«برمودا» ادامه کار روزنامهنگاری من است
به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، مسیر طولانی گذشت. اولین باری است که مسافتی طولانی و پیچیده را برای رسیدن به پشت صحنه یک برنامه طی میکنم؛ اما در نهایت به استودیوی «برمودا» رسیدم. «برمودا» نامی آشنا است که از سال ۱۴۰۲، به یکی از تاکشوهای مطرح تلویزیونی تبدیل شد. هر چند که تب و تاب برنامههای گفتگو محور، چند سالی است در تلویزیون اوج گرفته است، اما برمودا با ساختار و روندی متفاوت کار خود را شروع کرد.
ترکیب سرگرمی به علاوه گفتگوهای نرم، «برمودا» را متفاوت از سایر تاکشوهای تلویزیونی کرد.
دراستودیو که چرخ میزنم، عوامل پشت صحنه هرکدام به کاری مشغول هستند. کامران نجف زاده، مجری برنامه هم خود را آماده میکند و در بین حاضر شدن برای ضبط، به سوالات دیگر خبرنگاران پاسخ میدهد. یکی از نقاط قوت «برمودا» را می توان در نجف زاده نیز جستجو کرد. او سالها به عنوان خبرنگار با گزارشهای خبری متفاوت شناخته میشد و حال وجهی دیگر از خود را نمایان کرده است. نوع مواجهه او با مهمان و ساختار تنظیم گفتگو، سبب شده تا در قامت مجری یک تاکشو سرگرمی محور نیز مورد توجه قرار گیرد.
منتظر میمانم تا نوبت مصاحبه به من هم برسد. در نهایت جلو میروم و با معرفی، مصاحبه را آغاز میکنم:
مخاطب تلویزیونی شما را با گزارشهای خبری به یاد میآورد و حالا در قامت یک مجری حضور دارید. برای شخص شما اجرا بدین شکل در طول چند فصل چگونه بوده است؟
نجف زاده: به نظر من این ادامه کار روزنامه نگاری است. به عنوان کسی که حدود ۲۸ سال پیش در روزنامه قلم میزدم، دنبال تیتر، لید، عکس جذاب و فراز و فرود یک گفتگو میرفتم، الان هم برنامه را ادامه فرایند و کار روزنامه نگاری میدانم. گفتگو باعث میشود شما تیتر، خبر و تحلیل به دست بیاورید؛ و این ادامه کار ژورنالیستی است.
بازخوردها نسبت به شما چگونه بوده است؟
نجف زاده: بازتابها تاکنون خیلی خوب بوده است؛ یا رب نظر تو برنگردد. «برمودا» و ساختار آن هنوز هم با وجود چندین فصل طراوت خود را حفظ کرده است. اگر روزی به این جمع بندی برسیم که از طراوت آن دارد کاسته میشود و در وادی کلیشه و تکرار میافتد، حتما باید با آن خداحافظی کرد. اکنون اما در نقطه اوج از منظر تعداد مخاطب و وضعیت است.
برخی در این دوران انتقاداتی به ساختار صداوسیما از منظر تک صدایی وارد میکنند؛ اما در «برمودا» یک تکثر شخصیتی در مهمانها ملاحظه شده است.
نجف زاده: تکثر شخصیتها در «برمودا» لحاظ شده است. در برمودا آقای کریم باقری پس از ۲۰ سال آمد. آدمها با تیپیکالهای مختلف به برمودا آمدهاند و مخاطبهای آن از لایههای مختلف جامعه هستند.
