۰۹ آذر ۱۳۹۹ - ۱۱:۴۳
کد خبر: ۶۶۹۳۹۳
پ
شهید، ما را به اصل می‌خواند تا از اسب نیفتیم؛
شهید، تاوان تکذیب توحید است. او می‌ایستد و جانش را در کف دست می‌گیرد تا تمام ثروت و دارایی‌اش را سرمایه تداوم و استمرار کند.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، روز گذشته انتشار خبری، داغ ۱۷ هزار شهید ترور را در یاد‌ها تازه کرد. شهید محسن فخری زاده، از مسؤولین و دانشمندان هسته‌ای و دفاعی کشور که بار‌ها مورد سوء قصد و ترور قرار گرفته بود، عصر دیروز به آرزوی دیرینه‌اش رسید.

دشمنان اسلام نمی‌دانستند چه قدرتی باعث شد او بتواند در دفاع مقدس با دست خالی یکی از فرماندهان تیپ پیاده بعثی را اسیر کند و چه قدرتی توانست ویروس کرونا را زیر دستان او چونان موم قرار دهد، شاید هم بدانند ولی عناد و کوردلی آن‌ها موجب شد برای شهادتش چندین بار ترور او را در دستور کار قرار دهند. قطعاً آن‌ها نمی‌دانند توحید و اتکا به الله چنین قدرتی را به بشر خاکی می‌دهد و با ترور یک شخص، نمی‌توانند نور ایمان را خاموش کنند.

شهیدان همیشه پس از شهادتشان محبوب دل‌ها و قلب‌ها می‌شوند؛ خصوصاً اگر گمنام باشند. خداوند می‌داند گمنام‌ها را چگونه پر آوازه کند. شهید حججی یک جوان ساده نجف آبادی بود که شاید به غیر از نجف آبادی‌ها کسی او را نمی‌شناخت؛ اما پس از شهادتش تمام جهان را متأثر کرد.

شهید، تاوان تکذیب توحید است. او می‌ایستد و جانش را در کف دست می‌گیرد تا تمام ثروت و دارایی‌اش را سرمایه تداوم و استمرار کند. توحید، نیازمند استمرار و استمرار نیازمند شهید است که نتیجۀ آن انقلاب و نتیجه انقلاب به ظهور ختم می‌شود. بنابراین باید موانع استمرار را شناخت و با حذف آن، جامعه به شهیدی زنده تبدیل می‌شود و آماده ظهور صاحب‌الزمان(عج) می‌گردد.

شهید مردم را به دور مدار توحید می‌خواند. عجب فصل و عجب ماهی است! انگار در این فصل، خون گرم شهید است که درخت سرمازده توحید را سیراب می‌سازد؛ همانطور که خون شهید سلیمانی و همراهانش، سال پیش و در همین ایام به درخت توحید جانی تازه بخشید و اینان همان گونه عمل کردند که مولای‌شان حضرت علی(ع) ۱۴۰۰ سال پیش با خون خود درخت پرآفت توحید را آبیاری کرد.

چه تکذیب‌ها که عبدالله بن ابی‌ها و ابوموسی اشعری‌ها نکردند. چه حکیمانه گفت شهید مطهری که حوادث تاریخی شبیه به هم دیگرند.(۱) شاید اجبار امیرالمؤمنین(ع) به صلح با کفر مطلق ۱۴۰۰ سال بعد تکرار شود، شاید تن بی‌سر مسلم دگر بار از کنگره قصر کوفه به زمین بخورد و چه بسا خود امام حسین(ع) در صحرای کربلا به شهادت برسد و این‌ها برای بیداری جامعه و کوردلان است. سه امام اول شیعه، هر سه زخم خورده «صلح و سازش» بودند، یکی را خود صلح طلبان، یکی را نفوذیان و تحمیل کنندگان صلح و دیگری را علناً به بهانه صلح به شهادت رساندند.
 


