۲۰ آبان ۱۳۹۶ - ۲۳:۱۷
کد خبر: ۵۳۷۴۵۰

نگاهی بر آثار تازه منتشر شده در هفته جاری

چاپ نهم کتاب «اقیانوس مشرق»، انتشار رمان «روایتی ساده از ماجرایی پیچیده»، تجدید چاپ کتاب «آفتاب در حجاب» و انتشار رمان ««روزهای خرمشهر» از آثار تاره منتشر شده در هفته جاری هستند.
خبرهایی کوتاه از بازار نشر

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، چاپ نهم کتاب «اقیانوس مشرق»، انتشار رمان «روایتی ساده از ماجرایی پیچیده»، تجدید چاپ کتاب «آفتاب در حجاب» و انتشار رمان «روزهای خرمشهر» اثر مرتضی سرهنگی  از آثار تاره منتشر شده در هفته جاری هستند.

چاپ نهم برای کتاب «اقیانوس مشرق» در آستانه شهادت امام رضا

«اقیانوس مشرق» داستان سرگشتگی عِمران و وصالش به ولایت علی بن موسی الرضا در آستانه سالروز شهادت امام رضا به چاپ نهم رسید.

در آستانه سالروز شهادت امام رضا، انتشارات عهدمانا، رمان «اقیانوس مشرق» را به چاپ نهم رساند.

اقیانوس مشرق، داستان سرگشتگی عِمران و وصالش به ولایت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) است. درباره ی فضایل و کرامات امام رضا(ع) کتاب‌های بسیاری تالیف و منتشر شده که بسیاری از آنها در حوزه‌های دین و تاریخ قرار می‌گیرد اما از دریچه ی ادبیات، کمتر در این زمینه کار شده و آثاری هم که در بخش ادبیات تالیف و منتشر شده، اغلب در بخش شعر بوده و در این میان سهم قالب ادبی داستان ناچیزاست.

رمان اقیانوس مشرق، با توجه به نوع نگارش آن، تونسته است مخاطبان خوبی برای خود کسب کند. در این اثر داستانی، شخصیتی به نام «عمران بن‌ داوود» در جست‌وجوی آب حیات از کرانه‌های دریای جنوب عازم دریای شمال است. او در بیابان کویری بی‌آب و علف در مسیر خراسان راهش را  گم می کند و...

صحنه های آغازین داستان با شرح وضعیت عمران، که از تشنگی و خستگی در حالتی بی‌رمق و وهم‌آلود در بیابان افتاده است، روایت می‌شود و اندک اندک و در داستانی جذاب و خواندنی، مخاطب را با شخصیت و مقام عظیم امام رضا علیه السلام آشنا می‌کند.

این رمان، برنده جایزه کتاب‌سال پژوهش های دینی در سال 1392 و هم چنین کتاب سال رضوی در شاخه رمان در همان سال است.

اقیانوس مشرق را انتشارات عهدمانا در 208 صفحه و با قیمت 12هزار تومان منتشر کرده است.

روایتی ساده از ماجرایی پیچیده منتشر شد

انتشارات  سوره مهر، رمان نوجوان «روایتی ساده از ماجرایی پیچیده» نوشته ابراهیم حسن‌بیگی، را به همت حوزه هنری کودک و نوجوان منتشر و راهی بازار کتاب کرد.

این اثر با ارائه روایتی ساده از ماجراهایی که شخصیت نوجوان باید از سر بگذراند، فراز و نشیب‌های زندگی او را بازگو می‌کند و در عین حال روایتگر یک برهه تاریخی است.

حسن‌بیگی، درباره داستان رمان «روایتی ساده از ماجرایی پیچیده» می‌گوید: این اثر روایت نوجوانی است به نام الیاس از ترکمن‌صحرا که کودکی و نوجوانی من درآن رقم خورده است و آدم‌هایش تا کنون در داستان‌های من نقش زیادی داشته‌اند. روایت الیاس در این رمان روایت زمین است و خان و رعیت و صد البته ظلم و ستم با چاشنی عشقی ناخواسته در الیاس. مفهوم برتری و نابرابری و ظلم و ستم و در یک کلام استکبار، مفهومی است که در ظرف مکان و زمان نمی‌گنجد و الیاس بهانه‌ای است تا نوجوان امروز ما با این مفاهیم آشنا شوند.

انتشارات سوره مهر، رمان «روایتی ساده از ماجرایی پیچیده» را  در ۲۵۰۰ نسخه به بازار کتاب عرضه شده است.

کتاب«آفتاب در حجاب»  تجدید چاپ شد

انتشارات کتاب نیستان چاپ بیست و هشتم کتاب «آفتاب در حجاب» را روانه بازار نشر کرد.

«آفتاب در حجاب» روایتی است از زندگی حضرت زینب(س)، از کودکی تا عاشورا تا اسارت و تا وفات، اثری که ماندگاری‌اش از حال پیداست، رمانی که به‌پشتوانه تحقیقات دقیق و عالمانه تاریخی و روایی،‌ به همه زوایای پنهان و آشکار زندگی و رفتار و درونیات حضرت زینب(س) پرداخته است.

شجاعی زبان روایتش را در مخاطب انتخاب کرده، راوی دانای کلی است نامحدود که در تمام روایت حضرت زینب(س) را مخاطب قرار داده و روایتش را پیش می‌برد، فرمی که در ادبیات داستانی ایران نمونه‌اش کمتر دیده شده است.

