نقدی بر بیانیه الازهر/ غفلت از قاعده «دفع افسد به فاسد» و وارونهنمایی مفهوم دفاع
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، زیلی میگوید: «اگر ما این معنا را در نظر بگیریم که قلعهها خالی از اسیر نیست، درب جهاد بسته خواهد ماند. ما با پرتاب، کافران را قصد میکنیم، چه تمایز با نیت ممکن است و اگر در عمل ممکن نباشد، تکلیف بر گنجایش است.»
این قاعده امروز در مورد پایگاههای آمریکایی که در دل شهرهای کشورهای همسایه جای گرفتهاند، صادق است. ایران با اعلام هشدارهای مکرر و تعیین خط قرمز «اخراج دشمن از منطقه»، کوشید از ضرر خاص بکاهد؛ اما چون دشمن از این هشدارها درگذشت، دفاع به مرحلهای رسید که قاعده «دفع افسد به فاسد» جاری میگردد. بیانیه الازهر اما با تکیه بر ظاهر «حرمت قتل بیگناهان» و غفلت از این قاعده اصولی، درب جهاد را به روی مسلمانان بسته و فتوایی صادر کرده که سود آن به کسی میرسد که پایگاههایش از خاک کشورهای اسلامی به مسلمانان حمله میکند.
از میناب تا خارک؛ روایتی که قربانی را از یاد برد
نکته دیگر که در بیانیه الازهر مغفول و وارونه جلوه کرده، التفات به قربانیان بیگناه حملات آمریکا و اسرائیل است. در هفتههای اخیر، مدرسه میناب، شماری از غیرنظامیان در استانهای جنوبی و جمعی از مدافعان امنیت در پایگاههای نظامی، هدف حملات مستقیم و غیرمستقیم دشمن قرار گرفتهاند. گزارشهای میدانی نشان میدهد که دشمن در بسیاری از شهرها و روستاها، بیمارستانها و مدارس و دانشگاهها و حتی شیرخوارگاهها را نشانه رفته است.
اما در بیانیه الازهر، یک سویه به «جان بیگناهان در کشورهای همسایه» اشاره شده، آن هم با ادعایی بیشاهد و دروغین، و سوی دیگر ترازو یعنی جان بیگناهان ایرانیِ هدفگرفتهشده با مینهای هوایی و موشکهای نقطهزن، ناپیداست. این گزینشگری اخلاقی، یادآور قاعدهای است که آنتونیو گرامشی در تحلیل هژمونی فرهنگی «اخلاق دوگانه مسلط» مینامد: نهادهای بینالمللی و مراجع فراملی، خشونت ساختاری استعمار را «امنیت» و مقاومت در برابر آن را «تروریسم» میخوانند. الازهر در این بیانیه در مقام یکی از همان نهادها ظاهر شده است.
سه سناریو در برابر الازهرِ ساکت
با نگاهی به روندهای بلندمدت، سه سناریو برای آینده مواجهه نهادهای دینی جهان عرب با محور مقاومت میتوان تصویر کرد:
نخست: تداوم سکوت و اتهامزنی گزینشی
در این سناریو، الازهر و نهادهای همسان، ذیل فشارهای اقتصادی–سیاسی، به صدور بیانیههایی ادامه میدهند که جبهه مقاومت را در موضع متهم مینشاند. این وضعیت هر چند در کوتاهمدت هزینههای سیاسی برای ایران میافزاید، اما در میانمدت اعتبار آن نهادها را در افکار عمومی جهان اسلام فرو میریزد. نظرسنجیهای مرکز پیو در سال ۲۰۲۴ نشان میدهد که در کشورهایی چون مصر، اردن و ترکیه، اعتماد به مراجع دینی وابسته به دولت روندی نزولی داشته است.
دوم: افول نهادهای رسمی و ظهور مرجعیتهای مستقل مقاومت
در این سناریو، فتوای رسمی الازهر جای خود را به موجی از بیانیههای علمای مستقل و جوان حوزوی در کشورهای گوناگون میدهد. نمونه آن، بیانیه جمعی از علمای اهل سنت در پاکستان و افغانستان در حمایت از دفاع مشروع ایران در هفته گذشته بود (پایگاه خبری جامعه علمای اسلام پاکستان، ۲۵ مارس ۲۰۲۶). این سناریو، نشاندهنده شکاف میان «نهاد دینی رسمی» و «باور دینی مردمی» است.
سوم: بازتعریف فتوای دفاع در پرتو مفهوم «فتنه نظامی»
این سناریو محتملترین و در عین حال عمیقترین گزینه است. در این وضعیت، نهادهایی چون الازهر ناگزیر میشوند میان «فتنه نظامی دشمن» و «تعدی در دفاع» فرق بگذارند. قرآن کریم در آیه ۱۹۳ بقره میفرماید: «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لاٰ تَكُونَ فِتْنَةٌ»؛ یعنی با آنان پیکار کنید تا فتنه برچیده شود. اگر فقیهان، حضور پایگاههای نظامی بیگانه در کشورهای اسلامی را مصداق «فتنهای» بدانند که باید برچیده گردد، آنگاه فتوای دفاع نه تنها مشروع، که واجب میشود.
در انتظار توبهای که دیر میرسد
بیانیه منتسب به الازهر در بادی نظر، اشتباهی محاسباتی یا لغزشی سیاسی مینماید؛ اما در لایهای عمیقتر، بخشی از پروژه نظمدهی به جهان اسلام بر پایه نقشه «اسرائیل بزرگ» است. پروژهای که در آن، الازهر باید بگوید «جهاد فقط دفاع است» اما نگوید «دفاع یعنی تعقیب متجاوز تا مرکز تجاوز».
اما تاریخ الازهر، بزرگتر از یک بیانیه سیاسی است. همان الازهر که در سال ۱۹۵۶ علیه تجاوز سهگانه به مصر فتوا داد، و در سال ۲۰۰۳ اشغال عراق را محکوم کرد، و در سال ۲۰۲۳ علیه نسلکشی در غزه موضع گرفت، روزی این بیانیه را نیز از دیوان خود خواهد زدود. نه از پی فشار ایران، که به خاطر حیا در برابر خدا و تاریخ.
تأکید ما بر این است: مسلمانان ایران و عربستان و مصر و یمن، برادران دینی یکدیگرند. اما برادری دینی با سکوت در برابر تجاوز به برادر جمع نمیشود. پیامبر (ص) فرمود: «الْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَيَدِهِ»؛ و امروز، دستی که از خون برادر دفاع میکند، نه تنها «سلام» از او نشکسته، که «سلام» را برپا داشته است.
آینده از آن جبههای است که میان «دفاع» و «تعدی» خلط نمیکند و میان «حاکمیت کشورهای همسایه» و «پایگاههای اشغالگر» فرق مینهد. پیروزی ایران در این جنگ، نه برتری یک کشور بر دیگران، که شکست پروژهای نظمدهیِ استعماری بود که میخواست «دفاع» را جرم و «مقاومت» را تعدی بنامد.
و این پیروزی، مقدمهای است برای آن روز که قرآن بار دیگر در الازهر بر بلندای منبر خوانده شود: «أَذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ» (حج، ۳۹). و آن روز، بیانیهها نه در محکومیت مدافع، که در نکوهش متجاوز نوشته خواهد شد.