به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، سینمای هالیوود در مواجهه با فرهنگهای غیرخودی، رویه تازهای را برگزیده است و آن اتخاذ ادبیات مستقیم و قصههای رک است. در این پوستاندازی آهستگی و پیوستگی با ظرافت پیگیری میشود. دیگر زمان کنایهگویی برای هالیوود به سر آمده و وقت بستن شمشیر از رو فرا رسیده است.
از جمله مصادیق این موضوع دگرگونی در مفهوم غایتشناسی محصولات سینمایی هالیوود است. به عنوان نمونه اگر آثار آرنوفسکی را مروری اجمالی کنیم درمییابیم که در فیلم “مرثیهای برای یک رویا” از غایتی به نام آرامش صحبت به میان میآید، در فیلم “چشمه” با غایتی آرمانی به اسم جاودانگی مواجه میشویم و در فیلم مورد نقد اصلی ما یعنی «کشتیگیر» با مفهوم پیروزی آشنا میگردیم مفهومی که تداعیگر حس برتریجویی و فائقیت است است.
بیگمان غایت اتخاذشده برای فیلم «کشتیگیر» تناسب بیشتری با رویکرد جدید هالیوود دارد. رویکردی که در آن رینگ، مسابقه، مبارزه، زور و … وجود دارد مسلماً با غایت دیگری کنار نخواهد آمد.
داستان فیلم «کشتیگیر» این است: راندی رابینسون امریکایی با اسم مستعار رَم، کشتیگیر سالهای نه چندان دوری است که اینک علیرغم رسیدن به سنین میانسالی به دلیل نیازهای مالی از طریق مسابقهدادن در سالنهای کوچک محلی امرار معاش میکند و اندک درآمدی را نصیب خود میسازد.
فشار زندگی باعث میشود او سر از فروشندگی در سوپر مارکت نیز درآورده و بخشی از آلام خویش را تسکین دهد. رَم خانواده از هم پاشیدهای دارد و تنها دلخوشیاش ملاقاتهایی است با یک زن بدکاره به نام “کسیدی” که هر از چندی با او ترتیب میدهد.
در این گیرودار تنها راه نجات رَم از وضعیت اسفناک معیشتیاش، عملیساختن پیشنهاد مدیر کلوپ ورزشی مبنی بر برگزاری مسابقهای با رقیب دیرینه به نام “آیت الله” به وی میباشد! رَم پیشنهاد وسوسهکننده را میپذیرد و رویای بازگشت به دوران اوج ورزشی در این باره به او نیروی مضاعف میدهد.
او حتی در این مسیر از استعمال داروهای نیروزا نیز مضایقه نمیکند و به همین خاطر راهی بیمارستان میشود. پزشکان به او هشدار میدهند که دیگر حق مسابقهدادن ندارد.
رَم در ادامه به سراغ خانواده از هم پاشیده خود میرود اما در گردآوری اعضای خانواده از دسترفتهاش توفیق چندانی نمییابد. رَم مأیوس و ناامید تصمیمی بزرگ میگیرد و با وجود توصیه پزشکان مبنی بر خطر داشتن رفتن روی رینگ مسابقه برای سلامتیاش پیشنهاد مسابقه با “آیت الله” را میپذیرد….
دارن آرنوفسکی (Darren Aronofsky) به دلیل گزیدهکاريهایش همواره از او بهعنوان یکی از کارگردانان خوشآتیه هالیوود یاد میکنند. «کشتیگیر» چهارمین ساخته بلند سینمایی اوست.
وی پیش از این فیلم “پی”در سال ۱۹۹۸، فیلم “مرثیهای برای یک رویا” در سال ۲۰۰۰ و فیلم “چشمه” در سال ۲۰۰۶ را در عالم سینما تجربه کرده است و توجه بسیاری را به خود جلب کرد.
