند سال 2014 به انگلیسی ترجمه شد و در مدت کوتاهی به سی زبان دیگر ترجمه و منتشر شد. این اثر مدتها در فهرست کتابهای پرفروش قرار داشت. چهرههای مطرح جهانی مانند باراک اوباما و بیل گیتس دیگران را به خواندن این کتاب توصیه کردند.
در مقدمه این اثر نوشته شده است:« محققین بسیاری درباره تاریخ کهن بشر مطلب نوشتهاند و هنوز هم تحقیقات درخصوص کشف حقایق زندگی بشر کهن ادامه دارد. اما دقیقا چه چیزی این اثر را از آثار مشابه متمایز میکند؟ شاید بتوان ادعا کرد که تمامی تلاشهایی که تاکنون برای توصیف تاریخ کهن بشر صورت گرفته، عمیقاً ملهم از اعتقادات و باورهای محققین بوده است، و در این میان نهایت امانتداری نسبت به مقام و جایگاه محوری و والای بشر در هستی صورت گرفته است. تاریخ را انسان گرایان نوشتهاند و انسانگرایان معتقدند که «انسان خردمند، ذاتی یگانه و مقدس دارد، که اساساً متفاوت از ذات دیگر موجودات و پدیدههاست ـ پس خیر اعلا همان خیر بشر است». خورشید بر زمین میتابد تا به انسان گرما بخشد، جانداران و طبیعت سبز از این رو خلق شدهاند تا مورد استفاد انسان قرار گیرند. رسالت انسان خردمند خلق تساریخی است مبتنی بر استفاده از هرچیزی که در حیطه توجهش قرار میگیرد و از میان برداشتن هر مانعی که سد راهش میشود. از میان حداقل شش گونه شناخته شده انسانی دیگر، تنها گونه ما، انسان خردمند، بهجای مانده است و گونههای دیگر در طی قتلعامهای خونین توسط اینگونه فاتح به کلی نابود شدند. مهمترین عامل محرکه تاریخ انسان خردمند انگیزه تسلط است و شاخص عینی تحول تاریخی همانا تحول تکنیک و ابزارِ مادی چیرگی است. استثمار نمودار عینی پیشرفت میشود: استثمار طبیعت، استثمار تمامی جانداران و همچنین استثمار انسان توسط انسان. تاریخ اجتماعی بشر همواره تاریخ امپراتوریها و جنگها و فتوحات و شکستها بوده است. تاریخ پیشرفتهای مادی و سعادت و بهروزی انسان خردمند قویاً با تاریخ انقراض نسلهای گونههای دیگر انسانی، انقراض گسترده گونههای جانوران، دگرگونی نظم طبیعت و برهم ریختگی تعادل اکوسیستم بوده است.»
در بخشی دیگر از این مقدمه آمده است: «بشر در طی خلق تاریخ، نه تنها خود، بلکه طبیعت درونی خود و طبیعت دیگر جانداران و همچنین طبیعت بیرونی را دگرگون کرده است. اما هدف و معنای ایجاد این تغییرات چه بوده است و انسان خردمند به کجا میرود؟ کسی نمیداند. حیوانات در طی میلیونها و میلیاردها سال به زندگی و تکامل خود ادامه دادند تا زندگی کنند و به نیازها و غرائز خود پاسخ دهند. اما انسان خردمند با اعمال کنترل بر حیات آنها درصدد برآمد تا طبیعت آنها را دگرگون سازد تا آنها به جای پاسخگویی به نیازهای خودشان، جوابگوی نیازهای انسانها باشند. اهلی کردن حیوانات از طریق «قوانین طراحی هوشمند» بهمعنای دستکاری در غرائز طبیعی حیوانات و تبدیلشان به چیزی دیگر بوده است. 100 هزار سال پیش انسان خردمند بهعنوان موجودی ناچیز در میان سایر جانداران در حیطه طبیعت خود میزیست و تأثیرش بر روی طبیعت پیرامون خود بیش از جانداران دیگر نبود. اما در درجه اول پارهای از تحولات زیستی، مانند تغییرات بدنی برای تطابق با محیطزیست، مثل توانایی راه رفتن روی دوپا، و تغییرات تطبیقی دیگر، مثل کشف آتش، ساختن ابزارهای سنگی، توانایی در هماهنگی و همکاری گروهی، او را قادر ساخت تا با چنان سرعتی به رأس هرم جانداران صعود کند که اکوسیستم فرصت نیافت خود را با او تطبیق دهد. ضرورت تطبیق سریع با محیط زیست، احساس ترس، حس غلبهجویی بر محیطزیست و سایر موجودات، او را بسیار بیرحم و تهاجمی و خطرناک نمود.»
