۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۵۴
کد خبر: ۸۰۵۴۰۶

اعترافات عامل موساد که پرده از سناریوی اسرائیل برداشت

اعترافات عامل موساد که پرده از سناریوی اسرائیل برداشت
اعترافات عامل موساد، ابعاد تازه‌ای از سناریوی طراحی‌شده رژیم صهیونیستی برای هدایت اغتشاشات را آشکار کرد.

به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، ماجرا از جایی آغاز شد که پرده از اعترافات یکی از عوامل میدانی وابسته به رژیم صهیونیستی کنار رفت؛ اعترافاتی که نه‌تنها یک پرونده امنیتی، بلکه نقشه‌ای کامل از جنگ ترکیبی علیه ایران را پیش چشم افکار عمومی گذاشت. آنچه در این اعترافات برجسته بود، فقط نقش یک فرد یا یک کانال خاص نبود؛ بلکه تصویر یک شبکه منسجم، هدایت‌شده و هدفمند بود که از ماه‌ها قبل برای ایجاد آشوب، اغتشاش و ناامنی اجتماعی طراحی شده بود.

در قلب این سناریو، همکاری مستقیم و غیرمستقیم رژیم صهیونیستی با جریان سلطنت‌طلب و شخص رضا پهلوی قرار داشت؛ همکاری‌ای که نمود عینی آن در ده‌ها کانال و اکانت فعال در فضای مجازی، به‌ویژه تلگرام، قابل مشاهده بود. کانال‌هایی که در ظاهر با شعارهای فریبنده آزادی‌خواهانه فعالیت می‌کردند، اما در واقع به اتاق‌های عملیات روانی و میدانی تبدیل شده بودند.

آموزش اغتشاش، نه اعتراض

براساس اعترافات این عامل موساد، در این کانال‌های ضدانقلاب، هیچ نشانی از دعوت به اعتراض مدنی یا مطالبه‌گری قانونی دیده نمی‌شد. آنچه به‌صورت مستمر منتشر می‌شد، آموزش‌های مرحله‌به‌مرحله برای بلو‌اسازی خیابانی، ایجاد درگیری، تخریب اموال عمومی و مقابله مستقیم با نیروهای حافظ امنیت بود.

جوانان و نوجوانان هدف اصلی این آموزش‌ها بودند. محتواها به‌گونه‌ای طراحی می‌شد که احساسات، هیجان و خشم را تحریک کند و ذهن مخاطب را از مسیر مطالبه اجتماعی به سمت خشونت سازمان‌یافته سوق دهد. در این کانال‌ها، نحوه برخورد با مردم عادی، شیوه درگیری با نیروهای انتظامی و حتی تکنیک‌های ایجاد رعب و وحشت به‌صورت دقیق آموزش داده می‌شد.

عبور از خط قرمز؛ آدرس‌دهی برای حمله

اما ماجرا به آموزش‌های مجازی ختم نمی‌شد. اعترافات نشان می‌دهد که این شبکه‌ها وارد فاز عملیاتی شده بودند. در برخی از اکانت‌های تلگرامی، آدرس دقیق نهادهای نظامی، انتظامی و دولتی منتشر می‌شد؛ آدرس‌هایی که همراه با فراخوان‌های مستقیم برای حمله، تخریب و آتش‌زدن این مراکز ارائه می‌شد.

این نقطه، همان جایی است که تفاوت میان «اعتراض» و «اغتشاش سازمان‌یافته» به‌وضوح نمایان می‌شود. هدف دیگر صرفاً ایجاد فشار اجتماعی نبود؛ بلکه فلج‌سازی ساختارهای حاکمیتی، ایجاد ناامنی گسترده و کشاندن کشور به سمت هرج‌ومرج دنبال می‌شد.

از آموزش خشونت تا تسهیل تسلیح

اعترافات این عامل اسرائیل، لایه‌ای عمیق‌تر از ماجرا را نیز آشکار کرد. در برخی از این کانال‌ها، حتی آدرس و مسیرهایی برای خرید سلاح و تجهیزات خطرناک در اختیار مخاطبان قرار داده می‌شد. این اقدام، به‌معنای عبور کامل از جنگ رسانه‌ای و ورود رسمی به فاز اقدامات مسلحانه بود.

شبکه‌ای که خود را حامی مردم معرفی می‌کرد، در عمل جوانان را به سمت مسلح‌شدن، درگیری خونین و ورود به مسیری بی‌بازگشت سوق می‌داد؛ مسیری که نتیجه‌ای جز قربانی‌شدن همان جوانان و بی‌ثبات‌سازی کشور نداشت.

پروژه براندازی با پوشش اعتراض

این عامل در اعترافات خود صراحتاً تأکید می‌کند که هدف نهایی این جریان، نه اصلاح، نه مطالبه و نه حتی اعتراض، بلکه براندازی و سقوط نظام بوده است. اغتشاشات خیابانی برای آن‌ها یک ابزار بود؛ ابزاری برای اجرای یک سناریوی بزرگ‌تر که طراحی آن در اتاق‌های فکر دشمنان ایران، با محوریت رژیم صهیونیستی، انجام شده بود.

حضور این افراد در جریان اغتشاشات، حضوری خودجوش یا احساسی نبود؛ بلکه مأموریتی تعریف‌شده با دستورکار مشخص بود: ایجاد ناامنی، تخریب زیرساخت‌ها، تحریک افکار عمومی و فراهم‌کردن زمینه فشارهای سیاسی و بین‌المللی.

جنگی که فقط در خیابان نیست

آنچه این اعترافات روشن می‌کند، یک واقعیت مهم است: جنگ امروز، صرفاً در خیابان‌ها اتفاق نمی‌افتد. بخش اصلی آن در فضای مجازی، در کانال‌ها، اکانت‌ها و روایت‌هایی ساخته می‌شود که ذهن‌ها را قبل از پاها به حرکت درمی‌آورد.

اعترافات عامل اسرائیل، سندی روشن از این واقعیت است که اغتشاشات، محصول یک نارضایتی ساده نبود؛ بلکه خروجی یک جنگ ترکیبی بود که رسانه، آموزش، عملیات روانی و خشونت میدانی را به‌هم گره زده بود.

روایتی که امروز افشا شده، نه برای بستن باب نقد و اعتراض، بلکه برای جداکردن خط روشن میان مطالبه‌گری اجتماعی و پروژه‌های براندازانه‌ای است که با نقاب مردم، امنیت و آینده همان مردم را نشانه می‌گیرند.

ارسال نظرات