از کافرکشی تا مسلمانکشی / ایجاد شکاف میان «دین» و «جامعه»
به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، آنچه در روزهای اخیر در خیابانهای ایران گذشت، با هیچ تعریف و مفهومی از «اعتراض مدنی» یا «مطالبهگری اجتماعی» قابل تطبیق نیست. تخریب مساجد، حسینیهها و بهویژه حمله به کلیساهای ارامنه، امضای مشخصی است که مرز بین ناآرامی اجتماعی و «تروریسم سازمانیافته» را جابجا کرده است. دشمن با بهرهگیری از ابزارهای جنگ ترکیبی، تلاش دارد همان استراتژی شکستخورده در سوریه و عراق را اینبار در قلب ایران پیاده کند؛ استراتژیای که بر پایه «جنگ فرقهای» و «دینستیزی» بنا شده است. هدف نهایی این طراحی شوم، ایجاد شکاف میان «دین» و «جامعه» و «خلع سلاح معنوی» ملت است تا با فروپاشی ستون فقرات هویتی و انسجام کشور، زمینه تسلیم و انفعال فراهم شود. واقعیت تلخ این است که اغتشاشگران مسجد و کلیسا را به آتش میکشند، نه نماینده مردم هستند و نه صدای بحرانهای اقتصادی؛ آنها ادامه همان پروژه «کافرکشی» و «مسلمانکشی» هستند که اربابانشان در منطقه طراحی کردهاند.
در معماری شوم جنگ ترکیبی، دشمن از تکنیک «تغییر کاربری نیروهای انسانی» استفاده میکند. در پروژه سوریه، دشمن با شبههافکنی و جنگ روانی، گروههایی را فریب داد تا تحت عنوان «جهاد» و «کافرکشی»، در واقع به جنگ فرقهای علیه مسلمانان بپردازند.

آنها با استفاده از ابزار تبلیغاتی و سوءاستفاده از احساسات پاک دینی، برخی افراد را فریب دادند تا به نام جهاد، در واقع به کشتن مسلمانان و ایجاد تفرقه بپردازند. در این استراتژی شوم، «جنگ فرقهای» به عنوان کلید اصلی باز کردن قفلهای سیاسی و امنیتی منطقه انتخاب شد. دشمن میدانست که اگر بتواند مسلمانان را علیه یکدیگر بشوراند و با برچسبهای تکفیری، اختلافات مذهبی را به جای اختلافات با استکمار، در اولویت قرار دهد، هم میتواند از توان جهان اسلام بکاهد و هم زمینه را برای حضور و نفوذ خود در منطقه فراهم آورد.
اما نقطه عطف و جنایتبار این طرح، زمانی آشکار شد که دشمن تغییر مأموریت داد و همان ابزار را برای اجرای پروژه «مسلمانکشی» به داخل ایران آورد. این یعنی همان ابزارهایی که روزی در منطقه به نام دین به کشتن مردم پرداختند، اکنون علیه امنیت و جان مردم ایران به کار گرفته شدهاند.

دشمن دریافته است که نقطه ثقل مقاومت ایران، «نگاه دینی و الهی» و سبک زندگی ایرانی-اسلامی است. از این رو، در فتنه اخیر، حمله مستقیم به نمادهای دینداری در دستور کار قرار گرفته است. اهانت به قرآن، آزار طلاب و تعرض به بانوان محجبه، همگی بخشی از یک جنگ هدفمند علیه «هویت مرکزی» جامعه هستند.
آنچه در ظاهر اغتشاش به نظر میرسد، در باطن ادامه همان پروژه «جنگ فرقهای» است؛ اما اینبار با رویکردی «دینستیزانه». دشمن که در سوریه با ایجاد شکاف مذهبی به اهدافش رسید، اکنون نیز تلاش میکند شکاف را میان «دین» و «جامعه» ایجاد کند. آنها میخواهند با تضعیف مظاهر دینداری، ستون فقرات معنوی جامعه را بشکنند و مردم را از محور ایمان جدا کنند تا جامعه به سمت فروپاشی از درون سوق یابد. این حملات، تلاشی برای بازتولید خشونتهای فرقهای در قالبی نوین است تا با بیاعتبار کردن ارزشهای دینی، ظرفیت مقاومت ملت در برابر فشارهای استکبار از بین برود.