آرنوفسکی کارگردانی تحصیلکرده است وی دارای مدرک دکتری در رشته فیلمهای انیمیشنی از دانشگاه هاروراد آمریکاست. هرچند آثار وی با تحصیلات كلاسیک اش ارتباطی ندارد، اما آنچه مهم است این که وی پشت هریک از سکانسهای فیلمهایش به قول خودش “تئوری” دارد و بر اساس “برنامه” و “ایده” به پیش میرود.
دکتر آرنوفسکی دستپرورده مکتب یهودیت است و این مطلبی است که در انظار عمومی از اقرار به آن ابا دارد و در لفافه خود را “یک پیرو تسامحکار یهود “معرفی میکند که هیچ وقت تقیدی به انجام مناسک دینی ندارد.
کارگردان در فیلم “کشتیگیر” مسیر حقیقتجویانه خود در فیلم “پی” را دنبال میکند و به دنبال ارزشگذاری و صوابسنجی است؛ به دنبال اینکه حق کدام است و باطل کدام، خوب کیست، بد کیست.
آرنوفسکی هنرمندانه در مقام آموزگاری دلسوز پای تخته درس میرود و مشق دوستشناسی و دشمنشناسی به بینندهاش میدهد. این نکته در مورد کارگردان ساختارشکنی چون آرنوفسکی چندان دور از انتظار نیست؛ این در حالی است که در غالب محصولات سینمایی هالیوود “قضاوت” توسط بیننده انجام میشود. هرچند که سیگنالهای قوی در این باره از سوی سازندگان به مخاطب رسانده میشود اما آنچه مهم است تصمیم نهایی است که توسط تولیدکننده انجام نمیشود.
اینکه شخصیتی به نام «آیت الله» در یک سوی مبارزه است، هر بیننده کندذهنی را هم به غرض اصلی سازندگان فیلم که همان تلمیح به طرف مقابل و لقب راهبری ملت ایران است، واقف میسازد.
جریان مشابهی در «سریال ۲۴» انجام شد و شخصیت تروریستی به نام “سید علی” در سری هفتم این سریال به یک باره وارد قاب دوربین شد و تبادر ناخوشایندی را در اذهان مسلمانان و به خصوص ایرانیان ایجاد کرد. چنین پردهدری هدفمندانهای، همسو با چرخش رویکرد هالیوود از لفافهگویی به رکگویی در مواجهه با فرهنگ مقابلش است.
در فیلم کشتیگیر، دو هدف مذهب اسلام و ملیت ایرانی به صورتی توأمان در سیبل سازندگان فیلم قرار داشته و مورد تهاجم واقع میشود. کافی است یک صحنه از این فیلم را با هم مرور کنیم: لباس حریف رندی به رنگ پرچم ایران است و کلمه مقدس الله در وسط آن قرار دارد- جالب اینکه بدانید پس از اکران فیلم، کارگردان اعلام نمود که این طراحی لباس تصادفی بوده است!- رندی در صحنهای از فیلم در مبارزه با حریف خود، میله پرچم ایران را که حریفش با آن به وی حملهور شده میشکند و … هدف قراردادن توأمان مذهب و ملیت ایرانی یعنی حرکت با تمام توان و استفاده از همه پتانسیلها و این یعنی یک مشی جدید.
هالیوود قبلاً با فیلم “سيصد “عمق ارادت خویش را به ملت ایران و ایرانی نشان داده بود و با فیلم “سنگسار ثریا میم” نیز به گمان خویش مذهب اسلام را به مذبح فرستاده بود، اما “کشتیگیر” با این دو فیلم تفاوت دارد و به نوعی نمونه تکاملیافته موارد مشابه پیشین است.
