حجتالاسلام والمسلمین پارسانیا:
جامعه نبوی یک نقطه عطف تاریخی در تکوین فرهنگ و تمدن اسلامی است
حجتالاسلام والمسلمین پارسانیا، گفت: جامعه نبوی نقطه عطفی نسبت به جامعه پیشین خود است؛ جامعهای که با تکوین نظام معنایی نوین، فرهنگی جدید را وارد تاریخ کرد که ظرفیت شکلگیری و تکوین یک تمدن جهانی را داشت.
به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، حجتالاسلام والمسلمین پارسانیا، در نخستین نشست علمی محور جامعهشناسی کنگرهٔ بینالمللی تجلی ۱۵ قرن نور نبوی در آینه علم و پژوهش با موضوع «هویت اجتماعی جامعه نبوی و نسبت آن با امر فرهنگی و تمدنی»، به تبیین تحول بنیادین فرهنگ و تمدن در عصر ظهور اسلام پرداخت.
حجتالاسلام والمسلمین والمسلمین پارسانیا در ابتدای سخنان خود با تمایز قائل شدن میان «فرهنگ» و «تمدن» اظهار داشت: فرهنگ در حکم روح و تمدن در حکم جسم جامعه است. برخی از فرهنگها جسمی نحیف به دنبال میآورند و برخی دیگر جسمی قوی و وسیع که ظرفیت گسترش و بسط جهانی دارند.
وی افزود: فرهنگ، معنایی است که وارد «جهان سوم» شده و هویت بینالاذهانی پیدا میکند. ورود یک معنا به عرصه زیست به عنوان یک ارزش، اقتضائاتی را به دنبال میآورد که همان ویژگیهای یک فرهنگ را شکل میدهد.
نظام قبیلهای عصر جاهلی؛ فاقد ظرفیت تمدنسازی
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به ساختار جامعه عربستان پیش از اسلام گفت: نظام زیست جامعه قبل از بعثت، یک نظام اسطورهای و قبیلهای بود. هر قبیله «ربّ» خودش را داشت و هویت فرد در ارتباط با جایگاه قبیلهای او تعیین میشد. فردی که به هیچ قبیلهای منتسب نبود، هیچ حقی نداشت و این نظام قبیلهای ظرفیت یک تمدن جهانی را نداشت.
وی افزود: چنین نظامی اگر هم با زور شمشیر بسط مییافت، نمیتوانست ملتها را تحت یک نظام معنایی واحد پوشش دهد. نمونه آن مغولان بودند که هر جا رفتند، در تمدنهای دیگر هضم و جذب شدند.
حجتالاسلام والمسلمین پارسانیا با اشاره به تحولات سریع پس از بعثت تصریح کرد: جامعه نبوی یک نقطه عطف تاریخی است. سیزده سال اول، جمعی شکل گرفت و پس از هجرت، یک جامعه مدنی در مدینه پدید آمد. ده سال بعد از هجرت، کل شبهجزیره دگرگون شد و ده سال بعد، امپراتوری ایران فروریخت و امپراتوری روم درگیر تحولات عظیم شد. جغرافیای سیاسی جهان عوض شد.
وی تأکید کرد: این تحول شگرف، حاصل نظام معنایی جدیدی بود که با اسلام پدید آمد و عنصر محوری آن کلمه «لا اله الا الله» بود. این کلمه، در مقابل «ربهای قبیلهای» و خدایان اسطورهای جاهلی قرار گرفت و مخاطب آن «ناس» (همه آدمیان) و «رب العالمین» (پروردگار جهانیان) است.
حجتالاسلام والمسلمین پارسانیا خاطرنشان کرد: نقطه عطف جامعه نبوی، تکوین نظام معنایی نوینی است که یک فرهنگ جدید را وارد تاریخ کرد. این فرهنگ بر خلاف نظام قبیلهای، دارای ظرفیت شکلگیری و تکوین یک تمدن جهانی است. هویت انسان در این نظام، نه با انتساب قبیلهای، که با نسبت او با خدای یگانه و رب العالمین تعریف میشود.
