۲۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۲۵
کد خبر: ۸۰۹۲۴۲
یادداشت؛

از ملک تا ملکوت؛ خونی که جغرافیا و تاریخ را دگرگون کرد

از ملک تا ملکوت؛ خونی که جغرافیا و تاریخ را دگرگون کرد
اکنون که خون «سیدالشهدای انقلاب» بر زمین ریخته، ما شاهد تحقق همان «سر نهانی» هستیم که عارفان بدان اشاره می‌کردند؛ خونی که مرزهای دوست و دشمن را شسته و ما را به عصر جدیدی از بیداری ملکوتی وارد کرده است.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، به راستی در خون بدن انسان، این مایع سرخ فام درخشان، چه حقیقتی نهفته که آن را شایسته امرعظیم و تحول آفرین می کند؟ پاسخ را باید در هستی شناسی انسان جستجو کرد. از منظرحکمت الهی، انسان بالاترین رتبه وجودی درمیان مخلوقات را دارد و امانت‌دار هستی است. کیان و کینونت او مرتبط با دو عالم است. نخست عالم مرئی که در آن جسم او متصل به روح است و به جهت همین اتصال جسم به روح از آن به «بدن» می توان یاد نمود که آيت است. همانگونه که به روح از جهت اتصال به جسم «قلب» نام نهاد که تعقل می کند. دوم عالم غیبی که تنها با روح اش به آن متصل می شود. پس او دو بودن در عالم دارد. بودن در عالم مرئی و ملک و بودن در عالم غیبی و ملکوت. او در دو عالم است و بین دو ادراک ملکی و ملکوتی. پس خون را باید ملکی-ملکوتی فهمید.

در ساحت ملکی البته که خون در رگ های تن آدمی می گردد و به او زندگی و زایندگی می بخشد اما از قضا وجه ملکوتی اش آنگاه آشکار می شود که دیواره‌های رگ را می‌شکافد و از قفس تن بیرون می‌زند و بر سنگفرش زمین و ستون های آسمان، خانه و خیابان، مرکب و دیوار می پاشد. گویی خون آن‌گاه به تمام معنای خود می‌رسد که بدن را بی‌جان و جهان را پرخون می‌کند و به مکان و زمان معنا می بخشد. این چه نیرویی در جوشش خون است که جغرافیای را نشانه گذاری و مسیر تاریخ را تعیین می کند؟ این چه حقیقت شگفتی است که هیچ حرکت مستمر تاریخی یا واقعیت عظیم جمعی، صرف نظر از جهت و نسبت آن با خیر و شر یا حق و باطل را نمی توان سراغ گرفت جز اینکه حول خون قوام گرفته باشد؟

هر که نداند ما شیعیان عترت مطهر نبوی این معنا را خوب می شناسیم ما که در آمد و شد شب و روز چهارده قرن در نسبت با نبأ عظیم و ثار عظیم تشخص و امتداد یافته ایم. درست از فجر رمضانی که جاهلان خورشید را سرشکافتند و بوزینگان بالارفته بر کرسی خلافت انسان کامل، سرمست اریکه قدرت، به خیال خود کار را تمام کرده و در عصر روز دهم خورشید را سربریدند. غافل از آنکه شیعه برای همیشه تاریخ چشم به سرخی شفقی دارد که روز را به شب می رساند! و می خواند قل اعوذ برب الفلق که این سرخی از خون فرزند رسول خدا، حسین ابن علی(ع) رنگ گرفته است.

رستاخیزی که در این ماه رمضان ۱۴۰۴ (۱۴۴۷ق) از پس شهادت قائد امت، ولی امر مسلمین، مرجع تقلید جهان تشیع و رهبر شهید ایران آیت الله العظمی سیدعلی حسینی خامنه‌ای برپا شده حاکی از آن است که ما باز با ثاری عظیم و خونی جریان ساز مواجه هستیم. راه بردن به معنا و حقیقت خون رادمرد امت، جهانمرد ایران، سیدالشهدای انقلاب و اسباب عمیق، آثار وسیع و باطن انقلابی که این خون پدید آورده و می آورد جز از اهل ملکوت ساخته نیست. همانگونه که عارف اهل ملکوت علامه حسن زاده آملی بیست سال پیش اشارتی به این «سر نهانی» که امروز «حرف جهانی» شده، داشته اند اما به قدر امکان ملکی و توان دستگاه های معرفتی مان، باید شناخت، رمزگشایی، تبیین و تفسیر کرد.

بسیاری از ما در خیال خویش برای آن ابرمرد الهی ایران پایانی دیگر می‌پنداشتیم؛ امّا نویسنده حکیم و شهید تقدیر، داستان او را به ساحتی فراتر از تصورات ما کشاند. قهرمان ما را مرگی جز شهادت نشاید. سیدعلی نمی توانست بر بستر بیماری یا به تصادف و طبع بمیرد اصلا تصور چنین چیزی همانگونه که خود می گفت قلب او را می فشرد. تنها پایان ممکن برای قصه او، جاری شدن خون بود اما جزئیات این مرگ سرخ نیز به نحو دیگر طراحی شده بود. او به مانند امیر مومنان علی ابن ابی طالب(ع) در ماه رمضان ناجوانمردانه و تروریستی و به‌مانند امام حسین ابن علی(ع) با اهل بیتش به شهادت رسید. گویی مقرر بوده که در شهادت او تمامی گریزگاه های روضه شیعی حاضر باشد از بدن پاره پاره و اربا‌اربا تا اهل بیت و دختر خردساله. سید علی محتشم تر از آن بوده که توسط دست نشاندگان یا درجه دوهایی چون امثال منافقین شهید شود. شهادت او باید مستقیما توسط رأس نظام سلطه و صهیونیسم جهانی و شقی ترین رئیس تمدن اپستینی رخ دهد.

منطق این درام این است که در چنین صحنه ای جای هیچ شبهه و ابهامی نباید باقی بماند. این خون مطهر ریخته شده در صبح شنبه، قرار است مسیر آینده تاریخ ایران و تضادهای آن را مشخص کند. بدین ترتیب درام عظیم الهی به ما خونی جدید اعطا کرد که با به حرکت درآمدن، کالبد خسته و زخمی انقلاب و ایران را جانی دوباره  دهد و با سرخی خود، خط فاصلی پررنگ میان دوست و دشمن، بیرون و درون، خودی و غیرخودی ترسیم کند. گویی همه پرده های این نمایشنامه سترگ یک به یک اجرا درآمدند تا با رقم خوردن پرده آخر ما به عصر جدیدی وارد شده و همچون همه داستانهای بزرگ تاریخ خود را ذیل خونی عظیم بازتعریف کنیم و بدانیم که شهید زنده تر و قدرتمندتر از قهرمان است.

حجت الاسلام علی‌اصغر اسلامی‌تنها

ارسال نظرات