۱۷ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۴
کد خبر: ۸۱۱۴۷۴
حجت الاسلام خوش نظر در گفت‌وگو با رسا:

مذاکره در میانه جنگ؛ نه عقلانی است، نه شرافتمندانه

مذاکره در میانه جنگ؛ نه عقلانی است، نه شرافتمندانه
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم تصریح کرد: در شرایطی که ایران اسلامی با اتکا به مقاومت مردمی، دشمنان را به زانو درآورده و «دست برتر» را در میدان تقابل به دست گرفته است برخی هنوز از مذاکره سخن می‌گویند؛ اما این سخن نه عقلانی است، نه شرافتمندانه!

اشاره: در میانه تقابلی که از آن به عنوان جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران یاد می‌شود، فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور با یک دوگانگی قابل تأمل مواجه شده است؛ از یک سو، تأکید گسترده بر مقاومت، ایستادگی و بهره‌گیری از دستاوردهای میدانی، و از سوی دیگر، طرح مجدد ایده‌هایی همچون مذاکره و آتش‌بس از سوی برخی چهره‌های سیاسی همچون روحانی و ظریف. این در حالی است که تجربه‌های تاریخی، چه پیش از انقلاب و چه پس از آن، بارها نشان داده که هرگونه عقب‌نشینی در شرایط برتری، می‌تواند به از دست رفتن فرصت‌های راهبردی منجر شود.

در چنین شرایطی، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که طرح مذاکره در بحبوحه جنگ، نه‌تنها پیام ضعف به دشمن مخابره می‌کند، بلکه می‌تواند انسجام داخلی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. به‌ویژه آنکه در یک سال اخیر، رخدادهایی در جریان مذاکرات رسمی به وقوع پیوسته که نشان‌دهنده بی‌اعتمادی عمیق به طرف‌های مقابل است و این مسئله، مشروعیت هرگونه بازگشت به میز مذاکره را زیر سؤال می‌برد.

در همین راستا، خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، در گفت‌وگویی با حجت الاسلام سید کریم خوب بین خوش نظر، عضو هیات علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، به بررسی ابعاد مختلف این موضوع پرداخته و تلاش کرده است تا نسبت میان «مقاومت» و «مذاکره» را در شرایط کنونی مورد واکاوی قرار دهد.

مذاکره در شرایط برتری؛ عقلانیت یا ساده‌اندیشی؟

 رسا ـ آیا مذاکره با دشمنان در  شرایط کنونی که ایران اسلامی، دشمنان خود را به شکست واداشته و عملا در باتلاق ایران و قهرمان و بسته شدن تنگه هرمز گرفتار شده اند، امری معقول و منطقی است؟ 

با سلام و تحیت، و تقدیر و تشکر از زحمات شما دست اندارکاران خبرگزاری رسا، بی تردید پاسخ این کمترین به این سوال شما که آیا بازگشت به مذاکره در شرایط کنونی ـ که ایران دست برتر در جنگ رمضان را دارد ـ امری معقول و منطقی هست یا خیر، همچون همۀ مردم شریف و آزادۀ ایران اسلامی و مسوولان محترم نظام، منفی خواهد بود؛ البته نه تنها به این جهت که ایران دست برتر در جنگ را دارد، بلکه به جهت تجارب تاریخی در قبل و بعد از انقلاب اسلامی، و به ویژه تجربۀ یک سال اخیر که دو بار در حین مذاکرات رسمی دولت محترم، آمریکای جنایت پیشه و رژیم کودک کُش صهیونی، تمام اصول و قواعد بین المللی را زیر پا گذاشته و ضمن تخریب مراکز زیر ساختی، علمی، مدارس، بیمارستان ها و ... ، جمع زیادی از آحاد مردم، فرماندهان و رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای را به شهادت رساندند. خب واضح است که با شرایط کنونی اساساً موضوع مذاکره منتفی است، و این سوال را می توان برای اذهان وَقّاد و تیزبین مطرح کرد که در فرض مذاکرۀ مجدد، بر سر چه موضوعی قرار است مذاکره شود، آیا با هجوم ددمنشانه استکبار جهانی، جایگاهی برای مذاکره می توان تعریف کرد؟ بنابر این، سخن گفتن از مذاکره در مقطع کنونی، به تعبیر رهبر و امام شهیدمان؛ عاقلانه نیست، هوشمندانه و شرافتمندانه نیست. باید بپذیریم که امروز پس از این تجربه های مکرر و خسارات معنوی و مادی زیادی که از ناحیۀ بخشی از تیم جنایت پیشۀ اِپستین متوجه کشور عزیزمان، ایران گردیده است، سخن گفتن از مذاکره امری نامعقول و غیر منطقی بوده و از هیچ کس پذیرفته نیست.