تن این شهر، شهید می‌طلبد. پس از شهید سلیمانی، قرار شد که دیگر ندای تکذیب از کالبد بی روحش در جشن پیروزی صلح با کفر مطلق بیرون نیاید؛ اما در بحبوحه روی کار آمدن معاویه زمان، دگر بار تن خسته این شهر شهیدی را می‌طلبید و آن شهید فخری زاده بود.

وقتی از اصل افتادیم، از اسب نیز خواهیم افتاد. امام فرمود اصل ما توحید است و توحید ما کم است وقتی دم از آمریکا می‌زنیم. توحید یعنی خدا را منشاء و مبداء جهان دانستن، یعنی جز او کسی را قدرت ندانی. تاریخ عبرت کسانی که توحید نداشتند را به خوبی تبیین کرده. فرعون مصر شعار می‌داد: «انا ربکم الاعلی» عاقبتش رود نیل شد. نمرود کوته فکر برجی عظیم ساخت تا خداوندگاری خویش را اثبات کند ولی یک پشه او را زمین گیر کرد.

هر که خود را قدرت عالَم دانست و در مقابل قدرت مطلق خداوند ایستاد سرنوشتش نابودی است و هر که به آن قدرت خودخوانده چنگ تمنی و ترجی انداخت نیز قهراً به سوی تحقیر و تضعیف حرکت می‌کند. او چونان سواره‌ای ستبر به پیاده‌ای علیل و راهزن متوسل می‌شود و آن پیاده نیز اسبِ سوار را می‎طلبد و این می‌شود مصداق ضرب المثل معروف: «هرکه از اصل افتاد، از اسب می‌افتد.»

پس این بدن رنجور بار دیگر نیاز دارد تا به اصل بازگردد. دیگر بار، ندای این شهید، ما را به اصل خوانده تا از اسب نیفتیم. با همه سختی‌ها و موانع، چه باک که چشم در چشم دشمن بایستیم؟ چه باک که در راه اسلام جان شیرین و عزیز خود را فدا کنیم؟ اما با این همه، چطور درد خنجرهای پیاپی منافقان را تحمل کنیم؟ منافقانی که از گور ۱۴۰۰ ساله خویش برخواسته‌اند و چونان ابوموسی اشعری با حماقت کودکانه خویش، مسلم و عباس زمان را به امان نامه از حرام زادگان دعوت می‌کنند. کی می‌خواهند بفهمند عاقبت این همه حماقت، دیدن تن بی‌سر اسلام است که از کنگره کوفه به زمین پرتاب می‌شود.

شهید فخری‌زاده با دستان خالی و فکر پر توان خویش، در تحقق آرمان‌های علمی بسیاری از رؤیا پردازان کوشید و جامه عینیت بدان بخشید. فخر ما چنین دانشمندان مبتکری است که علم را در راه خدا آموختند و زکات آن را در طبق اخلاص پرداختند؛ نه کسانی که به خود مدال برداشتن سایه جنگ و صلح دادند.

1- شهید مطهری، فلسفه تاریخ ج ۱، ص ۲۳۰

محمدحسین کتابی

انتشار یافته: ۷
در انتظار بررسی: ۰
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
12:02 - 1399/09/09
عالی
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
12:06 - 1399/09/09
شهدا چراغ راه امروز و فردای ما هستند
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
13:11 - 1399/09/09
عالی و قشنگ بود امیدوارم موفق باشید
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
13:31 - 1399/09/09
خیلی عالی
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
13:36 - 1399/09/09
دمت گرم
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
21:25 - 1399/09/09
زیبا بود توصیف شهید و مصداق گیری این حرام لقمه‌های که هنوز آدم نشدن و تا ناموسشون رو نبرند نیز از خواب غفلت بیدار نمیشن
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
23:14 - 1399/09/09
زیبا بود توصیف شهید و مصداق گیری این حرام لقمه‌های که هنوز آدم نشدن و تا ناموسشون رو نبرند نیز از خواب غفلت بیدار نمیشن
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص،قومیت‌ها باشد و یا با قوانین کشور و آموزه های دینی مغایرت داشته باشدمنتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار
پربازدید
پربحث
پرطرفدارترین