۲۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۵۹
کد خبر: ۸۰۹۲۸۸
یادداشت؛

شاید یوسف ما، بنیامین‌ات را گرفته تا به وجود خودش مضطر شوی...

شاید یوسف ما، بنیامین‌ات را گرفته تا به وجود خودش مضطر شوی...
حکمت الهی در غیبت بنیامین، یعقوب را به اضطرار وصل کرد تا گریه‌های او، بند دوری طولانی را بشوید و زمینه برای وصال مجدد فراهم آید.

به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، درست است که یعقوب نبی، یوسف را ته دلش بسیار بیشتر از بنیامین دوست دارد [۱] اما وجود بنیامین در کنار یعقوب باعث شد او همچنان قوت قلبی داشته باشد و به همین خاطر وقتی خبر غیبت یوسف را به او می‌دهند به "فَصَبْرٌ جَميلٌ" [۲] اکتفا می‌کند.

اما وقتی یوسف، بنیامین را از یعقوب سلام الله علیهم اجمعین گرفت دیگر اساس زندگیِ یعقوب به‌هم‌ریخت و بند دلش پاره شد.

درست است که باز "فَصَبْرٌ جَميلٌ" [۳] را گفت اما ...

جالب است که حالا که بنیامین را از دست داده، مضطرانه یوسف را صدا می‌زند و چنان غمِ یوسف در او زنده می‌شود و برای او گریه می‌کند که چشمانش سفید می‌شود:

"قالَ يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ" [۴]

جالب‌تر آنکه خود یعقوب در لحظه‌ای که خبر بنیامین را می‌شنود و می‌فهمد چه غصه‌ای به او تحمیل شده انگار دلش به "وصال به یوسف" روشن می‌شود:

"عَسَى اللهُ أَنْ يَأْتِيَني بِهِمْ جَميعاً" [۵]

امیدی که با خبر "غیبت یوسف" نداشت الان و با "از دست دادن بنیامین" در او ایجاد شد.

در این ایام، فقط به کار حکیمانه یوسف فکر کنید!

یوسف با گرفتن بنیامین، یعقوب را به اضطرار انداخت تا گریه‌های یعقوب، این دوری و فراق طولانی را بشوید و "وصال یوسف" را از خدا بگیرد.

حجت الاسلام محمد سعادتمند عضو مجمع خطبا اصحاب‌الصاحب علیه‌السلام

ارسال نظرات