“آمریکا، آمریکا” این دو کلمه بخشی از سناریوی فیلم کشتیگیر است که توسط تماشاچیان ادا میشود. آنجا که بر روی رینگ مسابقه، رندی، میله پرچم ایران را میشکند! شاید این دو کلمه اگر در موقعیت و سکانس دیگری وجود داشت، حساسیتزا نمیشد. اما اکنون وضعیت فرق میکند. ادبیات از این صریحتر هم میشود؟ درست در مقابل ذلت یک کشور، عزت و دوام کشور دیگری فریاد زده میشود! آن هم از سوی تماشاگران که میتوانند سمبلی از کشورهای دیگر تلقی شوند.
فیلم کشتیگیر از جمله فیلمهای شخصیت محوری است که با رندی آغاز میشود، با رندی جریان مییابد و با رندی پایان میپذیرد. شخصیت رندی بسیار قابل تعمق است.
رندی، پیکری ورزشکارانه دارد و عضلاتش ماهیچهای است، بر روی رینگ مبارزه میکند و میجنگد، اما همین شخصیت در بخشهایی از فیلم با بچهها بازي مي كند، براي دخترش دلتنگ شده و گريه ميكند و عاشق پريدن از نردههاي بالاي رينگ مي شود! و اين يعني يك پارادوكسيكال جذاب در يك شخصيت فانتزي .شما در آن واحد شاهد شخصيتي مي شويد كه ميتواند “خشونت” را به “محبت” پيوند زند و شخصيت جامع و كاملي را پديد آورد.
حالا يك لحظه به ياد آوريد كه رندي قرار است نماد چه باشد؛ بله درست حدس زدهايد همان ابرقدرت دوستداشتني كه استدلال ميكند و دليل ميتراشد و افكار عمومي را به هر وسيلهاي همراه خود ميكند براي اين كه اوج بگيرد و آقايي كند!
آرنوفسكي كارگرداني است كه در آثارش بهره فراواني از نمادها و سمبلها ميبرد. مثلاً در فيلم “چشمه”، مذهب نماد شاخص فيلم ميشود و در فيلم “كشتيگير” رندي، نماد امريكا ميگردد ، نمادي كه ويژگيهاي چندي دارد: سوداي رسيدن به اوج را دارد، بايد پيروز شود، ادعاي قدرت مديريت دارد، هيچ گاه از تلاش دست بر نميدارد، روياپرداز است و حاضر است هر حد و مرزي را براي رسيدن به مطلوبش درنوردد.
درست همانند چيزي كه در مورد امپرياليسم امريكا مي دانيم. طبق روایت فیلم، آن طرف قضيه هم “آيت الله” وجود دارد كه نماد ايران است، محكوم به شكست است، منفور مي باشد، تماشاگران (ديگران) دوستش ندارند، متوسل به حيله مي شود، رفتني است، صرفاً به فكر خود و منفعش است و … در فيلم «كشتيگير» شاهد تماشاگراني هستيم كه حاضر ميشوند بيست دلار بدهند تا از خونريزي لذت ببرند! تماشاگران چنان عاشق ديدن خشونت هستند كه نمايشيبودن يا نبودن آن محلي از اعراب برايشان ندارد.
فيلم كشتي گير يك درام است، درامي براي يك ورزشكار كه روزهاي خوش اوج را پشت سر گذاشته است و به پايان خط رسيده است، درامي براي يك كشور كه دوران سلطه خود را تمام شده مي بيند.
ورزشكاري كه هرگز شوهر يا پدر خوبي نبوده است،(كشوري كه دولت خوبي براي ملتش ارائه نكرده است).كشتيگير يك مرثيه است براي قهرماني غولپيكر كه بر خلاف ظاهرش، باطني شكننده دارد؛ درست مثل ابرقدرت پوشالي امريكا، رندي در نهايت راهي را انتخاب مي كند كه ميداند به مرگش منتهي خواهد شد، جريان سلطه در عصر حاضر نيز مسيري مشابه را طي مي كند و از خودزني ابايي ندارد.
دکتر محمدحسن شاهنگی عضو شورای علمی گروه ادبیات اندیشه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی