یادداشت؛
زنده شور؛ تیغی دو لبه میان جسارت و شجاعت
فیلم «زنده شور» با جسارتی بیپروا به نقد صریح احکام دینی و قوانین قصاص میپردازد و مرزهای متعارف را درمینوردد. این اثر، هم به عنوان یک درام قدرتمند و هم به مثابه یک پدیدۀ فرهنگی جنجالبرانگیز، پرسشهای عمیقی درباره مرزهای جسارت هنری و نسبت سینما با باورهای دینی و اجتماعی مطرح میکند.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، از منظر فنی و روایی، «زنده شور» اثری است مسلط و تاثیرگذار. فیلمنامهای پیچیده و پرتلاطم، با شخصیتپردازیهای چندلایه و گرههای دراماتیک محکم، بستری فراهم میآورد که کارگردان با تسلط کامل بر آن حرکت میکند. کاظم دانشی به خوبی نشان میدهد بر اصول داستانگویی سینمایی و همراهسازی مخاطب مسلط است. او میتواند در سکانسی بیننده را به خنده بیندازد و در سکانسی بعد، با یک کلوزآپ دردناک یا یک فلاشبک تلخ، او را به عمق غم فروبرد. ریتم فیلم، کنترلشده و مبتنی بر اوج و فرودهای حسابشده است. حضور بازیگران نامآشنا و نقشآفرینیهای قابل قبول، بر غنای دراماتیک اثر میافزاید. دانشی با این اثر، بقا و قدرت خود را به عنوان فیلمسازی مولف و صاحب سبک در سینمای ایران یکبار دیگر به رخ میکشد.
اما آنچه «زنده شور» را از یک درام اجتماعی قدرتمند به یک پدیدۀ فرهنگی جنجالبرانگیز ارتقا میدهد، انتخاب بیپروای سوژه و زاویۀ دید آن است. دانشی در این فیلم، مرزهای متعارف را درمینوردد و به صراحت، قانون، شریعت و حتی آیات صریح قرآن کریم (به ویژه آیات مرتبط با قصاص) را در کانون نقد و واکاوی داستانی خود قرار میدهد. او با جسارت، به خود اجازه میدهد تا از منظر انسانمحور و با تمرکز بر تضادهای عاطفی و اخلاقی در جهان مدرن، به تفسیر و نقد این مفاهیم بپردازد. این رویکرد، در جامعهای که هنوز درگیر تعارض سنت و تجدد است و پلی استوار بین آن دو نیافته، به شدت حساسیتبرانگیز است.
فیلم، با تمرکز بر آیات قصاص و نپرداختن به آیات عفو و گذشت، از دید منتقدان، نگاهی یکسو و گاه تقلیلگرا به متن دینی ارائه میدهد. این گزینش یک طرفه از متون مقدس، خود میتواند محل پرسش باشد. افزون بر این، پرداخت به شخصیت روحانی درون زندان— که نه تنها جایگاه هدایتگری ندارد، بلکه به موضوع تمسخر و آماج توهین دیگران تبدیل شده و خرابکاریهایش گویا توجیهی برای این رفتار است— برای بسیاری از باورمندان، رنجشآور و نشاندهندهای از جهتگیری آشکار اثر تلقی خواهد شد.
اینجا است که پرسشی بزرگ و فلسفی در برابر مخاطب و منتقد قرار میگیرد: مرز جسارت هنری کجاست؟ و آیا سینمای متعهد میتواند یا باید پا در حریم متون و باورهای مقدس بخشی از جامعه بگذارد؟ از سوی دیگر، منبع تأمین بودجۀ چنین آثاری (بیتالمال در چارچوب نظام جمهوری اسلامی) و مجوز ساخت آنها، خود به معمایی سیاسی-فرهنگی بدل میشود که بر ابعاد اثر میافزاید.
در نهایت، «زنده شور» را باید تیغی دو لبه دانست. از یک سو، فیلم خوبی از کارگردانی مسلط که مخاطب را از ابتدا تا انتها در چنگال خود میفشارد. از سوی دیگر، بیانهای جسورانه و تهییجکننده که خشم گروهی را برخواهد انگیخت و تحسین گروهی دیگر را. «زنده شور» بیش از آنکه پاسخی دهد، پرسشهایی بنیادین را پیش روی جامعه، سینما و حاکمیت میگذارد؛ پرسشهایی که پاسخ به آنها، آسان نخواهد بود.
محمد حسین بنی احمدی
ارسال نظرات