فتح مبین در دل داغ سنگین
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، این آیه شریفه «اِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبیناً لِیَغْفِرَ لَکَ اللهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَ یَهْدِیَکَ صِراطاً مُستقیماً وَ یَنصُرَکَ اللهُ نَصْراً عَزیزاً.» بلکه مانیفستی الهی و راهبردی است که در دل تاریخ پرفراز و نشیب انقلاب اسلامی و بهویژه در آستانه چهلامین روز شهادت قائد عظیمالشأن انقلاب اسلامی، سید شهیدان ایران، خامنهای کبیر (قدّس الله نفسه الزکیه)، معنایی عمیق، راهبردی و تعیینکننده مییابد.
پیام حضرت آیتالله سیدمجیبی حسینی خامنهای، رهبر معظّم انقلاب اسلامی، بهمناسبت چهلمین روز شهادت قائد عظیمالشأن انقلاب (قدّس الله نفسه الزکیه) و مسائل مهم مربوط به جنگ تحمیلی سوم، تأملبرانگیز و پر از نکات کلیدی، با تکیه بر این آیات نورانی، نقطهعطفی در روایت تاریخ معاصر ایران ترسیم میکند.
در این یادداشت به بررسی دقیق و کامل بخش اول پیام میپردازیم که با تلاقی مفهوم «فتح الهی» و «داغ سنگین ملی» آغاز میشود و زمینهساز درک عمیقتر از فلسفه حضور، مقاومت و پیروزی در «جنگ تحمیلی سوم» است.
آیتالله خامنهای با استناد به آیه شریفه «اِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبیناً»، مفهوم فتح را فراتر از پیروزیهای نظامی صرف یا تغییرات سیاسی سطحی تعریف میکنند. فتحی که «مبین» است، یعنی آشکار، گویا، بیپرده و دارای دلالتهای روشن بر حقانیت. این فتح الهی، نتیجه مستقیم و مشروط به «لیَغْفِرَ لَکَ اللهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ» است؛ یعنی آمرزش الهی که شامل تمام گناهان گذشته و آینده میشود و مقدمهای برای «و یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ» یعنی تکمیل نعمتهای خداوند و «و یَهْدِیَکَ صِراطاً مُستقیماً» یعنی هدایت به راه راست است.
این بخش از پیام، دعوتی صریح به بازخوانی شهادت رهبر شهید انقلاب نه به عنوان یک پایان تراژیک و ناامیدکننده، بلکه به عنوان آغازی برای آمرزش الهی، تکمیل برکتها و دستیابی به هدایتی پایدار است. در نگاه اول، بیش از چهل روز از شهادت ایشان میگذرد و جامعه اسلامی در سوگی عمیق و دردناک فرو رفته است. اما پیامآور این است که این سوگ و این فاجعه بزرگ، مقدمهای بر یک «فتح» بزرگ و بیبدیل است. فتحی که دشمنان را به حیرت و استیصال انداخته و آزادگان جهان را به تحسین واداشته است.
متن پیام با عبارت صریح و تکاندهنده «چهل روز از یکی از بزرگترین جنایات دشمنان اسلام و ایران و از یکی از سنگینترین داغهای عمومی در تاریخ این ملت میگذرد؛ داغ شهادت جانگداز رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی، پدر ملت ایران و زعیم امت اسلامی و پیشوای حقطلبان در عصر حاضر، سید شهیدان ایران و جبهه مقاومت، خامنهای کبیر قَدَّسالله نَفسَهُ الزَّکیَّه.» آغاز میشود. این عبارت، واقعیت تلخ حمله به ایران و شهادت رهبر انقلاب را به عنوان یک «جنایت» مستند و یک «داغ عمومی» در تاریخ ثبت میکند. اما بلافاصله پس از بیان این واقعیت تلخ، با ذکر القاب والای شهید، هویت و ابعاد این داغ را تبیین میکند.
در اینجا، رهبر شهید انقلاب تنها یک فرد یا یک شخصیت سیاسی نیست؛ بلکه نماد تمام ارزشهای انقلاب، پدر معنوی ملت ایران، زعیم امت اسلامی و پیشوای حقطلبان در عصر حاضر است. تأکید بر القابی چون «پدر ملت» و «زعیم امت»، نشان میدهد که فقدان ایشان، یک شکست شخصی یا حتی یک ضایعه ملی معمولی نیست، بلکه ضایعهای است که ابعاد ملی، منطقهای و بینالمللی دارد و جایگاه او را در قلبها و تاریخ جاودانه میسازد.
