۰۴ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۴
کد خبر: ۸۱۰۲۸۲
حجت الاسلام ملایی در گفت‌وگو با رسا مطرح کرد؛

چرا الازهر در برابر حاکمیت‌ها استقلال ندارد

چرا الازهر در برابر حاکمیت‌ها استقلال ندارد
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با تحلیل ابعاد بیانیه اخیر الازهر و پاسخ نهادهای حوزوی ایران، بر این نکته تأکید کرد که تفاوت‌های بنیادین میان ساختار سازمان روحانیت شیعه و اهل تسنن، منجر به شکل‌گیری مواضع متفاوتی در قبال استکبار شده است.

حجت الاسلام رضا ملایی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، با تحلیل ابعاد مختلف بیانیه اخیر الازهر و پاسخ نهادهای حوزوی جمهوری اسلامی ایران، بر این نکته تأکید کرد که تفاوت‌های بنیادین میان ساختار سازمان روحانیت شیعه و اهل تسنن، منجر به شکل‌گیری مواضع متفاوتی در قبال حاکمیت‌ها و تحولات منطقه شده است.

این استاد دانشگاه اظهار داشت: در بررسی بیانیه اخیر الازهر و واکنش‌های صادر شده از سوی علما و حوزه‌های علمیه ایران، نکات چندلایه‌ای وجود دارد که بی‌توجهی به آن‌ها، درک صحیحی از واقعیت‌های سیاسی جهان اسلام به ما نمی‌دهد. آنچه من به عنوان نکته اول و بنیادین بر آن تأکید دارم، تفاوت ماهوی و ساختاری میان «سازمان روحانیت شیعه» و «سازمان روحانیت اهل تسنن» است. این تفاوت صرفاً یک اختلاف فقهی یا مذهبی نیست، بلکه در نحوه سازماندهی، جایگاه حقوقی و نوع تعامل با حاکمیت‌ها نمود پیدا می‌کند.

وی افزود: سازمان روحانیت شیعه به گونه‌ای طراحی و سازماندهی شده است که ذاتاً دارای استقلال در برابر حاکمیت‌های مختلف است. این ویژگی ساختاری به روحانیت شیعه این امکان را می‌دهد که در صورت لزوم، رویکردی انتقادی نسبت به قدرت سیاسی داشته باشد و حتی در برابر انحرافات حاکمان بایستد. در مقابل، سازمان روحانیت اهل تسنن در طول تاریخ و به ویژه در ساختارهای معاصر، به گونه‌ای شکل گرفته که در برابر حاکمیت‌های متکی بر نظریه‌های سلطنت و خلافت، فاقد استقلال عملی باشد و چاره‌ای جز «رهروی» از حاکمیت نداشته باشد؛ یعنی برخلاف روحانیت شیعه که نقش «رهبر» و ناظر بر حاکمیت را دارد، روحانیت سنی غالباً در نقش «مأمور» یا تابع حاکمیت عمل می‌کند.

دکتر ملایی در تبیین ریشه این تفاوت، به منابع اقتصادی این دو سازمان اشاره کرد و گفت: اصل ماجرا و عامل اصلی این تفاوت در رفتار، به منابع اقتصادی این دو ساختار بازمی‌گردد. سازمان روحانیت شیعه در ایران و سایر مناطق، اقتصاد خود را بر پایه منابع مردمی، وجوهات شرعی و خیرات استوار کرده است. این استقلال اقتصادی، مقدمه‌ای برای استقلال سیاسی و فکری است. اما در مقابل، سازمان روحانیت اهل تسنن در بسیاری از کشورهای اسلامی، از بودجه‌های دولتی و حاکمیتی تغذیه می‌کند. طبیعتاً وقتی نان و آب یک نهاد دینی در گرو بودجه حاکمیت است، آن نهاد حتی اگر دیدگاه‌های انتقادی عمیقی نسبت به سیاست‌های حاکم داشته باشد، عملاً قدرت ابراز آن را نخواهد داشت و ناچار به همسویی و سکوت می‌شود.

این تحلیلگر مسائل سیاسی ادامه داد: بنابراین، فتوای اخیر شورای مفتیان و بیانیه صادره از الازهر را نباید صرفاً در چارچوب‌های دینی و فقهی سنجید. این مواضع نمادی بارز از وابستگی ساختاری سازمان روحانیت اهل تسنن به حاکمیت‌های موجود در کشورهای اسلامی است. ممکن است بسیاری از مفتیان و علمای الازهر در باطن و وجدان دینی خود، بر اساس اصول مسلم حقوق بشر، آیات قرآن کریم و حتی اصول مذهب تسنن، دفاع جمهوری اسلامی ایران از خود و اقدام متقابل علیه پایگاه‌های آمریکایی را مشروع بدانند، اما ساختاری که در آن قرار دارند اجازه صدور چنین فتوایی را به آن‌ها نمی‌دهد.

