تمام کفر در برابر تمام اسلام صفآرایی کرده است/ اگر ولایت فقیه نبود، ایران دچار فروپاشی میشد
به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، حجت الاسلام والمسلمین احمدی شاهرودی عضو مجمع عمومی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در ابتدای درس خارج خود به لزوم تبیین جایگاه و نقش ولایت فقیه در جامعه از سوی طلاب و مبلغان پرداخت.
متن کامل این سخنان بدین شرح است:
ما در یک تقابل سادهی سیاسی یا منطقهای نیستیم. مسئله این است که امروز یک جبههی گسترده در برابر هویت و موجودیت اسلام ایستاده و جمهوری اسلامی ایران در خط مقدم این تقابل قرار دارد. اینطور نیست که فقط اسرائیل روبهروی ما باشد؛ پشت این صحنه، قدرتهای بزرگ غربی حضور دارند و نقش مستقیم را بازی میکنند. بعضی ضربههایی که به ایران وارد شده، نه از سوی اسرائیل، بلکه از طرف دولتهای اروپایی بوده است. بنابراین ما با یک پروژهی حسابشده و بلندمدت طرفیم، نه واکنشهای مقطعی.
این دشمنی هم مربوط به گذشته نیست که تمام شده باشد. نقشههایی که برای تضعیف و فروپاشی ایران اسلامی کشیده شده، همچنان روی میز است و ممکن است در آینده با شکلهای جدیدتری خودش را نشان بدهد. سؤال اساسی اینجاست که چه چیزی تا امروز این نقشهها را خنثی کرده و اجازه نداده کشور به سرنوشت خیلی از کشورهای منطقه دچار شود؟
روشن است، عامل اصلی، ولایت فقیه است. اگر این ستون نبود، نه فقط نظام سیاسی، بلکه اصل امنیت و انسجام ایران از بین میرفت. بحث صرفِ ساختار یا نهاد نیست؛ مسئله رهبریِ آگاه، شجاع و مسلط به صحنه است. نبود چنین رهبریای یعنی کشور در بحرانها معطل تصمیم، دچار چنددستگی و بازیچهی دشمن شود.
برای فهم این مسئله، به نمونههای اطراف خودمان نگاه میکنیم. فلسطین سالهاست هزینهی نداشتن یک رهبری سالم و الهی را میدهد. شخصی مثل یاسر عرفات، با اینکه در ظاهر یک جریان ساز بزرگ بود، اما فاقد آن تعهد و پاکی لازم برای هدایت یک ملت مظلوم بود. نتیجهاش این شد که یک ملت با آرمان درست، اما با هدایت نادرست، سالها عقب افتاد و ضربه خورد. این مقایسه برای این است که بفهمیم داشتن حق، بدون رهبر حقشناس، تضمینکنندهی نجات نیست.
در ایران، ما در سختترین شرایط، از جنگ گرفته تا تحریم و بحرانهای امنیتی، شاهد مدیریت دقیق بودهایم. حتی در حوادث نظامی اخیر که فرماندهان بزرگی به شهادت رسیدند، دشمن تصور میکرد سیستم فرماندهی ما دچار فروپاشی میشود، اما بلافاصله فرماندهان جدید تعیین شدند و خلأیی شکل نگرفت. این سرعت و دقت، حاصل اشراف و تدبیر رهبری است؛ چیزی که اتفاقی یا خودبهخود به دست نمیآید.
از همینجا وظیفهی طلاب روشن میشود. تبیین ولایت فقیه یک کار حاشیهای یا سلیقهای نیست. همانطور که نماز ستون دین است، تبیین درست ولایت هم ستون حفظ جامعهی دینی است. مردم بسیاری از این واقعیتها را نمیدانند یا درست تحلیل نمیکنند. اگر طلبه این مسائل را برای مردم روشن نکند، مسئول است؛ هم در برابر تاریخ، هم در برابر خون شهدا و هم در برابر امام زمان(عج).
درسهایی مثل کفایه، مکاسب و تفسیر سر جای خودشان ارزشمندند، اما اگر جهت نداشته باشند، اگر در خدمت حفظ دین و جامعهی اسلامی قرار نگیرند، هدف نهایی محقق نمیشود. بقای همین معارف، وابسته به بقای نظامی است که از آنها پاسداری میکند و این نظام بدون ولایت فقیه دوام نمیآورد.
از اینرو تأکید میشود که نسبت ما با رهبری، یک نسبت تشریفاتی یا احساسی نیست. باید گوشبهفرمان بود؛ نه از سر تعصب کور، بلکه از سر فهم میدان.
بزرگان هم روی همین نکته تأکید داشتند که خط حرکت باید با خط رهبری تنظیم شود. مخالفت با این مسیر یا تضعیف آن، معمولاً از ناآگاهی یا بیدغدغگی نسبت به انقلاب ناشی میشود.
در این نگاه، رهبری محدود به مرزهای ایران نیست. هر کسی در دنیا که دنبال حق و ایستادگی در برابر ظلم باشد، میتواند از رهبری الهام بگیرد. این نه ادعای اغراقآمیز، بلکه یک واقعیت قابل مشاهده در معادلات جهانی است و مایهی افتخار جمهوری اسلامی محسوب میشود.
در نهایت، این پیام باید ساده و صریح به مردم منتقل شود: ولایت فقیه یک مفهوم انتزاعی و پیچیدهی طلبگی نیست؛ یعنی امنیت، ثبات و حفظ کشور در میان دریایی از دشمنیها. اگر این نباشد، تجربهی منطقه نشان داده که چه بلایی سر ملتها میآید. جوانی که این را نمیداند، باید با او حرف زد، آگاهش کرد و واقعیت را بدون تعارف برایش توضیح داد.
اینها حرفهایی است که باید روی منبر گفته شود؛ مخصوصاً در زمانهایی مثل ماه رمضان. نه با اغراق، بلکه با تحلیل، صداقت و احساس مسئولیت.