۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۲
کد خبر: ۸۱۳۵۲۱
یادداشت اختصاصی

جنگ با ایران برای ساخت معبد سوم سلیمان / روایت یک نبرد تمدنی

جنگ با ایران برای ساخت معبد سوم سلیمان / روایت یک نبرد تمدنی
مسیحیان معتقدند که یهودیان دو خروج بسیار مهم داشتند و هر دو خروج آن‌ها به دلیل گناه بزرگشان بوده است. صهیونیست‌ها، بارها و بارها برای تخریب مسجدالاقصی اقدام کردند تا بتوانند سریع‌تر ساخت معبد سوم خود را شروع کنند. آنها به دنبال معرفی مسیح دروغین خود هستند، اما می‌دانند ایران نیز نقش تعیین کننده ای در شکست این پروژه سامری خواهد داشت.

به گزارش گروه فرق وادیان خبرگزاری رسا، سالهاست که یهودیان صهیونیست در سرزمینهای اشغالی به دنبال تخریب مسجد الاقصی و ساخت هیکل سوم یا معبد سوم سلیمان هستند. اما چرا؟ و چرا اکنون که گوساله سرخ مو نیز آماده شده است، به جای ساخت معبد، وارد جنگ با ایران می‌شوند؟

این یادداشت در پی یافتن پاسخی برای این پرسش مهم است:

یا رافِعَ عیسَی ابْنِ مَرْیَمَ وَ مُنجِیَهُ مِن اَیْدِی الْیَهُودِ (ای بالابرندۀ عیسی پسر مریم [به آسمان] و نجات دهندۀ او از دست یهود) (قسمتی از دعای مشلول واقع در مفاتیح الجنان)

آوارگی، فشارها و هجرت‌ها و پراکندگی یهود تماماً نتیجه خطاها و گناهان و تمردشان از دستورات الهی است. مسیحیان معتقدند که یهودیان دو خروج بسیار مهم داشتند و هر دو خروج آن‌ها به دلیل گناه بزرگشان بوده است. خروج اول، آن‌ها در زمان پادشاهی «بخت‌النصر» رخ داد که این پادشاه بعد از تسلط بر فلسطین یهودیان را به «بابل» منتقل کرد و آن‌ها مدت زیادی در آنجا زندگی کردند و در طول این مدت فرهنگ و آیین شرک «بابلی‌ها» به «عهد عتیق» نفوذ کرده و به وضوح در کتاب‌های اعتقادی یهود مثل «تورات» و «تلمود» این رگه‌های شرک آلود قابل مشاهده است.

خروج دوم، در پی تخریب دوم «قدس» در سال «70 میلادی» در زمان پادشاه روم اتفاق افتاد. در این خروج مسیحیان معتقدند یهودیان با توطئۀ پادشاه روم حضرت مسیح(ع) را به صلیب کشیدند. البته که یهود هر زمانی که منفعت را به سمت خود نمی‌دید با هر فریب و حیله و نیرنگی موانع را از سر راه خود بر می‌داشت این ویژگی غیر قابل انکار در ذات یهودیان است و صهیونیست جهانی که برگرفته از معیارهای تند آخرالزمانی بر پایۀ تفکرات ساختگی خود برای به دست آوردن حکومت جهانی توسط ماشیح برگزیدۀ آن‌ها که از نسلشان باید باشد صورت می‌گیرد.

معرکۀ آرماگدون (جنگ آخرالزمانی) و مسئلۀ انهدام مسجدالاقصی موضوعی جدیدی نیست بعد از غصب سرزمین فلسطین توسط صهیونیست‌ها، آن‌ها بارها و بارها برای تخریب مسجدالاقصی اقدام کردند تا بتوانند سریع‌تر ساخت معبد سوم خود را شروع کنند.

در سال «1969» یک مسیحی صهیونیست مقیم «استرالیا» به نام «دنیس مایکل دوهان» مسجد را به آتش کشید. یا بار دیگر خلبان‌های اسرائیلی در زمان جنگ اعراب و اسرائیل خواستند مسجد را بمباران کنند. اما این حادثه در جنگ اتفاق نیفتاد به دلیل اینکه خاخام‌های یهودی گفتند: یهودیان اطراف مسجدالاقصی مخصوصاً سمت دیوار غربی قتل عام می‌شوند و ترکش‌ها و سنگ‌ها روی سر آن‌ها ریخته می‌شود و آن‌ها کشته می‌شوند به همین دلیل این طرح مسکوت ماند و اجرا نشد.

