علوم انسانی ناگزیر با ارزشگذاری و داوریهای هنجاری گره خورده است
به گزارش سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، حجتالاسلام مهدی خطیبی عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) در نشست «فقه و علوم انسانی اسلامی» که در موسسه امام خمینی(ره) برگزار شد، اظهار کرد: علوم انسانی با علوم تجربی و علوم طبیعی تفاوت بنیادین دارد؛ در علوم طبیعی مانند فیزیک و شیمی اساساً مفاهیمی همچون خوب و بد معنا نمییابد، اما در علوم انسانی برخی مباحث به ذات انسان، ارزیابی رفتارها و ارزشگذاری نسبت به واقعیتها بازمیگردد و خواهناخواه باید با این عرصه مواجه شد.
وی با اشاره به اینکه انسان به صورت مختار آفریده شده است، گفت: افعال انسان از سر اختیار شکل میگیرد و همین اختیار زمینه داوری و قضاوت را فراهم میکند که آیا کاری خوب بوده است یا بد، درست انجام شده است یا نادرست. در جبر، خوب و بد معنا ندارد اما در حوزه اختیار این معنا بهصورت جدی مطرح است؛ به همین جهت در علوم انسانی، که درباره رفتار و افعال انسان سخن میگوید، قضاوت و ارزشگذاری به طور طبیعی وارد میشود.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) ادامه داد: وقتی دانشی درباره انسان شکل میگیرد و علوم انسانی از جمله اقتصاد و جامعهشناسی طراحی میشود، مقوله خوب و بد از آن جداشدنی نیست. گیوتین هیوم اگرچه سالها بر جدایی هست و نیست از باید و نباید تأکید داشت، اما تجربه بیش از یک تا دو قرن اخیر نشان داد که این جداسازی عملاً ممکن نیست و حتی در بخشهایی که ادعا شده صرفاً توصیفی است، باز هم گزارههای هنجاری حضور دارد.
حجتالاسلام خطیبی با اشاره به مثالهای اقتصادی افزود: در اقتصاد بحثهای علمی فراوانی درباره مبنای اخذ مالیات مطرح است؛ برخی آن را هزینه خدمات اجتماعی میدانند، برخی آن را لازمه اعمال حاکمیت، و در اقتصاد اسلامی ما معتقدیم بخشی از مالیات برای ایجاد توازن اجتماعی است. قرآن نیز در آیه زکات نخستین مخاطب را فقرا و مساکین معرفی میکند و این نشاندهنده توجه به عدالت اجتماعی است؛ مسئلهای که بسیاری از اندیشمندان غربی آن را نمیپذیرند و آن را خلاف طبیعت اجتماعی خود میدانند.
وی با اشاره به نظریات اندیشمندانی چون رالز و دیگر متفکران غربی که در باب عدالت سخن گفتهاند، افزود: آیا میتوان گفت مباحث گستردهای که در حوزه عدالت اقتصادی و اجتماعی مطرح شده، از دایره علم خارج است؟ بیتردید بخش مهمی از دانش بشر بر پایه همین مسائل هنجاری است.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) تصریح کرد: امکان تفکیک کامل گزارههای هنجاری از گزارههای توصیفی وجود ندارد و حتی بسیاری از اقتصاددانان غربی نیز در نهایت به این نتیجه رسیدهاند که این دو حوزه در هم تنیدهاند؛ هر قدر هم ادعا شود که علوم انسانی فقط باید به واقعیتها بپردازد، در عمل ناگزیر به مواجهه با بایدها و نبایدهاست.
حجتالاسلام خطیبی گفت: بنابراین نمیتوان ادعا کرد علوم انسانی اسلامی هنجاری نیست یا این مباحث از دایره علم خارجاند؛ واقعیت این است که علوم انسانی، بهویژه در حوزه عدالت، ذاتاً با ارزشها و داوریهای هنجاری پیوند خورده است. بسیار سپاسگزارم از اینکه توفیق استفاده از مطالب اساتید بزرگوار فراهم شد.