شجاعی در این نوشتار، این چیرگی‌اش را با چاشنی وقایع تاریخی و مستند درآمیخته تا ما‌حصل آن، واگویه‌ای زیبا و روان و مستند از رنج‌های زینب کبری(س) باشد. این کتاب صرفاً به وقایعی از زندگی این بانوی بزرگ می‌پردازد که در ارتباط با امام حسین علیه السلام و واقعه‌ کربلا باشد. کتاب در ۱۸ فصل و یا به‌تعبیر نویسنده، در ۱۸ پرتو نوشته شده است.

شجاعی در ابتدای کتاب، نوشته‌ خود را این‌گونه تقدیم ساحت زینب کبری می‌کند: «مشتاق و مفتخرم که این کتاب را به خداوند عاطفه و عاطفه‌ی خداوند، به قبله‌ی مروّت و قله‌ی فتوّت، به قافله‌سالار عشق و صبر و معرفت، به معلم مردان عالم، به آفتاب در حجاب، به روشنی‌بخش خورشید، به زهرای کربلا، به حسین در آینه‌ تأنیث، به بانوی بانوان جهان به عقیله‌ بنی‌هاشم، عقیله‌ عرب، عقیله‌ عالم، به صدیقه‌ صغری و زینب کبری تقدیم می‌کنم».

انتشارات کتاب نیستان، چاپ بیست و هشتم کتاب «آفتاب در حجاب»  را منتشر کرده  است.

روایتی از «روزهای خرمشهر» به قلم سرهنگی پس از سال‌ها منتشر شد

«روزهای خرمشهر» روایتی از حمله عراق به ایران با قلم مرتضی سرهنگی و تصویرگری سحرفرهادروش پس از سال‌ها باز منتشر شد.

«روزهای خرمشهر» نام یکی از داستان های سرهنگی است که برای کودکان به نگارش در آورده و کتاب پس از سال‌ها دوباره منتشر شد.

سرهنگی کارش را در روزهای آغازین دفاع مقدس در نشریات با انجام مصاحبه با رزمنده ها شروع کرد. وی علاقمندی به کتاب و نویسندگی را مربوط به دوران کودکی می داند. سرهنگی اهمیت ادبیات دفاع مقدس را به خوبی می داند و از این رو در عرصه ادبیات کودک و نوجوان نیز ورود پیدا کرده و رسالت مهم خویش را به انجام رسانده است.

  در بخشی از این کتاب آمده است:

 «خرمشهر یک شهر بندری است. خرمشهر، یکی از قشنگ‌ترین شهرهای بندری کشور ما است. این شهر چند اسکله‌ی بزرگ و پر جنب و جوش دارد.

 هر روز صدای سوت کشتی‌های بزرگ و کوچک اسکله پلهو می‌گیرند، شنیده می‌شود. پرچم‌های رنگارنگ این کشتی‌ها با وزش باد تکان می‌خورد. پرندگان آبی روی بلندترین دکل‌ها بازیگوشی می‌کنند.

 باغ‌های پرگل و نخلستان‌های پر از خرما، از منظره‌های دیدنی خرمشهر است. خرمشهر یکی از زیباترین شهرهای جنوبی کشور ما است.

سال‌ها پیش، وقتی ارتش متجاوز عراق به خاک میهن مقدس ما حمله کرد، خرمشهر از اولین شهرهایی بود که به محاصره‌ی عراقی‌ها در آمد. مردم خرمشهر برای دفاع از شهر آماده شدند. آنان با دست خالی و کم‌ترین سلاح در برابر دشمن مقاومت کردند.

خیابان‌ها، کوچه‌ها، پس کوچه‌ها، خانه‌ها، مدرسه‌ها و کارخانه‌ها و همه جا سنگر مردم شد. عراقی‌ها با توپ و تانک به طرف شهر هجوم آوردند. هواپیماها و هلیکوپترهای عراقی آسمان آبی خرمشهر را سیاه کردند. صدای انفجار بمب‌ها و خمپاره‌ها لحظه‌ای قطعه نمی‌شد.

کشتی‌ها در آتش می‌سوختند. مرغ‌های آبی، با پر و بال خونی، روی موج‌های کارون و اروند رود افتادند و نخلستان‌ها و باغ‌ها سرسبزی خود را به سرخی و سیاهی آتش و دود دادند. عراقی‌ها پل بزرگ شهر را منفجر کردند و به طرف مرکز شهر هجوم آوردند.

مردم و نظامیان خرمشهری سی و چهار شبانه‌روز در مقابل حمله‌های شدید عراقی‌ها مقاومت کردند. مهمات و اسلحه کم بود و نیروی کمکی هم دیر رسید. عراقی‌ها با فشار زیاد وارد خرمشهر شدند. این بندر زیبا اشغال شد. مردم، شهر سوخته و مجروح را با غم و اندوه بسیار ترک کردند. شهر تنها ماند؛ تنهای تنها.

تانک‌های عراقی وارد کوچه‌ها و خیابان‌ها شدند. راه ورود نیروهای ایرانی به شهر بسته شد. سربازان و افسران عراقی به داخل شهر آمدند. آن‌ها خانه‌ها، مدرسه‌ها، کارخانه‌ها، مغازه‌ها، مسجدها، و بیمارستان‌های خرمشهر را ویران کردند. آن‌ها اموال مردم را غارت کردند»./۹۹۸/پ ۲۰۴/ش

 

ارسال نظرات
captcha