بازخوانی سیره نبوی در نگاه رهبر معظم انقلاب
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، بعثت پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلم صرفاً آغاز یک دعوت دینی فردی نبود بلکه نقطه عزیمت یک پروژه عظیم تمدنی برای ساماندهی حیات بشر بر اساس توحید، عدالت و کرامت انسانی به شمار میرود. تمدنی که امنیت در آن نه یک امر صرفاً نظامی یا انتظامی بلکه محصولی چندلایه از ایمان، حکمت، اقتدار، انسجام اجتماعی و مدیریت هوشمندانه تهدیدهاست. از همین منظر است که رهبر معظم انقلاب اسلامی بعثت را «مظهر تمدّن واقعی بشر» معرفی میکنند و فرمودند: « بعثت پیغمبر، مظهر تمدّن واقعی بشر است؛ یعنی اگر بشریّت بخواهد به بهترین وجه زندگی کند، باید با برنامهای که در بعثت ارائه شد [زندگی کند]؛ با آن برنامه است که میتواند خوب زندگی کند.»
در شرایط کنونی جهان اسلام و بهویژه جمهوری اسلامی ایران که با ترکیبی پیچیده از تهدیدات سخت، نیمهسخت و نرم مواجه است بازخوانی سیره نبوی در حوزه امنیت اجتماعی و سیاسی، ضرورتی راهبردی برای نخبگان و تصمیمسازان به شمار میرود. دشمنان اسلام همواره کوشیدهاند با ایجاد وضعیتی فرسایشی جامعه اسلامی را در حالت «نه جنگ، نه صلح» نگه دارند؛ وضعیتی که نه امکان آرامش واقعی دارد و نه ظرفیت جهش و پیشرفت. در چنین فضایی رجوع به الگوی حکمرانی پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلم میتواند مسیر خروج از ابهام و انفعال را روشن سازد.
امنیت در منطق نبوی؛ مفهومی فراتر از قدرت سخت
در منطق سیره نبوی امنیت نه صرفاً به معنای فقدان جنگ بلکه به معنای اطمینان جامعه از ثبات، عدالت، اقتدار و آیندهداری نظام سیاسی است. پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلم از همان آغاز شکلگیری جامعه اسلامی در مدینه امنیت را به عنوان ستون فقرات حیات اجتماعی مسلمانان مورد توجه قرار دادند و آن را با مجموعهای از راهبردهای مکمل و هماهنگ تأمین کردند.
نخستین اصل در این منظومه پرهیز از سادهانگاری تهدید دشمن بود. پیامبر صلّیاللهعلیهوآلهوسلم به خوبی آگاه بودند که دشمن، حتی در شرایطی که درگیری علنی وجود ندارد در حال طراحی، رصد و تضعیف جبهه اسلام است. از این رو سیاست ایشان هرگز بر انتظار منفعلانه استوار نبود بلکه بر آمادگی دائمی و اقدام بهموقع تأکید داشت.
یکی از ارکان اصلی امنیت در سیره نبوی راهبرد بازدارندگی فعال است. این بازدارندگی نه به معنای تهدید لفظی بلکه به معنای ایجاد این درک قطعی در ذهن دشمن بود که هرگونه تعرض حتی در سطح محدود با واکنشی سریع و مؤثر مواجه خواهد شد. در سالهای ابتدایی هجرت، پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلم با اعزام ها و گشتهای نظامی هدفمند ضمن رصد تحرکات دشمن ابتکار عمل را در دست گرفتند و اجازه ندادند قریش یا متحدانش فضای روانی جامعه اسلامی را ملتهب سازند.
این اقدامات علاوه بر اثر بازدارنده بر دشمن کارکرد مهم دیگری نیز داشت و آن ایجاد احساس امنیت و اعتماد در درون جامعه اسلامی بود. جامعهای که بداند حاکمیت آن در برابر تهدیدها هوشیار، مقتدر و مسئول است، دچار رخوت و بیعملی نخواهد شد. همین ویژگی است که رهبر انقلاب اسلامی از آن به عنوان «هوشیاری پیامبر در برابر وسوسههای دشمن» یاد میکنند و می فرمایند:« اخلاق حکومتی پیامبر چنین است که در مقابل وسوسههای دشمن، هوشیار بودند».
دیپلماسی نبوی؛ پیمان به مثابه ابزار امنیتساز
در کنار اقتدار دفاعی پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلم از دیپلماسی به عنوان ابزاری هوشمندانه برای تأمین امنیت پایدار بهره میبردند. عقد پیمانهای هدفمند با قبایل و گروههای مختلف نه از سر ضعف بلکه بر پایه شناخت دقیق از موازنه قوا و منافع بلندمدت جامعه اسلامی صورت میگرفت.
