الهیات صلح در مسیحیت و تأکید بر «صلح عادلانه» / موضعگیری پاپ لئو چهاردهم یک مورد خاص و استثنایی است
به گزارش خبرنگار گروه فرق وادیان خبرگزاری رسا، دکتر احمدرضا مفتاح، دانشیار دانشگاه ادیان و مذاهب در نشست علمی «جایگاه دیپلماسی دینی در قدرت نرم ایران و بررسی مواضع اخیر پاپ» که به همت خبرگزاری رسا در سالن شهید دهقانی این رسانه حوزوی برگزار شد به تبیین جایگاه صلح در الهیات مسیحی پرداخت و اظهار داشت: بحث صلح به سخنان حضرت عیسی (ع) در عهد جدید بازمیگردد و آیات متعددی به این موضوع اشاره دارد. از جمله در خطبه معروف بالای کوه، حضرت عیسی میفرماید: «خوشا به حال کسانی که صلح را دنبال میکنند.»
وی با بیان اینکه صلح یک کلیدواژه اساسی در تمام ادیان الهی بهویژه مسیحیت است، تصریح کرد: دین مسیحیت در مقایسه با دین یهود، تأکید ویژهای بر مفهوم محبت دارد و صلح به مثابه یک ترجیعبند در این دین تکرار میشود.

عدالت؛ قید ضروری صلح
این استاد دانشگاه با طرح بحث نسبت صلح و عدالت افزود: آنچه چالشبرانگیز است، نسبت و رابطه میان صلح و عدالت است. ما در ادبیات خود بیشتر از تعبیر «صلح عادلانه» استفاده میکنیم؛ چراکه گاهی جنگافروزان نیز صلح را به نفع خود مصادره میکنند.
وی با اشاره به جملهای از پاپ فرانسیس که گفته بود «بدون عدالت، صلحی وجود ندارد»، ادامه داد: در دورههای اخیر، مباحثی همچون عدالت اجتماعی، کرامت انسانی و حقوق بشر در کلیسای کاتولیک معاصر بسیار جدی گرفته شده است. حتی پاپ ژانپل دوم از مفهومی به نام «همبستگی» به عنوان یک فضیلت در حیات اجتماعی استفاده میکرد و معتقد بود سرنوشت تمام ابناء بشر به هم پیوسته است که شبیه تعبیر «بنیآدم اعضای یکدیگرند» در ادبیات ما مسلمانان است.
تفاوت نگاه اسلام و مسیحیت به صلح عادلانه
دکتر مفتاح با اشاره به تفاوتهای ظریف میان نگاه اسلام و مسیحیت به مقوله صلح خاطرنشان کرد: در مباحث نظری، مسیحیت نیز بر صلح عادلانه تأکید دارد، اما ممکن است نتوان آن جدیتی را که اسلام در بحث ایستادگی در برابر ظالم و ادب کردن ستمگر دارد، در سخنان پاپها دنبال کرد. در سخنان پاپهای اخیر بهویژه پاپ فرانسیس و پاپ لئو چهاردهم، صرفا تأکید بر پرهیز از هرگونه خشونت، پررنگ است و گاه این پرهیز آنقدر جدی دنبال میشود که تمایز میان ظالم و مظلوم در آن کمرنگ میشود.

هشدار در مورد مصادره صلح به نفع زورمداران
این پژوهشگر حوزه ادیان تأکید کرد: اگر صلح به قید «عادلانه» مقید نشود، به سلاحی در دست زورمداران تبدیل میشود. همان صلحی که نتانیاهو یا ترامپ از آن سخن میگویند. هر کسی که زورش بیشتر است، میگوید بیایید صلح کنیم و منظورش صلحی است که به نفع خودش تمام شود. بنابراین قید «صلح عادلانه» بسیار حیاتی و ضروری است.
تأکید بر عدالت فردی در مسیحیت و ظهور متأخر «صلح عادلانه»
وی با اشاره به تفاوت بنیادین میان نگاه اسلام و مسیحیت به مقوله عدالت و صلح خاطرنشان کرد: آن چیزی که در طول تاریخ تفکر مسیحی بیشتر خود را نشان داده، تأکید بر عدالت فردی بوده است تا عدالت اجتماعی. به همین دلیل، آنچه امروزه به عنوان «صلح عادلانه» از آن نام میبریم، میتواند ذیل مباحث کلی عدالت اجتماعی قرار گیرد.
دکتر مفتاح با بیان اینکه بحث عدالت اجتماعی در مسیحیت عمدتاً پس از شورای واتیکان دوم (۱۹۶۲-۱۹۶۵) مطرح شده است، افزود: شورای مذکور مباحث اجتماعی را جدی گرفت و حتی شورایی به نام «صلح و عدالت» در واتیکان تشکیل شده و کتابهایی نیز در این زمینه منتشر گردید. لذا مباحثی همچون «صلح عادلانه» یک بحث متأخر در الهیات مسیحی است و بیشتر در سطح نظری باقی مانده است.
این پژوهشگر حوزه ادیان تأکید کرد: نمیتوان انتظار داشت که مسیحیان، به ویژه در سطوح رسمی کلیسا، آنگونه که ما شیعیان پایداری و ایستادگی میکنیم، وارد مقوله جنگ و مقاومت شوند. اگر صلح محقق نشود و لازم به جنگ باشد، حداقل از سازوکارهای رسمی مسیحیت، این تأکید بر جنگیدن و مقاومت کمتر به چشم میخورد.

