پیوست رسانهای؛ ابزاری استراتژیک برای قدرت
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، حجت الاسلام دکتر سید قوام صفوی، دبیر نشست، درهفتمین نشست از سلسله نشستهای «تبیین شاخصهای قدرت نرم تمدنی جمهوری اسلامی ایران در دوران رهبری سوم» با محوریت «نقش رسانه در تولید قدرت نرم« ضمن تاکید بر افزایش قدرت جمهوری اسلامی در دوران پساجنگ ابراز داشت: دوران پساجنگ، فصلی نوین در تاریخ ملتهاست که در آن، جایگاه کشورایران نه صرفاً با قدرت سخت، بلکه با توانمندی در حوزه اقتصاد و نفوذ فرهنگی تعریف میشود.
وی در ادامه گفت: در این دوران، آنچه یک کشور را به عنوان قدرت اقتصادی تثبیت میکند، صرفاً آمار و ارقام تولید و صادرات نیست؛ بلکه تصویر ذهنی است که از توانمندیها و دستاوردهای آن کشور در جهان ساخته میشود. اینجاست که نقش بیبدیل رسانه به عنوان ابزاری استراتژیک نمایان میگردد. هر اقدام کلان مدیریتی، اقتصادی یا نظامی در جهان امروز نیازمند یک «پیوست رسانهای» دقیق و هوشمندانه است؛ چرا که بدون روایتگریِ درست، دستاوردها در هزارتوی اخبار گم میشوند و نمیتوانند به سرمایه اجتماعی تبدیل شوند.
حجت الاسلام صفوی ادامه داد: رسانه در ادبیات نوین جنگ، نه یک ابزار ثانویه، بلکه پیشرانِ اصلی در میدانهای نبرد است. در جنگهای کلاسیک، موشک و تجهیزات نظامی تعیینکننده سرنوشت میدان هستند، اما در جنگهای شناختی و نرم، جبهه نبرد، قلبها و ذهنهای مردم است. رسانه این قدرت را دارد که «لشکر رعب» ایجاد کند و با ایجاد هراس و تردید در جبهه مقابل، اراده و دِلهای آنها را سست کند. پیروزی در میدان جنگ نرم، نیازمند شناسایی دقیق زمین بازی حریف است. وقتی دشمن، باورها، سبک زندگی و امید مردم را نشانه گرفته است، پاسخ دادن با ابزارهای نظامی سنتی، ناکارآمد خواهد بود؛ در چنین شرایطی تنها با «رسانه» میتوان به جنگِ رسانه رفت.
دبیر نشست افزود: تجربه سالهای اخیر و رویاروییهای مستقیم با نظام سلطه، به ویژه در کنشهای چهرههای سیاسی غرب همچون ترامپ، نشان داد که چگونه یک سیاستمدار میتواند با استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی و «توئیتبازیهای» حسابشده، جریانسازی کند و افکار عمومی جهان را تحت تأثیر قرار دهد. این درگیریها، درس بزرگی به ما داد: در میدانِ نبرد با آمریکا و جبهه استکبار، هر حرکت دشمن، یک حرکت رسانهای است و تحلیل ما نیز باید بر پایه همین پیوستهای رسانهای استوار باشد. ما نمیتوانیم در برابر یک جنگِ تمامعیار رسانهای، منفعل بمانیم یا با ابزارهای کند و قدیمی به مقابله برخیزیم.
وی قدرت رسانه ای در جنگ را تاثیر گذار دانست و اظهار داشت: یکی از حیاتیترین وظایف مدیران و مسئولان در این پیچ تاریخی، درک عمیق از ماهیت قدرت رسانه است. این قدرت باید به یک باور عمومی و مدیریتی تبدیل شود. مدیران ما باید بدانند که بازگو کردن دستاوردها، تنها یک فعالیت تبلیغاتی نیست، بلکه یک «جهاد تبیین» برای شادیبخشی به دلهای مردم و تزریق امید به بدنه جامعه است.
وی در ادامه خاطر نشان کرد: زمانی که مدیران، کارآمدی و پیشرفتها را به شکلی هنرمندانه و با پیوست رسانهای قوی به تصویر میکشند، در واقع در حال ساخت «قدرت نرم» برای نظام هستند. این رویکرد نه تنها اعتماد عمومی را تقویت میکند، بلکه به دشمن نشان میدهد که برخلاف تصورِ او، اراده ملت همچنان زنده و پویاست.
دبیر نشست خاطر نشان کرد: ما باید بپذیریم که پیشبرد اهداف عالی نظام در سطوح داخلی و بینالمللی، بدونِ فرماندهیِ میدانِ رسانه بسیار سخت خواهد بود. رسانه پیشران است؛ اگر ما در آن پیشدستی نکنیم، روایت دشمن بر حقیقتِ ما سایه خواهد افکند. بنابراین، تربیتِ مدیرانی رسانهشناس که هنرِ گفتوگو با مردم و جهان را میدانند، اولویتِ غیرقابلانکار برای نزدیکشدن به افقهای روشن آینده است. تبیین هنرمندانه دستاوردها، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای حفظ همبستگی ملی و پیروزی در نبردهای شناختی پیش رو است.