پیماننامه مدینه نمونهای درخشان از این رویکرد است. پیامبر صلّیاللهعلیهوآلهوسلم در شهری که مجموعهای متکثر از قبایل مسلمان، یهودی و گروههای بیطرف را در خود جای داده بود با تدوین چارچوبی حقوقی و سیاسی همه را ذیل یک نظم مشترک تعریف کردند. این پیمان ضمن به رسمیت شناختن تنوع اجتماعی مرجعیت نهایی حل اختلافات را به پیامبر(ص) سپرد و بدین ترتیب مدینه را از یک کانون بالقوه بحران به پایگاهی امن و منسجم تبدیل کرد.
علاوه بر این پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلم با گسترش شبکه پیمانها در اطراف مدینه حلقه محاصره دشمن را شکستند. پیمان با قبایلی چون بنیضمره تنها توافقی برای عدم تعرض نبود بلکه گامی در جهت ایجاد اتحاد دفاعی و افزایش عمق راهبردی جامعه اسلامی به شمار میرفت.
قاطعیت در برابر فتنه
امنیت پایدار بدون ثبات داخلی ممکن نیست و ثبات داخلی نیز در گرو برخورد قاطع با فتنهانگیزی و نقض عهد است. پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلم در عین مدارا و رحمت در برابر خیانتهای سازمانیافته و تهدیدکننده امنیت جامعه با قاطعیت عمل میکردند. تجربه برخورد با قبایل یهودی که به صورت مکرر پیمانشکنی کردند نشان میدهد که تساهل در برابر فتنه میتواند کل جامعه را در معرض خطر قرار دهد.
برخوردهای متفاوت پیامبر صلّیاللهعلیهوآلهوسلم با بنیقینقاع، بنینضیر و بنیقریظه نشان از حکمتمحوری این قاطعیت دارد؛ بهگونهای که نوع مجازات متناسب با سطح و پیامد خیانت تعیین میشد. این سیاست پیامی روشن به همه بازیگران داخلی و خارجی میداد: پیمان در حکومت اسلامی تعهدی جدی و غیرقابل بازی است.
یکی از ابعاد کمتر مورد توجه در سیره نبوی مواجهه با تهدیدات غیرنظامی و جنگ روانی است. پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوسلم به خوبی درک میکردند که امنیت جامعه تنها با شمشیر تهدید نمیشود بلکه گاه یک شاعر، یک شایعه یا یک تحریک رسانهای میتواند بنیانهای روانی جامعه را متزلزل سازد. برخورد هدفمند با عناصر محوری فتنه، مانند کعب بن اشرف یا سلام بن ابیالحقیق نشان میدهد که پیامبر صلّیاللهعلیهوآلهوسلم برای این نوع تهدیدات نیز راهبرد مشخص داشتند و اجازه نمیدادند جنگ روایتها به زیان جامعه اسلامی رقم بخورد.
در نهایت یکی از مهمترین ارکان امنیت در سیره نبوی، مدیریت روانی و معنوی جامعه است. دشمن همواره میکوشد با القای ترس، یأس و بیاعتمادی، جامعه را از درون فرسوده کند. پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلم در برابر این تهدید، با تقویت ایمان، امید و روحیه جهادی جامعه را در حالت پویایی نگه میداشتند.
در سختترین شرایط از محاصره مدینه در جنگ احزاب گرفته تا فضای پرابهام صلح حدیبیه پیامبر صلّیاللهعلیهوآلهوسلم با تکیه بر وعدههای الهی و ایجاد انسجام اجتماعی مانع از فروپاشی روانی جامعه شدند. بیعت رضوان نمونهای روشن از این مدیریت هوشمندانه است که وحدت مسلمانان را در لحظهای حساس به نمایش گذاشت.
امروز نیز جمهوری اسلامی ایران در شرایطی پیچیده و چندلایه قرار دارد که تحلیلهای صرفاً متکی بر ادبیات رایج علوم سیاسی غربی توان تبیین کامل آن را ندارند. آنچه میتواند به عنوان نقطه تمایز رویکرد اسلامی مطرح شود اتکا به راهبردهایی است که ریشه در سیره پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلم دارد؛ راهبردهایی که بر مبانی ثابت، اخلاقمحور و جهانشمول استوارند.
تمرکز بر بازدارندگی فعال، دیپلماسی عزتمند، قاطعیت در برابر فتنه و مدیریت روانی جامعه مجموعهای هماهنگ از اصولی است که میتواند امنیت پایدار و پیشرفتآفرین را برای جامعه اسلامی رقم بزند. همانگونه که رهبر معظم انقلاب اسلامی تأکید کردهاند، اگر امروز مسلمانان بر شخصیت و سیره پیامبر اکرم تمرکز کنند و از آن درس بگیرند، این تمرکز برای دین و دنیای آنان کفایت خواهد کرد.