۱۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۷
کد خبر: ۸۱۶۷۰۶
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفت‌وگو با رسا مطرح کرد؛

پایان افسانه شکست‌ناپذیری آمریکا؛ تناقض‌گویی ترامپ نشانه ناتوانی در مدیریت بحران با ایران

پایان افسانه شکست‌ناپذیری آمریکا؛ تناقض‌گویی ترامپ نشانه ناتوانی در مدیریت بحران با ایران
حجت الاسلام ملک زاده به تبیین علل تناقض‌گویی و درماندگی دولتمردان آمریکا در برابر ایران پرداخت و تصریح کرد: شکست رژیم صهیونیستی و آمریکا در جنگ تحمیلی سوم، ناشی از عدم درک عمق بازدارندگی نظامی و دیپلماتیک ایران و همچنین انسجام مردمی ایران است.

حجت‌الاسلام محمد ملک‌زاده، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، به تحلیل و بررسی رفتارهای متناقض و بلوف‌های مکرر دونالد ترامپ و استیصال دولتمردان آمریکا در برابر سیاست‌های مدبرانه ایران پرداخت و گفت: تناقض‌گویی، بلوف‌زنی و استیصال رئیس‌جمهور و دولتمردان آمریکا در برابر ایران را می‌توان ناشی از چند عامل کلیدی دانست.

بلوف‌زنی آمریکا برای توجیه افکار عمومی متحدان

وی با اشاره به اینکه اولین عامل این وضعیت را می‌توان مصرف داخلی و توجیه افکار عمومی متحدان آمریکا دانست، اظهار داشت: آمریکا تا پیش از آغاز جنگ رمضان و درگیری مستقیم با ایران، خود را قدرتی شکست‌ناپذیر معرفی کرده بود؛ دولتی که تصور می‌کرد قادر است مانند ونزوئلا، سران کشوری را بدون هیچ مقاومتی براندازد و در برابر ایران نیز می‌تواند با یک حمله برق‌آسا نظام را سرنگون سازد.

حجت الاسلام ملک زاده افزود: در حالی که امروز با واقعیتی کاملاً متفاوت مواجه شده‌اند و اعتبارشان نزد هم‌پیمانان و کل دنیا به شدت آسیب دیده است. لذا این دولت گرفتار تناقض‌گویی و بلوف‌زنی برای دستاوردسازی در برابر ایران شده است.

وی با بیان اینکه دنیا شاهد مقاومت قهرمانانه ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی است، تصریح کرد: ایران توانسته هم‌زمان بازدارندگی نظامی معتبر ایجاد کند، هزینه درگیری را برای دشمنان بالا ببرد و در عرصه دیپلماسی نیز از خود منطق، صبر و قدرت مانور نشان دهد.

استاد حوزه علمیه با بیان اینکه از سوی دیگر دولت آمریکا بین «نمایش قدرت» و «پرهیز از جنگ» گرفتار شده است، خاطرنشان کرد: هزینه‌های درگیری برای آمریکا افزایش یافته و امکان کنترل بحران کمتر شده است؛ بنابراین طبیعی است که دولتمردان آمریکا مقابل عظمت چنین ملت و نظامی در گفتار و رفتار دچار استیصال و پیام‌های متناقض شوند.

شاخص‌های شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ تحمیلی سوم

کارشناس مسائل سیاسی در ادامه به ارزیابی شکست خفت‌بار رژیم صهیونیستی و آمریکا از نظام اسلامی ایران در جنگ تحمیلی سوم پرداخت و گفت: برای ارزیابی میزان موفقیت یا شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی باید سه شاخص اصلی را در نظر گرفت.

وی با بیان اینکه شاخص اول رسیدن یا نرسیدن به اهداف نظامی خود است، ادامه داد: هدف اصلی دشمنان، سرنگونی نظام جمهوری اسلامی و تسلیم کامل ایران بود. آنها نه تنها به هدف خود دست نیافتند، بلکه به اعتراف تحلیلگران غربی، ایران بعد از حمله قوی‌تر از قبل ظاهر شده است. یعنی هدف نظامیِ دشمن محقق نشده است.

حجت الاسلام ملک‌زاده در تشریح شاخص دوم یعنی موفقیت در اهداف سیاسی و راهبردی، گفت: هدف آمریکا و اسرائیل بی‌ثبات‌سازی داخلی، شکستن اراده سیاسی و تحمیل عقب‌نشینی بود؛ در حالی که جنگ عملاً باعث انسجام بیشتر مردم ایران و دلبستگی شدیدتر آنها به نظام شده است.

وی شاخص سوم را ارزیابی، بررسی هزینه‌های جنگ و تحمیل آن به دشمن دانست و ابراز داشت: آمریکا تصور می‌کرد وارد جنگی طولانی و پرهزینه نخواهد شد و مشکلی برای بازار انرژی بوجود نخواهد آمد، اما ایران توانست هزینه‌های سنگینی به لحاظ اقتصادی، نظامی، امنیتی، سیاسی و اعتبار بین‌المللی بر دشمن تحمیل کند.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح کرد: در چنین شرایطی، ارزیابی واقع‌بینانه این است که برتری صرف نظامی یا عنوان ابرقدرتی برای تحقق اهداف سیاسی و نظامی کافی نیست؛ همچنان که ایران با تکیه بر قدرت معنوی و توان بازدارندگی، تاب‌آوری داخلی، عمق منطقه‌ای و دیپلماسی فعال خود توانسته مانع از تحقق اهداف دشمنان شود و شکست بزرگی بر آمریکا و رژیم صهیونیستی و متحدان آنها تحمیل سازد.