طرح دیگری که آماده شد و حتی داشت به مرحلۀ اجرا می‌رسید و در آخرین لحظات جلوی آن گرفته شد؛ این طرح بود. طبق شواهد و گزارش‌های به دست آمده در زیر مسجدالاقصی تونل‌هایی به بهانۀ جست‌وجو نقشۀ هیکل سلیمان توسط هیئت «جبل هیکل سلیمان» کنده‌اند در طرح ذکر شد، مواد منفجره کار گذاشته شود تا مسجد پایین کشیده شده و منهدم شود این طرح خیلی مورد استقبال قرار گرفت اما در نهایت کار تعدادی از خاخام‌ها دلیل مخالفتشون با این طرح در این بود که با این کار «دیوار ندبۀ» ما خراب می‌شود و این یک گناه بزرگ است.

آن‌ها با کندن تونل در زیر مسجد تمام تلاش خود را کردند که بتوانند به هر نحوی مسجد منهدم کنند یعنی در جایی ممکن است پایۀ مسجد سست شود و به پایین سقوط کند و در آن حالت آن‌ها اجازۀ تعمیر مسجد را نخواهند داد تا بتوانند به هر شکل ممکن باعث تخریب مسجد شوند.

صهیونیست‌ها که در داستان‌سرایی و بیان اسرائیلیات سرآمد دروغ و نیرنگ‌اند؛ با در نظر گرفتن تورهای سیاحتی و زیارتی که عمدتاً شامل دانشجویان می‌شود آن‌ها را به قدس می‌آورند و ماکت‌ها، نقشه‌های رنگی «هیکل سوم سلیمان» را به آن‌ها نشان می‌دهند و می‌گویند آیا می‌دانید این معبد کجاست؟ الان دقیق زیر مسجدالاقصی است چون مسلمانان به زور آمده‌اند و آثار ما را منهدم کرده و بر روی آن مسجدالاقصی ساختند.

درحالی که هیچ مستند تاریخی و هیچ کتابی جز کتاب‌های خودشان در این زمینه مطلبی وجود ندارد. حتی برخی از یهودیان می‌گویند: «که هیکل سلیمان در این منطقه بوده است ولی زیر مسجد نیست و طبق شواهد چند صد متر آن طرف‌تر از مسجدالاقصی است» و حتی باستان شناسان برای اثبات اینکه این معبد زیر مسجد باشد، مدرک قاطعی دال بر آن ندارند.

اما وقتی نگاه می‌کنیم مسئلۀ اصلی محو اسلام و آثار اسلام و نام اسلام از این سرزمین است. قوم یهود به مردمی بد اندیش، بد دل و منزوی معروف اند؛ و جای تعجبی نیست که آن‌ها به هر روش ممکن برای به دست آوردن مقاصد خود دست به هرکاری بزنند.

در همین زمان حال، «تاکرکارلسون» معتقد است دلیل واقعی جنگ با ایران این است که اسرائیل می‌خواهد «معبد سوم» خود را بازسازی کند و برای این کار راهی برای تخریب مسجدالاقصی در «قدس» پیدا کند تا «مسیح» خود را به جهان بیاورد، این از آرم‌هایی که سربازان اسرائیلی روی لباس خود دارند کاملا مشخص است. آنها تصویری از معبد سوم سلیمان روی بازوان لباس خود دارند.

یا موضع مستقیم «روبیو وزیر خارجۀ آمریکا» که گفت: دشمن اصلی ما «امام دوازدهم» است. او به صراحت از تخریب مسجدالاقصی و ساخت معبد سوم سلیمان صحبت می‌کند. 