نیک گرگی – مترجم کتاب - در این اثر توضیح میدهد که «تحول تاریخی انسان خردمند از سه مرحله اصلی عبور کرد که اولین آن «انقلاب شناختی» در حدود 70هزار سال قبل آغاز شد. این مرحله نقشی حیاتی در چرخش صعودی انسان خردمند داشت. جهشی ژنتیک او را قادر به فکر کردن به اشکالی غیرمترقبه نمود و موجب شد تا بتواند ارتباطات فی مابین را به زبانی کاملاً متفاوت سازمان دهد، بهطوری که نه تنها قادر به انتقال اطلاعات بشود، بلکه همچنین فضاهایی تخیلی بیافریند. این توانایی او را قادر ساخت تا به آفریدن اسطورههایی بپردازد که به نوبة خود توانایی او را به همکاری انعطافپذیر میان شمار کثیری از انسانها ارتقاـء دهد. اینها زمینهای بودند تا انسان خردمند به خلق هرمهای صوری و واقعی، نظمهای خیالی و سلسلهمراتبی، ایجاد نظامهای فراگیر، خدایان خیالی و امپراتوریها بپردازد و پول را بهوجود آورد. تاریخ، صحنه مجاهدات کور، و زندگی بشر فاقد هرگونه دوراندیشی بوده است. راهنمای مشی و حرکت انسان خردمند، تجربیات آنی و روزمره بوده است. گذار به دوران کشاورزی گواه روشنی است که نویسنده از آن بعنوان بزرگترین فریب تاریخ یاد میکند. زندگی کشاورزی، با دستیابی به شماری از گیاهان مثل گندم و برنج و سیبزمینی و کشت آنها، مترادف بود با یک سیستم غذایی فقیر. ازدیاد محصول بیشتر خوراک جمعیت جدیدی بود که بهگونهای انفجارامیز افزایش مییافت. انسان خردمند از این پس ناچار بود تا نظم زندگی خود را با مقتضیات گندمی که میکاشت هماهنگ کند و تمام عمر خود را در کنار مزرعه خود، با خانواده پرجمعیتش سپری کند. کار شاق و یکنواخت کشاورزی با طبیعت و اندام انسان هماهنگی نداشت و او را در کام مجموعی از آسیبهای بدنی کشانید. زندگی انسان، در مقایسه با زندگی پیشینیان خود، بیش از پیش سختتر و یکنواختتر شد. زندگی کشاورزی در طی 10هزار سال بدون تغییر و تحولی جدی جریان یافت. اما «انقلاب علمی» نقطه پایانی بر این سکون گذاشت. تسخیر مناطق بکر در آنسوی آبها و ضرورت کسب آگاهی نوین برای دستاندازیهای جدید، مقتضیات همکاری میان سرمایه و تحقیقات را فراهم آورد. فتوحات سرزمینهای ناشناخته زمینهساز امپراتوریهای گسترده نوین شدند و منزلت علم در فراهم آوردن آگاهی برای گسترش باز هم بیشتر این امپراتوریها، و کسب ثروتهای باز هم فزونتر، به بالاترین نقطه صعود کرد. ثروتهای افسانهای جدید پشتوانه تحقیقات علمی بیپایانی شد تا ولع سیرناشدنی دانشاندوزی را جوابگو باشد. از این پس علم و آگاهی و امپراتوری ابعادی از یک کل یکپارچه شدند که در قالب یک نظام نوین سرمایهداری ظهور یافتند. دنیا بهسرعت به دهکده کوچکی بدل شد و مقتضیات هر نقطهای با مقتضیات سایر نقاط بر این جغرافیای یکپارچه پیوند خورد. در این برهه تنها میتوان از یک نظام جهانی فراگیر سخن گفت، جهانی که در آن پاسخهای سیاسی و اقتصادی منطقهای بیاعتبار شدهاند. اکنون انسان در کار طرح سؤالات ناممکن و پاسخهای ناممکن به آنهاست. همزمان با فروپاشی اکوسیستم انسان خردمند قصد صعود به مقام خدایی را دارد و نوید زندگی جاوید را میدهد. علیرغم پایبندی نویسنده به تکامل و قوانین زیستشناسی، نتیجهای که او در فصل آخر کتاب ـ فرجام انسان خردمند ـ میگیرد جالب توجه و برای معتقدان به اینگونه نظرات تکاندهنده است. میگوید: بهوسیله قوانین انتخاب طبیعی محال است بتوان وجود آلبا ـ خرگوش سبز فلوئورسان ـ را توضیح داد. او محصول طراحی هوشمندانه است... پس از چهارمیلیارد سال انتخاب طبیعی، آلبا در طلیعة یک عصر جهانی نوین قرار میگیرد که در آن زندگی تحت فرمان طراحی هوشمندانه خواهد بود. زیستشناسان سراسر دنیا در نبردی با جنبش طراحی هوشمندانه گرفتار شدهاند، نبردی که آموزش نظریه تکاملی داروین در مدارس را زیر سوال میبرد و مدعی است که پیچیدگی زیستی ثابت میکند که باید خالقی وجود داشته باشد که پیشاپیش در تمام این جزئیات زیستی تعمق کرده باشد.