نکته حائز اهمیت و عمیق در ادامه متن، نگاه معنوی و الهی به جایگاه شهید است: «چهل روز است که روح بلند رهبر شهیدمان در جوار قرب الهی میهمان ضیافت اولیاء و صدیقین و شهدا شده و همزمان و یا در پی آن، جمع کثیری از یاران، فرماندهان و رزمندگان اسلام، و هموطنان مظلوم از نوزادان چند روزه تا کهنسالان هم به این فیض عظیم نائل آمدهاند.» این جمله، مرز بین حیات مادی و حیات معنوی را کمرنگ میکند و نشان میدهد شهادت، قطع ارتباط با دنیا نیست، بلکه ورود به ضیافت الهی و مقامات عالی اولیاء است.
همچنین، اشاره به شهادت «جمع کثیری از یاران» و «هموطنان مظلوم» از نوزادان چند روزه تا کهنسالان، ابعاد انسانی، اجتماعی و جمعی این فاجعه را به تصویر میکشد. این اتفاق، یک تراژدی انبوه و همهجانبه است که لایههای مختلف جامعه، از کوچکترین عضو (نوزاد) تا بزرگترین عضو (کهنسال) را در بر گرفته و همزمان، فرصتی برای کسب «فیض عظیم» معنوی و معنویتبخشی به جامعه فراهم کرده است.
آیتالله خامنهای سپس با یک قیاس تاریخی، قرآنی و بسیار دقیق، وضعیت امت اسلامی و مردم ایران را پس از شهادت رهبر انقلاب تشریح میکنند: «چهل شب و روز است که خداوند متعال پیشوای این امت را به میقات خود فراخوانده؛ اما اینبار برخلاف آنچه در عصر کلیمالله رخ داد، اصحاب رهبر شهید و امت او برای اقامه حق و مقابله با باطل مبعوث شدند و چون کوههای استوار در برابر سامری و گوسالهاش ایستادگی کرده و همچون گدازههای آتشین بر سر متجاوزان و فرعونیان فرود آمدند.» این تشبیه به داستان حضرت موسی (علیهالسلام) و سامری، بسیار هوشمندانه و گویاست. در داستان حضرت موسی، وقتی ایشان از کوه طور برای دریافت تورات بازگشتند، با بتپرستی و انحراف قوم خود روبرو شدند. اما در اینجا، برخلاف آن دوران اصحاب رهبر شهید «مبعوث» شدهاند. یعنی به حالت فعال «اقامه حق» و «مقابله با باطل» درآمدهاند.
ایستادگی «چون کوههای استوار» در برابر باطل و حمله «چون گدازههای آتشین» به متجاوزان، دو روی یک سکه از رفتار مقاومتطلبانه است: صبر و استقامت در برابر توطئهها و حمله قاطع و ویرانگر به ظلم و ظالمان. این تصویرسازی قوی، روحیه مقاومت، ایستادگی و پویایی را در دل مخاطب زنده میکند.
در ادامه، چهره واقعی و بیپرده دشمنان در این چهل روز پردهبرداری میشود: «اما در مقابل، چهل روز و شب است که مستکبران عالم، نقابهای فریبنده و دروغین را از رُخ برگرفته و چهره کریه و شیطانی قتل و ظلم، تجاوز و دروغ، تفرعن و کودککشی، و استبداد و فساد را به نمایش گذاشتهاند.» این بخش، بهانهجوییها، پروپاگانداها و نقابهای رسانهای دشمن را بیپایه و بیاساس میداند و ماهیت واقعی حمله و رفتار مستکبران را «قتل، ظلم، تجاوز، دروغ، تفرعن، کودککشی، استبداد و فساد» معرفی میکند.
تأکید بر «نقابهای فریبنده»، نشان میدهد که دشمن پیش از این، چهرهای دیگر، مدافع حقوق بشر یا صلح از خود نشان میداد، اما اکنون حقیقت تاریک و برهنه خود را به نمایش گذاشته است. این شفافیت، اگرچه دردناک و تلخ است، اما برای بیداری ملت، شناخت دشمن و وحدت رویه ضروری و اجتنابناپذیر است.