مجری عجله دارد و تا همین جا مصاحبه را به پایان میرساند. مهمان بعدی برنامه، آزیتا لاچینی رسیده است و همه برای پیشواز او به سراغش میروند. پس از آن به سراغ مهدی مینایی، تهیه کننده میروم تا با جزئیات بیشتری احوالات «برمودا»، به عنوان یک تاکشوی تلویزیونی را جویا شوم:

بیایید مقداری از ابتدا شروع کنیم. در تلویزیون برنامههای گفتگومحور زیادی وجود دارد. ایده نخستین «برمودا» از کجا آمد و چگونه تا الان به تداوم خود در این حوزه ادامه داده است؟
مینایی: من تهیه کننده فصل دوم و سوم برنامه هستم و فصل نخست دوستان دیگری بودند که ایده اولیه در آنجا شکل میگیرد. وقتی دوره خبرنگاری آقای نجف زاده تمام میشود و از آمریکا بر میگردد، به دنبال این بودند که یک برنامه تلویزیونی جذاب در حوزه گفتگو انجام دهند. این ادامه تجربه ژورنالیستی آقای نجف زاده است که به خاطر تجربه خود با تیم سردبیری آن را پختهتر کردند. برمودا حالت کشکول دارد؛ از حوزه موضوعات موسیقی، ورزشی، سیاسی و ... مهمان حضور داشته است. خیلی از جلسات سردبیری و محتوایی آن بر سر نحوه اداره برنامه چکش کاری میشود. ما برای هر مهمانمان یک برنامه میسازیم. یعنی کلیشهای نیست که سوالات همانند یکدیگر باشد؛ مثلا برای آوردن خانم لاچینی به برنامه، باید چند بار با ایشان صحبت و مطالبشان را مرور میکردیم. با چیزهایی که خودمان از قبل نوشتهایم مطابقت میدادیم که کدام را میشود در گفتگو با کیفیت بهتری مطرح کرد.
«برمودا» یک جنبه متمایزی دارد و آن این است که در یک خط ثابت نمانده و مهمانان متکثر بودهاند. مثلا چند بار نام شادمهر عقیلی در برنامه ذکر شده است.
مینایی: اینکه به برمودا تقریبا یک اجازههای ویژهتری داده شده است و تیم محتوایی با دقت و مراقبت سعی میکند به برنامه شکل دهد و گفتگوهای جذابی ایجاد کند، حتما به خاطر شجاع بودن مدیران بالا دستی تلویزیون است. ما با مدیران شبکه نسیم راجع به موضوعات مطرح مشورت میکنیم. راجع به شادمهر هم در شبکه دو و زنده راجع به آن صحبت شد. برداشت من این است که برای تلویزیون یک سری خط قرمزهای بی جهتی ساخته شده است. گاهی این مسئله از خودسانسوری عوامل تولید کننده نشئت میگیرد.
چون سالها در این حوزه کار کردهام، خط قرمز چهارچوب داری نمیبینم که بخواهد مانع برنامه سازی شود. هیچ مانعی برای جذاب بودن برنامه سازی در تلویزیون نمیبینم.

گاهی برنامه سازان پس از چند فصل به بن بست محتوایی میرسند. آیا فکر میکنید «برمودا» نیز به این بن بست خواهد رسید؟
مینایی: به نظر من برمودا به عدد آدمهای مورد قبول و شناخته شده برای مردم میتواند گفتگو داشته باشد. یعنی با هر آدمی میتوان گفتگوی برمودایی انجام داد. تعریف ما این است که در برمودا یک گفتگوی پرتره با مهمانان انجام میدهیم. یک سری از مهمانان ما شناخته شده هستند و یک سری شناخته شده در قدیم بودند و الان فرصتی است تا بیشتر با مردم ارتباط برقرار کنند. یک سری هم راجع به موضوعات مورد نظر مردم صحبت میکنند. مثلا یکی از مهمانان وکیل برجستهای بودند که در حوزههای حقوق شهروندی و حقوق زنان حرفهای جذابی داشتند. لزوما مهمان ما نباید شناخته شده باشد. بعضی اوقات موضوعات شناخته شده هستند. پس میتوانیم به برمودا ادامه دهیم و به سوژههای مورد نظر مردم بپردازیم. خیلی بستگی دارد تیم تولید خلاق و دغدغه داشته باشد تا بتواند از آن بن بست خارج شود.