نشر فرهنگ نو، کتاب «انسان خردمند؛ تاریخ مختصر بشر» را به ویراستاری محمدرضا جعفری زهرا عالی در 621 صفحه و به قیمت 58000 تومان منتشر کرده است.
نگاه قرآن و سنت به خرافهگرایی و خرافهزدایی
کتاب «خرافهگرایی و خرافهزدایی» ضمن اشاره به علل گرایش به خرافه در جوامع دینی و آثار و پیامدهای آن، راهکارهایی از قرآن و سنت را در این زمینه ارائه میکند.
خرافات مجموعه اندیشهها و اعمالی است که پایه و اساس علمی، عقلی و دینی نداشته و دارای تاریخی به قدمت تاریخ است. وقتی انسان از درک حقایق و رابطه منطقی پدیدهها عاجز باشد، برای اقناع خود به نیروهای غیرعقلانی پناه میبرد. میتوان گفت، خرافات زاییده تخیل، تحیر و جهل انسانی است. روند عقاید خرافی اگرچه با مرور زمان و پیشرفت علم و رشد آگاهی انسانها روبه کاستی نهاده، اما همچنان گونههای مختلف و جدیدی از آن در جوامع مدرن و جدید امروزی به چشم میخورد.
کتاب «خرافهگرایی و خرافهزدایی» نوشته سکینه میرزایی، پژوهشی پیرامون شناخت و دستیابی به علل گرایش به خرافه در جوامع دینی، آثار و پیامدهای آن و ارائه راهکارهایی است که قرآن و سنت در این زمینه ارائه کردهاند.
«خرافه و مصادیق آن در ملل مختلف»، «عوامل رشد خرافهگرایی»، «پیامدهای خرافهگرایی» و «راهکارهای خرافهزدایی» فصلهای کتاب هستند.
درباره «مبارزه با خرافات در جوامع و ملل مختلف جهان» در صفحه 33 کتاب آمده است: ««فیلیپ وارینگ» نویسنده کتاب «فرهنگ خرافات» معتقد است، مردم دنیای غرب بهخصوص آمریکاییها و اروپاییها از نظر اعتقاد به خرافات، از تمام ملل جهان پیشی گرفتهاند؛ به عبارت دیگر، غربیها که خود مدعی تمدن و پیشرفتهای مادی و عقلانی در دنیا هستند، در اعتقادات و باورهای خود دچار یک انحراف کاملا غیرعلمی و جاهلانه شدهاند.
تمام ملتهای جهان بهخصوص جوامع غربی چنان گرفتار آثار و پیامدهای زیانبار این تفکرات بیاساس قرار گرفتهاند که اندیشمندان آنان در تلاش هستند تا بتوانند راهی جهت برونرفت از این ناهنجاری فردی و اجتماعی بیابند و به نوعی از شیوع و رواج خرافات جلوگیری نمایند. شاید بتوان گفت یکی از اصلیترین دلائلی که جوامع مختلف جهان اینگونه در افکار خرافی و اوهام غوطهور هستند، عدم وجود سرچشمهای وحیانی در میان آنان، جهت الگوگیری از آن بهعنوان برنامه جامع زندگی میباشد، زیرا آنچه بهعنوان دین و مذهب بهدست آنان رسیده است، چیزی جز دستنوشتههای بشری نیست.»
در ادامه مباحث کتاب، شانس یکی از موضوعاتی است که دلیل بسیاری از موفقیتها و شکستها معرفی شده که درباره آن در صفحه 58 میخوانیم: «امروزه بسیاری از افراد جامعه به وجود شانس، اعتقادی قوی پیدا نمودهاند و آن را جزئی از علتهای موفقیت، کامیابی و یا شکستهای پیشبینی نشده، خرد میدانند و از آن به خوششانسی و یا بدشناسی تعبیر میکنند. این اعتقاد در حالی است که قرآن کریم و روایات اهل بیت (ع) ریشه و اساس مشکلات و ناراحتیها را سرپیچی از دستوران خداوند معرفی کرده و به انسان یادآوری میکنند که اگر بدی و ناراحتیای برای انسان بهوجود میآید، به دلیل اشتباهات و خطاهای خود انسان است و حتی کوچکترین آسیب نیز بیحساب و کتاب نیست.»
مرکز نشر هاجر، کتاب «خرافهگرایی و خرافهزدایی» را در 184 صفحه با شمارگان یکهزار نسخه به بهای 6 هزار و 500 تومان راهی بازار نشر کرده است./۹۹۸/ن ۶۰۳/ش