در مقابل این چهره تاریک و کریه دشمن، چهره درخشان، شجاع و متعهد ملت ایران ترسیم میشود: «اما در مقابل، چهل روز و شب است که فرزندان غیور خمینی کبیر و خامنهای عزیز شهید و پیروان اسلام ناب محمدی (صلیالله علیه و آله و سلّم) با اهتمام و شجاعتی مثالزدنی در میدانها و خیابانها و سنگرهای رزم حاضر هستند و عَلیرغم لطمات و خسارتهای هجوم وحشیانه دشمن، جنگ تحمیلی سوم را به صحنه حماسه دفاع مقدس سوم تبدیل کردهاند.» این جمله، کلیدواژه مهم «جنگ تحمیلی سوم» را با مفهوم مقدس و تاریخی «دفاع مقدس سوم» پیوند میزند. دفاع مقدس اول (دفاع از انقلاب اسلامی در برابر تهاجم صدام) و دفاع مقدس دوم (دفاع از حریم اسلامی در برابر آمریکا و اسرائیل) اکنون با شهادت رهبر انقلاب و حمله مستقیم آمریکا و اسرائیل، به دفاع مقدس سوم تبدیل شده است. این تبدیل و ارتقای معنوی، حاصل «اهتمام و شجاعت مثالزدنی» مردم و رزمندگان است. حضور فعال در «میدانها، خیابانها و سنگرها» نشان میدهد که مقاومت تنها یک مقوله نظامی نیست، بلکه یک حرکت اجتماعی، فرهنگی و مردمی است که همه اقشار را درگیر کرده است.
نکته ظریف و پرمغز دیگر در این پاراگراف، نحوه واکنش ملت به داغ بزرگ است: «ملت آگاه و هوشیار ایران گرچه نشان داد در غم بزرگ فراق پیشوای شهیدش داغدار است ولی با تأسی به میراثداران بیواسطه عاشورای حسینی، از این داغ، حماسه و از رثاء، رجز ساخت.» این عبارت، اوج بلوغ سیاسی، فرهنگی و معنوی ملت ایران را به تصویر میکشد. داغ و اندوه، به حماسه و حرکت تبدیل شد و رثاء (سوگواری و مداحی) به رجز (تهدید و اعلام آمادگی برای نبرد) تبدیل گشت. این الگوگیری مستقیم از «میراثداران بیواسطه عاشورای حسینی»، نشان میدهد که فرهنگ مقاومت، ایثار و شهادت در خون و روح ملت ایران جریان دارد. نتیجه این رفتار شجاعانه، حیرت، تعجب و استیصال دشمن و تحسین و احترام آزادگان جهان است.
در پایان این بخش از پیام رهبر معظم انقلاب، افق آینده و پیامد این وقایع را با امیدواری و اعتماد به خدا ترسیم می شود: «اینبار جهالت و نادانی مستکبران باعث شد که اسفند ۱۴۰۴ سرآغاز فصل نوین از قدرتگیری و برآمدن نام ایران و انقلاب اسلامی گردد، و پرچم ایران اسلامی نه فقط در جغرافیای خاکی کشورمان بلکه در عمق دلهای حقجویان جهان برافراشته شود.» این پیشبینی و بیان امیدبخش، نشان میدهد که اسفند ۱۴۰۴، نقطه عطفی تاریخی است که ایران نه تنها در مرزهای جغرافیایی و سیاسی، بلکه در «عمق دلهای حقجویان جهان» پرچمافراشته میشود. این، اوج موفقیت، نفوذ و پیروزی انقلاب اسلامی است: نفوذ معنوی، اخلاقی و فرهنگی فراتر از مرزهای فیزیکی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی جهانیان.
بنابراین، این یادداشت با این نتیجهگیری کامل میشود که چهل روز اول پس از شهادت رهبر شهید، دوران غم و اندوه صرف نبود؛ بلکه دوران «فتح مبین الهی»، «ایستادگی استوار در برابر باطل» و «تبدیل داغ به حماسه» بود. ملت ایران با الگوگیری از عاشورای حسینی، نشان داد که با از دست دادن رهبر، از مسیر حق منحرف نمیشود، بلکه با شجاعت، اتحاد و ایمان بیشتر به مقاومت و دفاع از ارزشهای خود ادامه میدهد.
این بخش از پیام، پایههای روانی، ایدئولوژیک و اجتماعی مقاومت در ادامه راه را محکم میکند و نشان میدهد که شهادت، پایان راه و ضعف نیست، بلکه آغاز فصلی نوین، درخشان و پرقدرت در تاریخ ایران و جهان اسلام است. در یادداشتهای بعدی، به بررسی معرفی دقیق شخصیت رهبر شهید، هنرهای والای ایشان، ویژگیهای منحصربهفرد و راهکارهای عملی برای ادامه راه و تحقق اهداف راهبردی خواهیم پرداخت.