دیپلماسی دینی مقولهای جدید؛ از سند برادری انسانی تا پیمان ابراهیم
دکتر مفتاح با اشاره به تحولات فکری ایجاد شده در کلیسا و جامعه مسیحی بعد از دفاع مقدس سوم و لزوم استفاده از ظرفیت های ایجاد شده در عرصه دیپلماسی دینی اظهار داشت: به طور کلی مباحث دیپلماسی دینی بحث جدیدی است که گاهی ذیل دیپلماسی عمومی یا دیپلماسی فرهنگی قرار میگیرد. اما با عنوان «دیپلماسی دینی» نمیتوان نمونههای زیادی از جامعه مسیحی پیدا کرد، ولی برخی اتفاقات را میتوان ذیل این عنوان دستهبندی کرد.
چهار نمونه از دیپلماسی دینی در دوره معاصر
اول - سند برادری انسانی
وی با اشاره به اقدامات پاپ فرانسیس در این حوزه بیان داشت: دیدار پاپ فرانسیس با شیخ احمد الطیب (رئیس الازهر مصر) در ابوظبی و امضای «سند برادری انسانی» یکی از مهمترین نمونههای دیپلماسی دینی در سالهای اخیر است. صرفنظر از اینکه این سند تا چه اندازه به نفع جهان اسلام بود، اما این رویداد قطعاً یک اقدام دیپلماتیک دینی محسوب میشود.
دوم - پیمان ابراهیم
دانشیار دانشگاه ادیان و مذاهب با اشاره به پیمان ابراهیم تصریح کرد: این پیمان، که با کلیدواژه زیبای «فرزندان ابراهیم» مطرح شد، یک ظرفیت دیپلماسی دینی بود که دیگران پیش از ما از آن استفاده کردند، هرچند پشت زمینه آن عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی قرار داشت.
سوم - نامه ۱۳۸ عالم مسلمان به پاپ بندیکت شانزدهم
دکتر مفتاح یادآور شد: پس از سخنرانی جنجالی پاپ بندیکت شانزدهم در آلمان درباره جنگ و خشونت در اسلام که با واکنش شدید جهان اسلام و قطع روابط مواجه شد، ۱۳۸ تن از علمای اسلام نامه سرگشادهای با عنوان «کلمه سواء» خطاب به پاپ نوشتند. این نامه زمینهساز ازسرگیری گفتوگوهای واتیکان با جهان اسلام شد و پس از آن، پاپ بندیکت شانزدهم نیز اصل گفتوگو با جهان اسلام را بیشتر رعایت کرد.
چهارم - دیدار آیتالله سیستانی و پاپ فرانسیس
وی بیان داشت: دیدار تاریخی آیتالله العظمی سیستانی و پاپ فرانسیس در نجف اشرف نیز از دیگر نمونههای بارز دیپلماسی دینی است که میتوان به آن اشاره کرد.