فقه تنها هنجاری نیست و گزارههای اثباتی آن میتواند مبانی علوم انسانی اسلامی را شکل دهد
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) با تبیین نسبت فقه و علوم انسانی تأکید کرد: فقه منحصر در احکام هنجاری نیست و در کنار احکام تکلیفی، دارای احکام و گزارههای اثباتی نیز هست که میتواند در شکلدهی نظریات علوم انسانی اسلامی نقشآفرین باشد؛ همانگونه که در غرب نیز قوانین مبتنی بر مبانی فلسفی و نظریات عدالت تدوین میشود.
حجتالاسلام خطیبی اظهار کرد: برای بررسی رابطه فقه و علوم انسانی ابتدا باید روشن شود هر یک از این دو دانش به چه حوزهای میپردازند؛ آیا فقه صرفاً به مباحث هنجاری توجه دارد یا در حوزه مباحث اثباتی نیز میتوان در فقه سرنخهایی یافت. مباحث هنجاری فقه در قالب احکام خمسه شامل وجوب، حرمت، استحباب، کراهت و اباحه مطرح میشود اما اهتمام فقیه تنها به این بخش محدود نیست.
وی افزود: در کنار احکام تکلیفی، احکام وضعی نیز در فقه وجود دارد. وقتی گفته میشود آب طاهر است یا خون نجس است، این گزارهها جنبه اثباتی دارند. برخی فقها همچون مرحوم شیخ انصاری معتقدند احکام تکلیفی اصل جعل الهی است و احکام وضعی از آنها انتزاع میشود؛ به این معنا که وقتی شارع دستور میدهد اگر لباس خونی شد باید شسته شود و سپس نماز خوانده شود، از این تکلیف، نجاست خون فهمیده میشود. اما گروهی دیگر از اصولیان بر این باورند که احکام وضعی جعل مستقل دارند و صرفاً انتزاعی نیستند.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) ادامه داد: در این دسته، گزارهها الزاماً هنجاری و ارزشی نیستند؛ مثلاً طاهر بودن آب به معنای خوب بودن آن و نجس بودن خون به معنای بد بودن آن نیست بلکه اینها گزارههای توصیفی هستند که در فقه نیز وجود دارد. همچنین در باب معاملات وقتی گفته میشود بیع لازم است و مضاربه جایز، این گزارهها ارزشداورانه صرف نیستند و نشان میدهد که در فقه نیز رگههایی از مباحث اثباتی وجود دارد.
وی با اشاره به دیدگاه شهید صدر گفت: مرحوم شهید صدر در این زمینه کار جدی انجام داده و بیان میکند که احکام شرعی در ابواب معاملات روبنای شریعت هستند؛ یعنی خداوند امر و نهی کرده اما این دستورات مبتنی بر یک زیربنای فکری و نظری است. محقق علوم انسانی با بررسی این احکام به مدلولهای التزامی آنها دست مییابد و نظریات اقتصادی، اجتماعی و روانشناسی نهفته در پس این احکام استخراج میشود.
حجتالاسلام خطیبی افزود: در غرب نیز این روند وجود دارد؛ بهگونهای که دستورها و قوانین مربوط به مالیات، نحوه دریافت آن و شیوه توزیع منابع بر مبنای نظریات فلسفی و عدالتمحور شکل میگیرد. اندیشمندانی مانند هایک یا رالز مبانی نظری را تدوین میکنند؛ سپس این مبانی در قالب کتابها و مقالات منتشر میشود و در نهایت حقوقدانان و قانونگذاران بر اساس همین نظریات، قوانین مالیاتی و اجتماعی را تنظیم میکنند.
وی با تأکید بر تفاوت نگاه اسلامی و غربی تصریح کرد: هرچند برخی اندیشمندان غربی نظام طبیعت را به جهان انسان تعمیم میدهند و عدالت بازتوزیعی را ناعادلانه میدانند، اما این نگاه در اندیشه اسلامی پذیرفته نیست؛ زیرا انسان با حیوان قابل قیاس نیست و انسان اشرف مخلوقات الهی است. با این حال، همانند غرب که فلسفه حقوق و اقتصاد زیرساخت قوانین است، در اندیشه اسلامی نیز فقه میتواند مبانی علوم انسانی اسلامی را فراهم آورد.
حجتالاسلام خطیبی در پایان گفت: بنابراین بررسی دقیق گزارههای فقهی، چه در بخش هنجاری و چه در بخش اثباتی، میتواند به تولید نظریههای بومی در علوم انسانی اسلامی کمک کند و این ظرفیت مهمی است که باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد.