۱۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۷:۱۹
کد خبر: ۸۰۵۹۷۹
یادداشت؛

هاتف؛ تراژدی آرمان‌خواهی در سنگلاخ تجارت + تیزر

هاتف؛ تراژدی آرمان‌خواهی در سنگلاخ تجارت + تیزر
«جهان مبهم هاتف» نه یک داستان عاشقانه، بلکه یک تراژدی صنعتی است؛ فیلمی که در آن پیچ و مهره‌های کارخانه، استعاره‌ای از پیچیدگی‌ها که در مفاهیم بزرگ پنهان می‌شود.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، مجید رستگار در نخستین تجربه‌ سینمایی خود با فیلم «جهان مبهم هاتف»، نه تنها از چارچوب‌های مرسوم سینمای جشنواره‌ای فاصله می‌گیرد، بلکه تلاشی جسورانه برای ورود به عرصه‌هایی انجام می‌دهد که معمولاً محل توجه سینمای ایران نیست: عرصه‌ی صنعت ملی، رقابت با ساختارهای رانتی و تقابل میان نخبگان جوان و لابی‌های واردات‌محور. این فیلم، پیش از آنکه روایتی از دوستی باشد، بیانیه‌ای سنگین درباره‌ هزینه‌ ملیِ آرمان‌خواهی است.

تراژدی دو جوان و رویای قطع وابستگی

هسته اصلی فیلم بر پایه‌ی شیمی باورپذیر میان هاتف و جهان (با بازی‌های ظریف آرمین رحیمیان و کیوان ساکت‌اف) شکل می‌گیرد؛ دو مهندس نخبه‌ای که با اعتقاد به توانایی‌های داخلی، قصد دارند با نوسازی توربین‌های حیاتی، گامی عملی در جهت خودکفایی بردارند. این آرمان، بذر اصلی تعارض فیلم را می‌کارد. رستگار به‌درستی بر این نکته تأکید می‌کند که بزرگ‌ترین مانع نخبگان ایرانی، نه ضعف فنی، بلکه دیوارهای ساختاری است که توسط قدرت‌های منفعت‌طلب بنا شده است.

هاتف؛ تراژدی آرمان‌خواهی در سنگلاخ تجارت +تیزر

چهره‌های متضاد: آرمان در برابر زالوهای اقتصادی

فیلم در ترسیم قطب‌های درگیری، بسیار موفق عمل کرده است. در یک سو، هاتف و جهان نماد تلاش صادقانه و ریسک‌پذیری نسل جوان دانشگاهی هستند. در سوی دیگر، دو شخصیت ضدقهرمان فیلم، تجسم‌دهنده‌ی همان «زالوهای اقتصادی» هستند که فیلم به درستی ترسیم می‌کند:

  1. خانم کوشکی (لیلا زارع): او نیرویی خاموش اما مخرب است؛ نماینده‌ی جریان واردات‌محور که با تکیه بر نفوذ و روابط پشت‌پرده، هرگونه تلاشی برای تولید بومی را خفه می‌کند. لیلا زارع با بازی کم‌دیالوگ اما پرمعنا، فضای سنگین تهدید پنهان را به خوبی منتقل می‌کند.
  2. کامران درحی (رضا کیانیان): کیانیان در این نقش، مرز خاکستری تجارت ایرانی را ترسیم می‌کند. او صرفاً یک فاسد نیست؛ یک تاجر باهوش است که عقلانیت اقتصادی‌اش به سمت فرصت‌طلبی بی‌رحمانه متمایل شده است. بازی کیانیان در القای تضاد درونی و لبخندهای مهارشده‌اش، عمق فساد ساختاری را به‌جای فریاد، با سکوت روایت می‌کند.
زیبایی‌شناسی صنعتی: آهنی که احساس را منعکس می‌کند

یکی از نوآوری‌های بصری فیلم، انتخاب هوشمندانه‌ی لوکیشن‌هاست. رستگار دوربین را از فضاهای عمومی به عمق محیط‌های صنعتی واقعی می‌برد. پیچ و مهره‌ها، فلز سرد و محیط‌های کارگاهی، صرفاً پس‌زمینه نیستند؛ آنها استعاره‌ای از جدیت، سختی کار مهندسی و همچنین سردی مناسباتی هستند که بر سر مسیر این جوانان سایه افکنده است. این فضا، تقابل زیبایی‌شناختی میان آهن و احساس را شکل می‌دهد.

هاتف؛ تراژدی آرمان‌خواهی در سنگلاخ تجارت +تیزر

جمع‌بندی: امیدی واقع‌گرایانه در دل ابهام

«جهان مبهم هاتف» فیلمی با پایان‌بندی متعارف نیست. رستگار از خلق قهرمانان مطلق یا سقوط کامل ضدقهرمانان اجتناب می‌کند و مخاطب را در یک لحظه‌ی تأمل‌برانگیز رها می‌سازد. این واقع‌گرایی دردناک، فیلم را از سطح یک درام صرف فراتر برده و به نقدی اجتماعی تبدیل می‌کند. این اثر، جسارت خود را از وفاداری‌اش به نمایش نبردی می‌گیرد که هر روز در صنعت و اقتصاد ملی در جریان است: نبرد میان دانش بومی و رانت قدرتمند. فیلم رستگار اثبات می‌کند که سینمای ایران همچنان ظرفیت نمایش دغدغه‌های ملی را دارد، به شرط آنکه جسارت ورود به «جهان مبهم» حقیقت را داشته باشد.

تعداد بازدید : 1
ارسال نظرات