غیبت ایران در گفتوگوهای بینالمللی دینی
دکتر مفتاح در بخش دیگری از سخنان خود با ابراز تأسف از غیبت ایران در گفتوگوهای بینالمللی دینی اظهار داشت: متأسفانه ما در بسیاری از صحنههایی که در سطح جهانی برگزار میشود، به دلیل برخی ملاحظات سیاسی، حضور نداریم. وقتی جمهوری اسلامی ایران در برخی از گفتوگوهای بینالمللی حضور نداشته باشد، ممکن است افراد دیگری بیایند و دیپلماسی را به نفع خود مصادره کنند.
دانشیار دانشگاه ادیان و مذاهب با بیان اینکه ما آنگونه که باید و شاید از ظرفیت دیپلماسی دینی استفاده نکردهایم، بیان داشت: در کشور ما سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی وظیفه و رسالت ارتباط با فضای بینالملل را بر عهده دارد و زیرمجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که نشان میدهد دغدغههای دینی در این نهاد جدی است. مهمترین اتفاقاتی که در این زمینه رخ داده، ذیل عنوان گفتوگوی ادیان قابل تعریف است؛ موضوعی که در مرکز گفتوگوی ادیان دنبال میشود و میتوان از آن به عنوان استفاده از ظرفیت دیپلماسی دینی یاد کرد.
۱۳ دور نشست ایران و واتیکان؛ اما با تأثیر محدود
وی با اشاره به روابط ایران با واتیکان تصریح کرد: ما هر دو سال یک بار، نشست مشترک با واتیکان داریم و تاکنون ۱۳ دور نشست بین جمهوری اسلامی ایران و واتیکان برگزار شده است، اما این گفتوگوها بیشتر یک گفتوگوی نهادی محسوب میشود؛ یعنی نهادی از ما با نهادی از واتیکان گفتوگو میکنند و معمولاً ۱۰ تا ۱۲ نفر از اسقفها یا کشیشان و از طرف ما نیز بزرگان دینی مینشینند و درباره موضوعی بحث میکنند که بیشتر جنبههای معرفتشناختی دارد و این نشستها نوعاً تأثیر چندانی در بدنه جامعه ندارد.
موضعگیری پاپ لئو چهاردهم؛ یک مورد خاص و استثنایی است
این استاد دانشگاه با اشاره به موضعگیری اخیر پاپ لئو چهاردهم ابراز کرد: این موضعگیری تقریباً یک مورد خاص و استثنایی در میان پاپ های گذشته و واتیکان است. وقتی پاپ به عنوان رهبر کاتولیکهای جهان میآید و به صراحت علیه یک قلدری مانند ترامپ موضعگیری میکند و به او اهانت میکند، این اقدام فضای همبستگی میان مسلمانان و کاتولیکها را ایجاد میکند. حتی برخی از مسلمانان که تا پیش از این نگاه مثبتی به پاپ نداشتند.

واکنش مراجع تقلید؛ گامی مثبت در همبستگی
دکتر مفتاح با اشاره به موضعگیری برخی از مراجع تقلید در محکومیت اهانت به پاپ، خاطرنشان کرد: این واکنشها باعث میشود کاتولیکها و مسلمانان احساس همبستگی بیشتری با یکدیگر پیدا کنند و این خود یک فضای جدید برای دیپلماسی دینی است.
خنثیسازی پروژه مسیحیت صهیونیستی
وی یکی از مهمترین ابعاد موضعگیری پاپ لئو چهاردهم را چنین ارزیابی کرد: جنگافروزان آمریکا که اطرافیان ترامپ و وزیر جنگ او هستند، میخواستند این جنگ را به نام دین و در فضای مسیحیت صهیونیستی مطرح کنند. اما پاپ، بسیار محکم اعلام کرد که این جنگ نمیتواند به نام عیسی مسیح باشد. این ظرفیت بزرگی است که میتوانیم از آن استفاده کنیم.
ضرورت اقدام در سطوح بالا
این پژوهشگر حوزه ادیان در پایان تأکید کرد: متأسفانه هنوز به مرحلهای نرسیدهایم که بتوانیم در سطوح بالا و رسمی، تبادل نظر داشته باشیم و مواضع خود را به یکدیگر نزدیک کنیم. حداقل باید بتوانیم توجیه کنیم که اگر در جایی ناگزیر به اقدام متقابل یا جنگ شدیم، در حال دفاع هستیم. واقعیت این است که پاپ وقتی از پرهیز از جنگ سخن میگوید، ممکن است هر دو طرف را مورد خطاب قرار دهد؛ یعنی هم آمریکا و اسرائیل را و هم ایران اسلامی را. بنابراین باید بتوانیم مواضع مستقل خود را در این فضا حفظ کنیم و از این فرصت برای تقویت دیپلماسی دینی بهره ببریم.