حقیقت این است که جدال تمدنی اسلام با یهود زمانی آغاز شد که آن‌ها متوجه شدند که مسیح آخرالزمان از نسل «اسحاق» نخواهد بود و موعود آخرالزمانی از نسل «اسماعیل» و پیامبر خاتم «حضرت محمد(ص)» است و «حضرت مهدی صاحب الزمان» نائب و منتقم خون »حضرت زهرا(س)»، قتیل کربلا و مظلومان جهان است به همین دلیل تمام تلاش خود را می‌کنند تا با داستان سرایی‌های کاذب و دروغین و فراهم کردن مقدمات آن در سرزمین قدس این نبرد را به نفع خود تغییر دهند.

این نبرد تمدنی نیز محصول یک صده اخیر یا بعد از تشکیل دولت صهیون نیست، بلکه از زمان حضرت عیسی مسیح این نبرد تمدنی شروع شد. زیرا مهمترین کسی که به یهودیان خبر داد پیامبر خاتم از نسل اسماعیل است حضرت عیسی علی نبینا علیه السلام بود و به همین دلیل نیز یهودیان تاب نیاورده و علیه او توطئه کردند و به خیال خود او را به صلیب رومیان سپردند. 

تلاش یهودیان برای به شهادت رساندن جد پیامبر، اقدام آنها در به شهادت رساندن پدر رسول اکرم و باز تلاشهای پی در پی آنها برای به شهادت رساندن خود نبی مکرم اسلام از کودکی تا بزرگسالی در همین راستا معنا می شود.

از آنجا که این یهودیان سامری نسب می دانند منجی بشر از نسل همین پیامبر است و حضرت عیسی بن مریم نیز به او بشارت داده بود و به او وفادار خواهد بود، سعی میکنند مسیح دروغینی به جهان عرضه کنند تا سلطنت شیطانی خود را بر پایه فریب و سوء استفاده از اعتقادات و ایمان مسیحیان و یهودیان مؤمن بنا کنند. 

اما ایران اسلامی، همان ملت دولتی است که انبیاء خودشان (انبیاء بنی اسرائیل) مانند ارمیای نبی و حزقیال نبی و داوود نبی، به آنها هشدار داده بودند که بنی اسرائیل خون ریز و جنایت کار به دست این ملت یعنی ایرانیان مؤمن و با خدا، تنبیه شده و نابود خواهند شد. روایات ائمه شیعه نیز همین معنا را مکرر بیان کرده اند. 

به همین دلیل بزرگترین مانع بر سر اهداف شیطانی صهیونیستها و شیطان پرستان سامری نسب، ایران اسلامی است. یهود که همواره تصور میکرد یدالله مغلوله، گمان میکند با نابود کردن ایران اسلامی (جمهوری اسلامی ایران) یا تجزیه این سرزمین و حذف نام ایران از جغرافیای جهان یا لااقل ضعیف نگه داشتن ایران، میتوانند این خطر را بر طرف کرده و به نقشه های شوم و شیطانی خود بپردازند. 

از این رو سالهاست و شاید بتوان گفت از همان زمان تأسیس حزب صهیون، نابودی ایران در برنامه آنها قرار گرفته است. بماند که برخی تاریخ این طرح ایران سوزی را به دوران مردخای و استر و واقعه پوریم نسبت میدهند. 

در هر صورت آنچه روشن است، دشمنی بنیادین شیطان پرستان کوه صهیون با ملت ایران و برنامه جدی آنها برای نابودی ایران است. زیرا ایران را مانع ساخت معبد سوم سلیمان و ظهور مسیح دروغین میدانند و این باور آنها ریشه در تاریخ و روایات خودشان دارد.

از این رو ملت ایران چه از فلسطین حمایت کنند چه از صهیونیستها، برای آنها فرقی ندارد و در هر صورت طرح خود برای نابودی ایران را دنبال میکنند. چنانچه در زمان رژیم منحوس پهلوی نیز طرح تجزیه ایران را دنبال میکردند و همین موضوع نیز موجب بروز اختلاف بین ایران و رژیم اشغالگر شده بود.  

بنابراین میتوان نتیجه گرفت این جنگ، جنگی وجودی است که در آن یا ایران می ماند یا رژیم کودک کش صهیون.

محمدحسین پیشاهنگ
ارسال نظرات