«لا اله الا الله»؛ سنگینتر از هفت آسمان و هفت زمین
حجتالاسلام والمسلمین پارسانیا با اشاره به حدیث قدسی از پیامبر(ص) گفت: موسی(ع) از خداوند خواست تا چیزی به او بیاموزد. خداوند فرمود «قُلْ لا إلهَ إلا الله». موسی(ع) گفت: همه بندگان این را میگویند. خداوند فرمود اگر هفت آسمان و هفت زمین و تمام کسانی که در آنها هستند در یک کفه ترازو قرار گیرند و «لا اله الا الله» در کفه دیگر، این کلمه سنگینی میکند.
وی افزود: معنای این کلام این است که در جغرافیای هستی، یک «هستی مقدس» حضور دارد که نه نقص دارد، نه صفت ناقص و نه حد و مرزی. او «اول و آخر و ظاهر و باطن» است. در برابر او، همه موجودات دیگر «آیه» و نشانه او هستند. اگر چیزی غیر از آیه او باشد، او را محدود میکند. اما اگر عالم، «آیه» باشد، هرچه عظیمتر باشد، عظمت او را بیشتر مینمایاند.
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به تحولات پس از هجرت تصریح کرد: در دوران مکه، جمعی ایمان آوردند و تسلیم این معنا شدند. مشرکان مکه میدانستند که ایمان به این معنا، زیست و زندگی آنان را دگرگون میکند. آنان حاضر بودند این معنا را در گوشه ذهن داشته باشند، اما تسلیم آن نشوند. همین امر باعث رقابت سخت و در نهایت هجرت شد.
وی افزود: در مدینه، این معنا آنچنان وارد زیست جمعی شد که یک شهر را شکل داد. در ده سال مدنی، صفبندی جدیدی در شبهجزیره رخ داد: مومنین در برابر کفار و مشرکین. در همین دوره، حدود ۱۲۰ درگیری و ستیز (شصت غزوه با حضور پیامبر و شصت سریه بدون حضور ایشان) رخ داد؛ یعنی ماهی یک درگیری.
حجتالاسلام والمسلمین پارسانیا با اشاره به سوره توبه (که پس از فتح مکه نازل شد) گفت: در درون مدینه، گروه منافقین هم پدید آمدند. برخی تخلف کردند، برخی با کفار همکاری داشتند و برخی قصد ترور پیامبر(ص) را داشتند. اما نکته مهم این است که علیرغم حضور منافقین، «فرهنگ آرمانی قرآن» همچنان به عنوان مرجعیت در تاریخ باقی ماند. این سکه توحید آنچنان اعتبار دارد که هر تقلبی باید به نام این سکه بخورد.
حجتالاسلام والمسلمین پارسانیا با استناد به حدیثی از امام صادق(ع) گفت: ایشان میفرمایند: عقل آن است که به سوی عبودیت خدا دعوت میکند و بهشت را به دست میآورد.
وی افزود: عقلانیتی که در جهان مدرن حاکم است، عقلانیت ابزاری است؛ عقلانیتی برای تسلط بر عالم محسوس. این عقلانیت، «شبه علم» است نه علم حقیقی. در مقابل، عقلانیت اسلامی با معرفت به صدق و کذب، خیر و شر، و حقیقت عالم سروکار دارد.
حجتالاسلام والمسلمین پارسانیا در پایان خاطرنشان کرد: هر یک از این دو معنای علم و عقل، لوازم خاص خود را به دنبال دارند. یکی «قفس آهنین» (تسخیر طبیعت و ازخودبیگانگی) را به ارمغان میآورد و دیگری «خلافت انسان» و سعادت را. آنچه در مدینه رخ داد، تکوین فرهنگی بود که عقلانیت ناب را در برابر عقلانیت ابزاری و قبیلهای قرار داد.
ارسال نظرات