نقش بنیادین اتحاد و انسجام مردمی

حجت‌الاسلام ملک‌زاده در بخش دیگری از سخنان خود درباره نقش اتحاد و انسجام مردم در دستاوردهای نظامی و دیپلماسی، بیان کرد: اتحاد، انسجام و حضور مردم در صحنه، برای حفظ امنیت ملی بسیار مهم است. در واقع عامل انسجام اجتماعی یکی از ستون‌های اصلی قدرت ملی در عرصه‌های مختلف است.

کارشناس مسائل سیاسی بیان کرد: در حوزه نظامی، اتحاد و حمایت اجتماعی می‌تواند تاب‌آوری کشور را در شرایط فشار بالا ببرد، روحیه نیروهای نظامی و امنیتی را تقویت کند، هزینه عملیات روانی دشمن را افزایش دهد، و امکان مدیریت بحران را بیشتر کند. کشوری که جامعه‌اش در لحظات حساس دچار فروپاشی روانی نشود، در میدان نظامی قدرت ماندگاری بیشتری خواهد داشت.

وی در تشریح نقش مردم در حوزه دیپلماسی، خاطرنشان کرد: دیپلماسی وقتی موفق‌تر است که پشتوانه داخلی داشته باشد؛ اگر طرف مقابل احساس کند حکومت از حمایت اجتماعی برخوردار است و جامعه از هم نمی‌پاشد، در مذاکرات مجبور می‌شود واقع‌بینانه‌تر عمل کند.

نقش کلیدی مردم در تقویت دیپلماسی و بازدارندگی نظامی

حجت الاسلام ملک‌زاده به برشمردن سه نقش کلیدی مردم در جنگ‌های 12 و 40 روزه که مستقیم روی نتیجه نظامی و دیپلماسی اثر می‌گذارد، پرداخت و گفت: نخست نقش کلیدی مردم جلوگیری از تحقق هدف «شکاف داخلی» است؛ زیرا دشمن روی شورش، بی‌نظمی، یا بی‌اعتمادی مردم نسبت به نظام حساب می‌کند، انسجام عمومی این اهرم را از دشمن می‌گیرد و عملاً یک سلاح راهبردی دشمن را خنثی می‌کند و بازدارندگی نظام را افزایش می‌دهد.

وی دومین نقش مردم را افزایش تاب‌آوری توصیف کرد و افزود: در جنگ، تداوم زندگی شهری، امداد، توزیع، پشتیبانی محلی و همکاری عموم مردم با مدیریت بحران هزینه‌های داخلی را کاهش می‌دهد و اجازه می‌دهد ظرفیت نظامی کشور «فرسوده» نشود. انسجام اجتماعی باعث می‌شود کشور بتواند فشارهای اقتصادی، روانی و رسانه‌ای را تحمل کند.

کارشناس مسائل سیاسی تقویت دیپلماسی از طریق «پشتوانه اجتماعی» را سومین نقش مردم دانست و ابراز داشت: دیپلماسی با پشتوانه اجتماعی قوی تر پیش می‌رود، با حضور مردم در صحنه و حمایت آنان از نظام، دشمن متوجه خواهد شد که فشار نظامی نمی‌تواند به فروپاشی داخلی منجر شود و ادامه جنگ، فقط هزینه اضافه برای دشمن تولید می‌کند؛ این شناخت، انگیزه دشمن برای پرهیز از جنگ را بالا می‌برد.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح کرد: بنابراین میدان‌داری مردم می‌تواند هم «ابزار جنگ روانی دشمن» را خنثی کند و هم «ظرفیت مقاومت» را بالا ببرد؛ نتیجه‌اش در میز مذاکره به شکل افزایش قدرت چانه‌زنی ظاهر می‌شود. دیپلماسی بدون پشتوانه داخلی شکننده است.

وی با تأکید بر اینکه دیپلماسی بدون پشتوانه داخلی شکننده است، گفت: انسجام مردم به مذاکره‌کننده این پیام را می‌دهد که ما قوی هستیم و امتیازدهی از سر ضعف لازم نیست؛ بنابراین اتحاد مردم حداقل سه خروجی راهبردی دارد: افزایش تاب‌آوری، تقویت بازدارندگی و ارتقای قدرت چانه‌زنی در دیپلماسی.

حجت الاسلام ملک زاده در پایان سخنانش اظهار کرد: هر جا مردم منسجم‌تر و ساختار تصمیم‌گیری هماهنگ‌تر باشد، امکان موفقیت و پیروزی در میدان و دیپلماسی بیشتر می‌شود.

ارسال نظرات