۳۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷:۲۹
کد خبر: ۸۱۵۲۷۱

عرفان اسلامی؛ از ذات تا رسالت اجتماعی و حکمرانی

عرفان اسلامی؛ از ذات تا رسالت اجتماعی و حکمرانی
عضو هیأت علمی و مدیرگروه عرفان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با تأکید بر پیوند ناگسستنی عرفان با خدمت اجتماعی، رسالت عارف کامل را تشکیل حکومت برای اقامه حق و عدالت دانست.

به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، در نشست «امتداد اجتماعی عرفان» با محوریت چالش‌ها و فرصت‌های سیاسی و حکمرانی، حجت‌الاسلام دکتر محمدجواد درودگر، عضو هیأت علمی و مدیرگروه عرفان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ابراز داشت: در حوزه عرفان، حساسیت و دقت مضاعف امری ضروری است. تلاش‌ها در این زمینه، اگر با هدایت الهی همراه باشد، به نتایج مثبت و سازنده‌ای در راستای نظام حکمرانی اسلامی منجر خواهد شد. تا زمانی که درک صحیح، شفاف و جامعی از موضوع و محمول حاصل نشود، نمی‌توان گزاره‌های صحیح و معتبری را بر آن‌ها بنا نهاد.

وی افزود: عرفان اسلامی، هویتی اجتماعی دارد و «موزون اجتماعی بودن» یکی از عوارض ذاتی آن محسوب می‌شود. این عرفان، معرفتی شهودی به ذات اقدس الهی، اسماء حسنای او و اوصاف اولیای الهی است که در مقام نظر و تقرب وجودی به حق، از طریق طی مقامات معنوی و فتوحات غیبی، یا در قالب اسرار انفسی و مراحل سلوکی حاصل می‌گردد.

عضو هیأت علمی و مدیرگروه عرفان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی خاطر نشان کرد: در پرتو این تقرب وجودی و مقام «ولی‌اللهی»، عارف به مقام «خلیفه‌اللهی» نائل می‌شود. خلیفه الله رسالتی را بر دوش دارد که باید آن را به سرانجام برساند؛ این نکته‌ای کلیدی در مباحث حکمرانی اسلامی است.

وی با تأکید بر اینکه نباید از بیان اینکه امیرالمؤمنین (ع) عارف حقیقی هستند، هراسی داشت، گفت: ایشان «امیر العارفین» و «قطب العارفین» هستند و اطلاق عرفان و عارف بر ایشان، صحیح و صادق است. این مطلب در کتاب «مبانی عرفان وحیانی» نیز مورد بحث قرار گرفته است.

هویت اجتماعی عرفان اسلامی؛ ذاتی جدایی‌ناپذیر

عضو هیأت علمی و مدیرگروه عرفان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: در حوزه عرفان، مسئله «اجتماعی بودن» یا «زائد بر ذات عرفان بودن» آن، موضوعی بسیار مهم است. در تحقیقاتی که تاکنون صورت گرفته و تحقیقات آتی، این مسئله مورد توجه ویژه قرار دارد؛ زیرا برخی با ابهام و اتهام‌زنی به عرفان، آن را امری فردی و دور از اجتماع می‌دانند و وقایعی چون به حکومت رسیدن امام خمینی (ره) را استثنایی و خلاف مسیر عرفان تلقی می‌کنند.

وی افزود: اما واقعیت، دقیقاً برعکس این تصور است. اجتماعی بودن، نه تنها زائد بر ذات عرفان اسلامی، عرفان اصیل، ناب محمدی، علوی، ولوی، صادقی، رضوی و مهدوی نیست، بلکه جزئی جدایی‌ناپذیر از آن است. دلیل این مدعا، تعریفی است که از «عارف» ارائه می‌دهیم.

عضو هیأت علمی و مدیرگروه عرفان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی معنای عارف واقعی را توضیح داده و ابراز داشت: عارف کسی است که حداقل دو سفر از چهار سفر عرفانی را طی کرده باشد. سفر اول، «من الخلق الی الحق» است که پیمودن آن، هرچند دشوار، اما ممکن است. سفر دوم، «من الخلق الی الخلق بالحق» یا «من الحق الی الخلق بالحق» است که سخت‌تر و ناپیداتر است.