رسا ـ جریان های تندرو در داخل تلاش دارند، برخی چهره های سیاسی را از این ناحیه تخریب کنند، باتوجه به ضرورت حفظ وحدت و پاسداشت سرمایه های نظام، چگونه باید با این افراد مقابله کرد و در عین حال از تخریب سرمایه های نظام جلوگیری کرد؟

با تعبیر «جریان های تند رو» در سوال شما خیلی موافق نیستم. دقت بفرمایید که الان به برکت وحدت و انسجام ملی ای که در آحاد ملت ایران، نخبگان و مسولان نظام اسلامی ایجاد شده، همه یک صدا پایداری در «میدان» و «خیابان» را خواستار هستند. شما به بیانیه ها و پیام های مسوولان کلان نظام؛ به ویژه دکتر پزشکیان و دکتر قالیباف توجه بفرمایید، همه یک صدا مقاومت، پایداری و تنبیه متجاوزان و ... را فریاد می کنند، بنابر این، اگر کسی به معنای واقعی کلمه، در عِداد سرمایه های معنوی نظام به شمار آید ، نباید خلاف منافع ملی اظهار نظر نماید و موجب انشقاق و اختلاف در بین آحاد ملت رشید ایران و مسوولان گردد.

تجربه تلخ مذاکرات گذشته؛ چرا دیگر جای مذاکره نیست؟

طرح موضوع مذاکره مجدد در شرایط کنونی از هیچ کسی پذیرفته نیست و بی تردید باید در عقلانیت چنین کسانی شک کرد و قطعاً چنین تفکری در بین مسوولین و آحاد مردم فرهیختۀ ایران جایگاهی ندارد. پس خلاصه این که، اگر کسانی به مثابه سرمایه های نظام به شمار می آیند، باید مراقب باشند خلاف حکمت و مصلحت ملزمه حرکت نکنند و با سایر مردم و مسوولان همصدا باشند. 

وحدت ملی؛ خط قرمزی که نباید نقض شود

اتفاقاً اکنون ـ در این مقطع حساس تاریخی ـ و در تقابل با جنایت پیشگان اِپستین، جای وحدت کلمه و تک صدایی و فریاد مقاومت و پایداری برای تنبیه متجاوزان است و نه چند صدایی و ایجاد اختلاف و انشقاق بین آحاد دولت و ملت. چند صدایی خیانت آشکار به مردم، مسوولان و نظام اسلامی است.

رسا ـ چنانکه می دانید، مردم ایران مطالبه مقابله شدیدتر با دشمنان و عدم مذاکره با آنان دارند و در حضورهای میدانی خود به این مسئله تاکید می کنند... به نظر شما حضور مردم در صحنه چه تاثیری بر افکار و رفتارهای مسئولان در تصمیم گیری های سیاسی دارد؟ و مسئولان چگونه باید این سرمایه پاس بدارند؟ 

