«سربازان در گهواره»؛ نسل ششم انقلاب را به روزهای حماسه گره زدند
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، برید کنار! برید کنار تا ماشینها راحتتر رد بشن! خانم، لطفاً برید سمت راست!
اینها فریادهای پسر بچههای دهه نودیست که نظم جمعیت را به دست گرفتهاند. از چهارراه سید رضی تا آزادشهر، مردم خیابانها را بسته بودند و ماشینها بهسختی راه میرفتند. ترافیک سنگین، خیابانهای مشهد را قفل کرده بود.
امروز سومین روز راهپیمایی مردمی در مشهد است. ما همراه با پنج نسل از انقلاب در این راهپیمایی شرکت کردیم. پدرم که انقلاب را به چشم دیده بود، آرام در گوشم گفت: «مشهد شده همان روزهای قبل از انقلاب؛ وقتی مردم دستهدسته و خودجوش میآمدند تا از امام خمینی حمایت کنند.»
اینجا همه بودند؛ از پیرمرد ۹۰ سالهای که برای راه رفتن به نیسان آبی تکیه داده بود و با یک دست گوشه ماشین را گرفته بود و با دست دیگر عکس رهبر را بالا برده بود، تا نوزادی که تازه چند روزی بود به دنیا آمده بود.
اما چیزی که بیشتر از همه توجهم را جلب کرد، پرچم ایران بود که روی دستهایی به اهتزاز درآمده بود که اهلش نه امام اول انقلاب را دیده بودند و نه روزهای امام شهید را درک کرده بودند.
از زاویه ی نگاهم ، دیشب را مراسم سربازان در گهواره انقلاب میگرداندند؛ کودکانی از نسل ششم انقلاب که خودشان شدند وزیر شعارهای ما. چه قشنگ با زبان کودکانهشان شعار «مرگ بر آریکا (امریکا)» را با آن صدای مظلوم بچهگانه فریاد میزدند و جمعیت همنوا با آنها تکرار میکردند...
مرضیه کاظمی؛ دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)