پیمان مکه و پیام افول چتر امنیتی آمریکا در منطقه
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در شیراز، امضای توافق دفاعی مشترک میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان یک پرسش اساسی را پیش روی ناظران قرار میدهد: چرا عربستان، با وجود دههها اتکا به حمایت امنیتی آمریکا، اکنون بیش از گذشته به دنبال ساختن حلقههای امنیتی جدید در خارج از چارچوب سنتی روابط خود با واشنگتن است؟
پاسخ را میتوان در یک واقعیت مهم جستوجو کرد: وابستگی امنیتی به یک قدرت خارجی، الزاماً به معنای برخورداری از امنیت پایدار نیست. عربستان طی دهههای گذشته سرمایهگذاری گستردهای برای خرید تسلیحات و ایجاد روابط دفاعی با آمریکا انجام داده است، اما تجربه تحولات سالهای اخیر این تصور را تقویت کرده که تکیه صرف بر قدرت آمریکا نمیتواند تمام تهدیدهای پیرامون عربستان را از میان ببرد.
از این منظر، پیمان مکه را میتوان بخشی از تلاش ریاض برای متنوعسازی پشتوانههای امنیتی خود دانست. عربستان اکنون علاوه بر آمریکا، به ترکیه و پاکستان نیز چشم دوخته است؛ دو کشوری که هر یک ظرفیتها و محدودیتهای خاص خود را دارند. پیشتر نیز ریاض و اسلامآباد در سپتامبر ۲۰۲۵ توافق دفاع متقابل امضا کرده بودند که بر اساس آن، حمله به یکی از دو کشور حمله به هر دو تلقی میشود.
اما همینجا یک تناقض اساسی آشکار میشود: اگر عربستان برای تأمین امنیت خود ناچار است دائماً بر تعداد ضامنهای خارجی بیفزاید، آیا این امر نشانه افزایش امنیت است یا نشانه تداوم ناامنی؟
پاسخ را باید در ماهیت چنین ائتلافهایی جستوجو کرد. پیمان مکه، حتی با وجود اصل دفاع متقابل، تضمین نمیکند که ترکیه و پاکستان در هر بحران احتمالی دقیقاً همان واکنشی را نشان دهند که ریاض انتظار دارد. منافع ملی سه کشور یکسان نیست و هر کدام محاسبات مستقل خود را درباره بحرانهای منطقهای، روابط خارجی و هزینه ورود به یک درگیری نظامی خواهند داشت. حتی مقامهای ترکیه تصریح کردهاند که نحوه حمایت در صورت حمله، میتواند از همکاری اطلاعاتی تا حمایت نظامی متفاوت باشد.
از سوی دیگر، مسئله اصلی امنیت عربستان صرفاً کمبود تجهیزات نظامی نیست. ریاض در منطقهای قرار دارد که منازعات سیاسی، رقابتهای ژئوپلیتیکی و بحرانهای امنیتی در آن بهسرعت تغییر میکنند. افزایش تعداد پیمانهای دفاعی ممکن است ظرفیت بازدارندگی را افزایش دهد، اما بهخودیخود ریشههای ناامنی را برطرف نمیکند.
در این چارچوب، پیمان مکه را میتوان بیش از آنکه نشانه رسیدن عربستان به یک معماری امنیتی پایدار دانست، نشانه تلاش ریاض برای جبران محدودیتهای اتکای یکجانبه به آمریکا ارزیابی کرد. عربستان ظاهراً به این جمعبندی رسیده است که حتی روابط گسترده با واشنگتن نمیتواند تضمین مطلقی برای امنیت این کشور فراهم کند؛ بنابراین به سمت ایجاد شبکهای چندلایه از شرکای امنیتی حرکت کرده است.
اما تغییر «ضامن امنیت» لزوماً به معنای حل مسئله امنیت نیست. اگر امنیت یک کشور همچنان وابسته به مداخله و حمایت قدرتهای بیرونی باشد، آن کشور صرفاً از یک شکل وابستگی به شکل دیگری از وابستگی منتقل شده است. امروز آمریکا در کنار عربستان قرار دارد و ترکیه و پاکستان نیز به این شبکه افزوده شدهاند؛ اما پرسش تعیینکننده این است که در یک بحران واقعی، هر یک از این کشورها تا کجا حاضر به پرداخت هزینه برای دفاع از ریاض خواهند بود؟
از همین رو، پیمان مکه را نباید یک «چتر امنیتی مطمئن» برای عربستان تلقی کرد. این توافق میتواند همکاری نظامی و هماهنگی میان سه کشور را افزایش دهد، اما میان همکاری دفاعی و تأمین امنیت پایدار فاصله زیادی وجود دارد.
در نهایت، پیام مهم پیمان مکه برای منطقه شاید این باشد که خود عربستان نیز دریافته است امنیت را نمیتوان صرفاً با خرید سلاح یا اتکا به یک قدرت خارجی تضمین کرد. اگر ریاض پس از سالها شراکت راهبردی با آمریکا اکنون به دنبال تکیهگاههای تازهای مانند پاکستان و ترکیه است، این تحول را باید بخشی از بحران الگوی سنتی امنیت در خلیج فارس دانست.
بنابراین، مسئله اصلی این نیست که عربستان چند پیمان دفاعی در اختیار دارد؛ مسئله این است که چرا با وجود این همه پیمان و حمایت خارجی، هنوز احساس نیاز به پیمانهای جدید میکند؟
پاسخ به همین پرسش نشان میدهد که پیمان مکه، بیش از آنکه پایان مسئله امنیت عربستان باشد، میتواند نشانهای از جستوجوی مستمر ریاض برای یافتن امنیتی باشد که تاکنون نتوانسته آن را بهطور پایدار در بیرون از مرزهای خود پیدا کند.