حتما فرمایشات امام شهیدمان را به یاد دارید که در ماه های اخیر پیش از شهادتشان فرمودند اگر مردم در صحنه نباشند، از ولی خدا هم کاری ساخته نیست و یا در مقطع دیگری فرمودند مردم سوخت واقعی موشکها هستند و موارد فراوانی از این دست که در منظومۀ فکری رهبرشهیدمان به وفور یافت می شود و جان کلام همۀ فرمایشات ایشان، نقش بی بدیل و تاثیرگذار مردم در همۀ صحنه ها است و این نقش تاثیر گذار مردم از نافذ گردان کلام ولی خدا در بخش هایی از مسوولان و مردم، تا تاثیرگذاری در تصمیم سازی های مسوولان قابل مشاهده است. حتی حکومت های لیبرال دموکراسی غرب هم برای مُوجّه نشان دادن خودشان، تلاش می کنند از نقش و جایگاه مردم غفلت نورزند ، بنابر این، نقش و جایگاه مردم و تاثیر خواسته ها و مطالبات آنان چیزی نیست که مورد انکار احدی از نخبگان قرار گیرد.

یکصدایی ملت و مسئولان؛ رمز پیروزی در برابر متجاوزان

البته این نقش بی بدیل مردم در تصمیم سازی های کلان مسوولان در جهات ایجابی و سلبی ـ هر دو ـ می تواند تجلی یابد؛ یعنی حضور و مطالبات جدی مردم هم می تواند مسوولان و مدیران نظام را به اتخاذ  تصمیمات درست در بزنگاه های تاریخی وا دارد و هم می تواند موجب پیشگیری و مانع از اتخاذ تصمیم های نادرست احتمالی آنان در مقاطعی دیگر باشد. و اما این که مسوولان چگونه باید نقش و جایگاه بی بدیل مردم را پاس دارند و شکرگزار حضور مردم در صحنه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... باشند، به نظر بر می گردد به زاویه نگاه و دید آنان و این که تا چه اندازه برای نقش و جایگاه مردم موضوعیت قائل اند و مردم صرفاً برای آنان ابزاری برای رای آوری و اموری از این دست نیستند.

حضور مردم در صحنه، ضامن بقای نظام اسلامی

مردم بی تردید اساس و رکن بقای تمام جوامع متنوع دینی و غیر دینی هستند. این حقیقت را به ویژه و به درستی در تراث دینی ما؛ از جمله قرآن و روایات هم می توان دنبال کرد، و لذا مسوولان با درک درست این گزاره می توانند در مقام خدمتگزار صدیق و راستین آنان ظاهر گردند و مردم را طعمه ای برای رسیدن به مطامع و منافع حزبی و گروهی خود نپندارند. پاسداشت حضور بی بدیل و تاثیرگذار مردم در صحنه های مختلف سیاسی، اجتماعی و ... در مقطع کنونی، باید ـ همچون گذشته ـ پیروی و تبعیت صادقانۀ تمام قوای سه گانه؛ به ویژه دولت محترم بر اجرای فرمامین رهبر معظم انقلاب امام آیت الله سید مجتبی خامنه ای در پیاده کردن اقتصاد مقاومتی در همۀ ابعاد و پرهیز از اجرای نسخه های نئو لیبرالی که به گران سازی و ایجاد طبقات مرفه و غیر مرفه می انجامد، باشد. باید در نگرش اقتصادی دولت مردان عزیز ما در دوران پسا جنگ، شاهد تحول اساسی باشیم. 

اقتصاد مردمی؛ راهکار عبور از جنگ و تحریم

باید اقتصاد از چنبرۀ نگاه های نئو لیبرالی خارج و به تمام معنا مردمی گردد. امام شهیدمان فرمودند هر جا که ما انقلابی عمل کردیم، موفق شدیم و هر جا که پا پس کشیدیم، ناکام ماندیم. باید مسوولان ما به درستی دریابند که راز بقای حکومت ها، پاسداشت حقوق حقۀ مردم در همۀ عرصه ها است. پر واضح است که حقوق حقۀ اُمتّ و ملت فرهیختۀ ایران اسلامی در مواد بسیاری از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در باب حق مسکن، تحصیل رایگان، بهداشت و درمان و ... تعریف و تبیین گردیده است که نیازمند عملیاتی شدن بیش از پیش آن مواد از سوی مسوولان محترم است. به امید آن روز و پاسداشت جایگاه ملت بزرگ و عظیم الشأن ایران اسلامی.

ارسال نظرات