وی تصریح کرد: منطقاً و از نظر حقوقی، دفاع از تمامیت ارضی و پاسخ به تهدیداتی که از پایگاه‌های بیگانه علیه یک کشور اسلامی صورت می‌گیرد، امری مشروع و پذیرفته شده است. اما الازهر که بیش از اینکه یک مرکز علمی مستقل باشد، نماد سازمان روحانیت رسمی اهل تسنن در جهان اسلام است، در این مقطع تاریخی چاره‌ای جز صدور بیانیه‌ای مطابق خواست حاکمیت‌های منطقه نداشته است. این وابستگی تاریخی، اصلی‌ترین نقطه تمایز و تفاوت میان روحانیت شیعه و سنی است که متأسفانه در مواجهه با مسائل حیاتی جهان اسلام خود را نشان می‌دهد.

فقدان نگاه منطقه‌ای در بیانیه الازهر

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در بخش دوم سخنان خود به نقد دیگری از بیانیه الازهر پرداخت و گفت: نکته دوم که در بیانیه اخیر الازهر مغفول مانده، فقدان نگاه منطقه‌ای و درک صحیح از تحولات ژئوپلیتیک در غرب آسیا است. برادران روحانی در الازهر و شورای مفتیان به این واقعیت توجه نکردند که جنگی که اکنون رخ می‌دهد و جمهوری اسلامی ایران در کانون آن قرار دارد، یک جنگ معمولی نیست. این جنگ، جنگی برای تغییر نظم منطقه به نفع غرب و رژیم صهیونیستی است.

دکتر ملایی خاطرنشان کرد: تمرکز این جنگ بر جغرافیای پایگاه‌های آمریکایی در کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهایی مانند اردن است. هدف استراتژیک دشمن در این جنگ، ایجاد هژمونی مطلق برای اسرائیل در منطقه است. برای رسیدن به این هدف، بازوان مقاومت را یکی پس از دیگری هدف قرار می‌دهند. اما نکته حائز اهمیت اینجاست که این هژمونی با قطع بازوان مقاومت پایان نمی‌یابد. در مراحل بعدی، کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات و دیگر کشورهای اسلامی منطقه که اکنون در کنار غرب قرار دارند، نیز در هدف این پروژه تغییر نظم قرار خواهند گرفت.

وی افزود: آنچه نظام جهانی و غرب می‌خواهد، تغییر نظم منطقه به نفع منافع خودشان است، نه به نفع جهان اسلام. اگر الازهر و علمای اهل تسنن با در نظر گرفتن وابستگی‌های ساختاری خود، به عمق ماجرا نگاه می‌کردند، متوجه می‌شدند که سکوت یا همراهی آن‌ها با پروژه‌های غربی، در نهایت امنیت و موجودیت کشورهای خودشان را نیز تهدید خواهد کرد. متأسفانه فقدان این نگاه کلان و منطقه‌ای، باعث شده است که آن‌ها در تحلیل خود از دفاع مشروع جمهوری اسلامی ایران دچار خطا شوند.

لایه‌های پنهان بیانیه باقرالعلوم

این استاد دانشگاه در ادامه به تحلیل بیانیه دانشگاه باقرالعلوم پرداخت و گفت: در میان واکنش‌های صادر شده در داخل کشور، بیانیه‌ای که از سوی دانشگاه باقرالعلوم صادر شد، دارای لایه‌های عمیق و پیچیده‌ای است که شاید در نگاه اول و با بررسی سطحی متن، به درستی درک نشود. برخی منتقدان به لحن بیانیه معترض بودند و آن را ضعیف ارزیابی کردند، اما اگر از ظاهر متن عبور کنیم و به اراده و نیت اصلی نویسندگان آن توجه کنیم، واقعیت متفاوتی را می‌بینیم.