وی با اشاره به جایگاه رفیع حضرت فاطمه زهرا (س)، ابراز داشت: مقام ایشان از تمام انبیا و ائمه (ع) به جز پیامبر اکرم (ص) و امیرالمؤمنین (ع) برتر است. ایشان به مقام ولایت کلیه اطلاقیه الهیه رسیده‌اند. حتی شهید مطهری در کتاب «نظام حقوق زن در اسلام» به این اسرار چهارگانه اشاره کرده و بر برتری مقام ایشان تأکید نموده‌اند.

عضو هیأت علمی و مدیرگروه عرفان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی خاطر نشان کرد: مراتب نازل‌تر این سفرها، متعلق به اولیای الهی و عارفان بالله و سالکان توحیدی است. بنابراین، اجتماعی بودن و رسالت اجتماعی، نه تنها عارض بر ذات عرفان اسلامی نیست، بلکه جزئی از حقیقت و کمال آن است.

خدمت هدایتی و تربیتی؛ اوج خدمت عارفان در راه خدا

وی افزود: عرفان اسلامی، از ابتدا تا انتها، با خدمت به جامعه همراه است. این خدمت، تنها به پس از سلوک محدود نمی‌شود، بلکه پیش از سلوک نیز وجود دارد و فرد را برای سیر الی الله آماده می‌کند. در مرحله پیش از سلوک، فرد به خدمت عام‌المنفعه، گره‌گشایی از کار مردم، رسیدگی به محرومان و فقرا، و در فکر مردم بودن مشغول است. اوج این خدمت در سفر چهارم عرفانی نمود پیدا می‌کند.

عضو هیأت علمی و مدیرگروه عرفان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در تبیین اوصاف متقین، به فرمایش امیرالمؤمنین (ع) در نهج‌البلاغه اشاره کرد و اظهار داشت: «کسی که خود را به رنج و تعب بیندازد تا رنج و تعب را از دیگران بردارد.» پیامبران الهی که در اوج تقوا قرار دارند، با تحمل سختی‌ها، شکنجه‌ها، تبعیدها و تا مرز شهادت پیش رفتن، برای هدایت و نجات بشریت کوشیدند. حضرت موسی (ع) با رنج، جهالت و گمراهی بنی‌اسرائیل مبارزه کرد. امام حسین (ع) نیز در قیام خود، برای «جهاد و حیات» (احیای دین) قیام کردند.

وی مهم‌ترین خدمت را خدمت هدایتی و تربیتی دانست و گفت: این خدمت، با آموزش کتاب و حکمت و تدریس، اوج می‌گیرد. در حوزه عملی و اجتماعی، یاری رساندن به مردم، برپایی عدالت و دفاع از حق، از دیگر مصادیق خدمت به شمار می‌روند.

سفرهای چهارگانه عرفانی؛ از سیر الی‌الله تا خدمت به خلق

عضو هیأت علمی و مدیرگروه عرفان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان داشت: عارفی که سفر سوم را طی کرده و به کمالات وجودی دست یافته، در سفر چهارم، رسالتی فراتر از حل مشکلات جزئی بر عهده دارد. او باید همان کاری را انجام دهد که انبیا و ائمه (ع) انجام دادند؛ یعنی تشکیل حکومت برای اقامه حق و عدالت. البته این امر نیازمند مقدمات وجودی و فراهم بودن شرایط است که گاه عارف باید خود برای ایجاد آن‌ها تلاش کند.

وی در پایان تأکید کرد: عرفان اسلامی، از ذات خود، پیوند عمیقی با خدمت اجتماعی دارد و این جدای از ذات آن نیست. عرفان اجتماعی، مولود طبیعی و فرزند حقیقی عرفان اسلامی است. البته، عارفان در این مسیر، سطوح مختلفی دارند. برخی ممکن است تا سفر دوم پیش روند و به کمالات کامل نرسند؛ اما کسانی که به سفر سوم و چهارم دست می‌یابند، در اوج کمال قرار دارند. گاهی فراهم نبودن زمینه‌ها، ظرفیت‌ها، یا عدم آمادگی فرد، مانع از رسیدن به مراحل بالاتر می‌شود، اما این به معنای جدایی خدمت از ذات عرفان نیست.

ارسال نظرات