۲۴ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۷
کد خبر: ۸۱۲۰۰۴
یک پژوهشگر حوزه علمیه چهارمحال و بختیاری مطرح کرد؛

ولایت‌فقیه؛ مکانیسم بقای سیستم در زیست‌جهانِ شیعی

ولایت‌فقیه؛ مکانیسم بقای سیستم در زیست‌جهانِ شیعی
چهارمحال و بختیاری - حجت‌الاسلام حسنی با تأکید بر ماندگاری ولایت‌فقیه در برابر بحران‌های سنگین، گفت: ولایت فقیه در جمهوری اسلامی نه صرفاً یک «منصب حکومتی»، بلکه «مکانیسم بقای سیستم در زیست‌جهانِ شیعی» است.

حجت‌الاسلام والمسلمین ابوالحسن حسنی، مدرس و پژوهشگر حوزه علمیه چهارمحال و بختیاری در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری رسا در چهارمحال و بختیاری درباره پرسشی در خصوص مبانی و پایه‌های ولایت فقیه در حکومت اسلامی و چرایی هدف‌گیری ساحت مقدس ولی امر مسلمین از سوی جبهه استکبار و دشمن آمریکایی صهیونی، پاسخ خود را در اختیار ما قرار داد که از نظر خوانندگان گرامی می‌گذرد.

برای تحلیل مبانی ولایت فقیه از ادبیات کلاسیک فقهی-کلامی و ورود به ساحت‌های هستی‌شناسی، امنیت و جامعه‌شناسی عبور می‌کنم تا تصویر دقیق‌تری از چراییِ ماندگاری این نهاد در برابر بحران‌های سنگین ارائه دهم.

بر اساس چارچوب ترکیبی (ساخت‌یابی گیدنز و پدیدارشناسی)، ولایت فقیه در جمهوری اسلامی نه صرفاً یک «منصب حکومتی»، بلکه «مکانیسم بقای سیستم در زیست‌جهانِ شیعی» است. در ادامه این چهار بُعد را تشریح می‌کنم:

در فلسفه سیاسی مدرن، مهم‌ترین چالش حکومت‌ها «امنیت هستی‌شناختی» است؛ یعنی جامعه باید بداند «کیست» و «چرا هست». در غیاب معصوم، جامعه دینی دچار تعلیق معنا می‌شود. ولایت فقیه از منظر وجودی، پل ارتباطی میان حقیقت متعالی (شریعت/ساختار آسمانی) و واقعیت سیال (سیاست/عاملیت زمینی) است. بدون این حلقه واسط، جامعه یا به سکولاریسم محض می‌غلطد (حذف دین) یا به اخباری‌گری و انزوا (حذف سیاست).

ترامپ جنایتکار و غرب با هدف قرار دادن رهبری، در واقع به دنبال «انهدام نقطه کانونی هویت» بودند. استقبال جوانان از اعتکاف و نگاه ولایت در مقابلِ هیاهوی «اغتشاشات» نشان داد که ولایت فقیه ضامن بقای «زیست‌مؤمنانه» در دنیای مدرن است. وجود ولی فقیه، به جامعه «هویت» می‌دهد تا در برابر «دیگری» (غرب) ذوب نشود. 

از منظر مطالعات استراتژیک، ایران در منطقه‌ای واقع شده که «دولت-ملت‌سازی» در آن ناقص است و گسل‌های قومی/مذهبی فعال‌اند. کارل اشمیت، فیلسوف سیاسی، معتقد است «حاکم کسی است که در وضعیت استثنایی تصمیم می‌گیرد». در بحران‌هایی مانند «جنگ ۱۲ روزه» یا «فتنه ۱۴۰۴» و جنگ رمضان، بوروکراسی و مجلس به دلیل کندی، ناکارآمد می‌شوند. ولایت فقیه نقش «فصل‌الخطاب» را بازی می‌کند که با «تصمیم قاطع» (مانند فرمان حمله یا عدم تسلیم)، بن‌بست را می‌شکند. ولایت فقیه با در اختیار گرفتن فرماندهی کل قوا، دکترین نظامی را از «دفاع سرزمینی» به «بازدارندگی ایدئولوژیک» (محور مقاومت) تغییر داده است. این ساختار امنیتی، بقای فیزیکی ایران را تضمین کرده است. اگر ولایت فقیه نبود، اختلاف‌نظرهای سیاسی میان جناح‌ها، پاسخ نظامی به دشمن را در هزارتوی مذاکرات داخلی فلج می‌کرد. 