وی توضیح داد: بیانیه دانشگاه باقرالعلوم با شورای مفتیان یا ساختارهای رسمی روحانیت اهل تسنن وارد گفتگوی مستقیم نشده است. در لایه عمیق این بیانیه، مخاطب اصلی، نسل جوان، دانشجو و جوانان عرب در جهان اسلام هستند. این بیانیه در پی گفتگو با جوانان تحصیل‌کرده‌ای است که مشتاق اسلام سیاسی هستند و مبارزه با نظام سلطه و تغییر نظم منطقه به نفع جهان اسلام را آرمان خود می‌دانند. این جوانان می‌دانند که جمهوری اسلامی ایران امروز نماد بزرگی برای اسلام سیاسی و الگویی برای مقاومت در برابر استکبار است.

دکتر ملایی با تشبیه این رویکرد به شیوه ارتباطی رهبر معظم انقلاب گفت: این بیانیه یادآور نامه‌ها و سخنرانی‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دوران رهبری با جوانان تحصیل‌کرده در دانشگاه‌های غرب است. ایشان با دانشگاه‌هایی چون هاروارد، کمبریج، کلمبیا، شیکاگو و سوربن وارد مکاتبه مستقیم نشدند، بلکه مستقیماً با جوانان تحصیل‌کرده در این دانشگاه‌ها صحبت کردند. ایشان با زبانی محترمانه، علمی و منطقی، پرسش‌هایی را در اذهان آن‌ها ایجاد کردند تا آن‌ها نسبت به واقعیت‌های پنهان نظام سلطه بیندیشند. بیانیه دانشگاه باقرالعلوم نیز دقیقاً با همین استراتژی و در سطح منطقه تنظیم شده است.

وی ادامه داد: بیانیه دانشگاه باقرالعلوم نماد گفتگوی علمی با جوانان جهان عرب، به ویژه قشر تحصیل‌کرده و روشنفکر دینی است که اسلام سیاسی را راهی برای رهایی، بازگشت تمدن اسلامی و احیای هویت عربی-اسلامی خود می‌دانند. به همین دلیل، لحن این بیانیه با بیانیه‌های صادر شده از سوی مجمع تقریب مذاهب یا جامعه المصطفی متفاوت است. این تفاوت لحن ناشی از تفاوت مخاطب و نوع پیام است. بیانیه باقرالعلوم دعوت به تأمل و تفکر است، نه یک موضع‌گیری صرفاً سیاسی و رسمی.

واقع‌بینی در برابر شورای مفتیان

این تحلیلگر مسائل منطقه در پایان سخنان خود با اشاره به اثرات این نوع تحلیل‌ها گفت: ما باید واقع‌بین باشیم؛ شورای مفتیان الازهر به دلیل وابستگی‌های ساختاری که توضیح دادم، احتمالاً به حرف‌ها و استدلال‌های جمهوری اسلامی ایران تمکین نخواهند کرد. آن‌ها در چارچوب منافع حاکمان خود حرکت می‌کنند. اما جوانان جهان اسلام، به ویژه آن‌هایی که از ظلم و وابستگی حاکمان خود به غرب رنج می‌برند، تمکین خواهند کرد و این پیام را دریافت می‌کنند.

دکتر ملایی افزود: مخاطب اصلی بیانیه باقرالعلوم، همین جوانان هستند. مجموعه مصاحبه‌ها و تحلیل‌هایی که در داخل کشور تولید و منتشر می‌شود، اگرچه شاید در کوتاه‌مدت نتواند ساختارهای رسمی و وابسته منطقه را تحت تأثیر قرار دهد، اما در بلندمدت معنای عمیق و خوبی را از پایگاه جمهوری اسلامی به جهان مخابره خواهد کرد. این تولید محتوا افکار عمومی را هدف می‌گیرد.

بیانیه باقرالعلوم نماد نبرد فکری در میدان اندیشه

وی در خاتمه تأکید کرد: از منظر مصرف داخلی نیز، بیانیه باقرالعلوم حرکتی عاقلانه و به‌جا بود. این بیانیه و تحلیل‌های پیرامون آن، بیش از آنکه بر فضای سیاسی خارجی تأثیر فوری داشته باشد، بر فضای داخلی و افکار جوانان تحصیل‌کرده خودمان تأثیر مثبت می‌گذارد. تنظیم این بیانیه در محور گفتگو و طرح پرسش برای اندیشیدن، نشان‌دهنده بلوغ سیاسی و درک صحیح از میدان نبرد فکری است. جسارت علمی و درک عمیق از لایه‌های زیرین جامعه، آنچه را که در بیانیه باقرالعلوم مشاهده می‌کنیم، از یک موضع‌گیری صرفاً احساسی متمایز می‌کند و آن را به یک سند راهبردی برای ارتباط با نسل آینده جهان اسلام تبدیل کرده است.

ارسال نظرات