تحلیل گفتمانهای خیابانی؛ از مفاهیم توصیفی تا نقشآفرینی اجتماعی
دکتر سید محمدعلی غمامی، عضو هیئت علمی گروه مطالعات فرهنگی و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)، در گفتوگو با خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، به تشریح روشهای تحلیلی متنهای کوتاه و پرکاربرد در فضای تجمعات شهری پرداخت و بر لزوم واکاوی لایههای پنهان در شعارها و پلاکاردهای میدانهای شهر تأکید کرد.
دکتر غمامی با اشاره به اینکه میدانهای شهر در این شبها بستر مناسبی برای تمرین و آزمون روشهای پژوهشی در حوزه فرهنگ و ارتباطات هستند، اظهار داشت: متونی که در پلاکاردها یا با شعارهای کوتاه در خیابانها به نمایش گذاشته میشوند، اگرچه ظاهری ساده دارند، اما دارای سوژههای غنی هستند که نیازمند تحلیلهای دقیق مبتنی بر نظریههای ارتباطی و فرهنگی میباشند.
وی چهار روش اصلی برای تحلیل این متون را معرفی کرد:
۱. تحلیل مضمون: سلسلهمراتب فهم متن
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با بیان اینکه «تحلیل مضمون» یکی از ابتداییترین و پایهایترین روشهای کیفی برای مطالعه متون است، افزود: در این روش، محقق با سه لایه مفهومی مواجه میشود.
وی توضیح داد: لایه اول، مفاهیم توصیفی است؛ مفاهیمی عینی که هر بینندهای مستقیماً میبیند و میخواند، مانند واژگان «مرد»، یا حتی اسامی خاص مانند «ترامپ». لایه دوم، مفاهیم تفسیری است که حاصل برداشت محقق از مفاهیم توصیفی است؛ مفاهیمی مانند «لوتیگری»، «رجزخوانی»، یا «شجاعت». و در نهایت، لایه سوم مضامین فراگیر است که مفاهیم کلان و هستهای متن را تشکیل میدهند، مانند «مردانگی». پس از شکلگیری این مفاهیم، محقق با تبیین روابط میان لایه توصیفی، تفسیری و فراگیر، عمق معنایی متن را آشکار میسازد.
۲. نشانهشناسی: کشف روابط پنهان
دکتر غمامی در تشریح روش نشانهشناسی یادآور شد: هدف اصلی در این روش، فهم رابطه میان نشانههاست.
وی افزود: در نشانهشناسی، ابتدا متن (که میتواند گفتار، نوشتار یا تصویر باشد) انتخاب میشود. در مورد پلاکاردها، خود پلاکارد به عنوان متن و صاحب پلاکارد در نظر گرفته میشود. سپس محقق به دنبال یافتن روابط «همنشینی» و «جانشینی» است.
وی با ذکر مثال بیان کرد: برای نمونه، همنشینی دو مفهوم میتواند نشاندهنده همنشینی «مردانگی» باشد که بازتعریفی خاص از مفهوم مردانگی ارائه میدهد. همچنین در روابط جانشینی، ممکن است ببینیم «مردانگی» جایگزین «زنانگی» شده است. در نهایت، تحلیل شامل شناسایی تقابلهای معنایی (مانند تقابل مردانگی و مردمسالاری) و کشف دلالتهای ضمنی (مانند وطنپرستی) است.
۳. مردمشناسی: کنش در ساختار اجتماعی
این پژوهشگر فرهنگی در ادامه به روش مردمشناسی پرداخت و گفت: این روش در امتداد نشانهشناسی قرار دارد، اما رویکرد متفاوتی دارد. در مردمشناسی، ما به دنبال نیت یا منظور فرد از انجام یک کنش نیستیم؛ بلکه مهم این است که این کنش چه نقشی در ساختار بزرگتر اجتماعی ایفا میکند. فارغ از اینکه فرد چه منظوری دارد، ما به دنبال نقش اجتماعی آن کنش هستیم.
دکتر غمامی تأکید کرد: در این روش، محقق ابتدا میدان مطالعه را مشخص میکند (مانند میدان مفید قم) و سپس روابط اجتماعی و عناصر موجود در آن (مانند موکب، پرچم، خیابان و پلاکارد) را ترسیم میکند. روش گردآوری اطلاعات در این مسیر عمدتاً مبتنی بر مشاهده و مشارکت است و در نهایت به شناسایی نقشهایی مانند «وحدتآفرینی» یا «مقاومت اجتماعی» میانجامد.
۴. پدیدارشناسی: روشی عمیق و پیچیده
وی در پایان درباره روش پدیدارشناسی خاطرنشان کرد: این روش ساده نیست و نیازمند مطالعه عمیق و تمرین بسیار است تا محقق بتواند به لایههای وجودی تجربهها دسترسی یابد.»
دکتر غمامی در جمعبندی گفتوگوی خود، رابطه این روشها را زنجیروار توصیف کرد و بیان داشت: میتوان گفت که تحلیل مضمون میتواند مقدمهای برای تحلیل نشانهشناسی باشد و خودِ تحلیل نشانهشناسی نیز میتواند زمینهساز و مقدمهای برای تحلیل مردمشناسی قرار گیرد. در مقابل، روشی مانند «تحلیل محتوا» به طور خاص بر سنجش پیامهای ارتباطی متمرکز است.