دولت‌ها می‌آیند و می‌روند (رئیس‌جمهورهای مختلف با سلایق متفاوت). اگر ولایت فقیه نبود، هر دولت می‌توانست «ساختار کلان نظام» را به نفع خود تغییر دهد و کشور دچار گسست تاریخی شود.

ولایت فقیه تضمین می‌کند که «ساختار» (اصول انقلاب و اسلام) با تغییر «کارگزاران» (انتخابات)، منحل نشود. رهبری صرفاً مجری قانون نیست، بلکه با تعیین «سیاست‌های کلی» و ورود در بزنگاه‌ها، ساختارهای جدیدی خلق می‌کند (مثل ساختار اقتصاد مقاومتی یا ساختار دانش‌بنیان) تا نظام در برابر فشارهای محیطی (تحریم) منعطف بماند. این پویایی، مانع از «سنگ‌شدگی» سیستم می‌شود. 

ولات‌فقیه؛ مکانیسم بقای سیستم در زیست‌جهانِ شیعی

این بعد به احساس و تجربه درونی مردم (عاملیت‌ها) بازمی‌گردد، به ویژه در شرایط فتنه که غبارآلودگی فضا، تشخیص حق از باطل را دشوار می‌کند. وقتی جامعه دچار فتنه می‌شود، شهروندان دچار اضطراب و سردرگمی می‌شوند. در این وضعیت، تجربه زیسته مردم ایران نشان داده است که رهبری نقش «پدرِ بصیر» را ایفا می‌کند که دست جامعه را می‌گیرد و از مهلکه عبور می‌دهد. در ایران دو نوع تجربه زیسته دیده می‌شود: 

    1. گروهی که دچار خشم و هیجان کاذب‌اند (نمونه‌اش در توییت‌های برانداز دیده می‌شود). 

    2. گروهی که به دنبال آرامش معنوی و ثبات‌اند (نمونه‌اش در عزاداری‌ها، اعتکاف، عید غدیر، شب‌های قدر دیده می‌شود).

ولایت فقیه با ایجاد فضای معنوی و تبیین سیاسی، به «تجربه زیسته‌ ناامن» گروه اول پایان می‌دهد و «تجربه زیسته مطمئن» گروه دوم را تقویت می‌کند. مردم در ناخودآگاه جمعی خود دریافته‌اند که «امنیت کوچه و خیابان» رابطه مستقیمی با «اقتدار رهبری» دارد.

بر اساس این تحلیل چهارگانه، ولایت فقیه در شرایط فعلی:

    1. از نظر وجودی: مانع استحاله ایران به یک کشور سکولارِ بی‌خطر برای غرب است. 

    2. از نظر امنیتی: تنها فرماندهی است که جسارت برخورد با تهدید نظامی آمریکا و اسرائیل را دارد (بدون ترس از باخت در انتخابات بعدی). 

    3. از نظر ساختاری: تعادل میان جمهوریت (رأی مردم) و اسلامیت (قانون الهی) را حفظ می‌کند. 

    4. از نظر تجربه زیسته: پناهگاه روانی جامعه در برابر جنگ شناختی و فتنه‌های داخلی است. 

بنابراین، دفاع از ولایت فقیه، دفاع از یک فرد نیست؛ بلکه دفاع از «مکانیزم بقای ملی و دینی» ایران در برابر پروژه‌ فروپاشی است.

ارسال نظرات