تحلیل روانشناختی تعاملات فرهنگی
حجتالاسلام علیاصغر اسلامی تنها، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم (علیهالسلام)، در گفتوگو با خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، به تشریح ابعاد مختلف فرهنگشناسی و تأثیر آن بر ارتباطات انسانی پرداخت و بر نقش «وجهه»، «عدم قطعیت» و در شکلگیری تعاملات میانفرهنگی تأکید کرد.
وی با اشاره به طبقهبندی فرهنگها بر اساس فاصله قدرت اظهار داشت: برخی جوامع دارای فاصله قدرت بالا و برخی دیگر فاصله قدرت کمی هستند. نظریهپردازان ارتباطات معتقدند که فاصله قدرت مستقیماً با مفهوم «وجهه» گره خورده است. وجهه در واقع نوعی خودانگاری مثبت است که اگر در تعاملات، بهویژه در جوامع دارای سلسلهمراتب سختگیر، رعایت نشود، ممکن است به وجهه فرد آسیب برساند. بنابراین، در فرهنگهای سلسلهمراتبی، نادیده گرفتن جایگاه قدرت میتواند منجر به خدشهدار شدن وجهه و برچسبهای منفی شود.
حجت الاسلام اسلامیتنها ادامه داد: پژوهشها نشان میدهد کشورهایی مانند ژاپن و دانمارک دارای فرهنگهایی با قطعیت بالا و پیشبینیپذیری زیاد هستند، در حالی که جوامعی مانند آمریکا و شیلی دارای فرهنگهایی با عدم قطعیت بالا میباشند. این دستهبندیها که عمدتاً به پژوهشهای «هافستد» نسبت داده میشود، پایهای برای درک تفاوتهای فرهنگی است.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم (ع) با ارجاع به صفحه ۱۴۸ کتاب «همشناسی»، نظرات «جیمز نولیپ» را مطرح کرد و افزود: نولیپ بیان میکند که حتی یک گفتوگوی ساده درباره موضوعی روزمره مانند شام، میتواند برای دو فرد از فرهنگهای متفاوت (یکی با قطعیت بالا و دیگری با عدم قطعیت بالا) چالشبرانگیز باشد. فرهنگهای پربافتار (High-context) تمایل بیشتری به پذیرش ابهام دارند.
وی در تشریح بعد دیگر تنوع فرهنگی، یعنی «جهتگیری بلندمدت و کوتاهمدت» توضیح داد: در فرهنگهای با جهتگیری کوتاهمدت، تأکید بر حفظ ثبات است، در حالی که در جهتگیری بلندمدت، هدف اصلی سازگاری است
حجتالاسلام اسلامی تنها سپس به مبحث «کاهش عدم قطعیت» پرداخت و بیان کرد: ارتباطات کلامی با افزایش اطلاعات، عدم قطعیت را کاهش میدهند. همچنین، کانالهای ارتباطی غیرکلامی با ایجاد صمیمیت، سطح عدم قطعیت را پایین میآورند. چه از طریق کلام و چه از طریق غیرکلام، این فرآیند منجر به کاهش عدم قطعیت و شکلگیری نطفه اولیه روابط اجتماعی میشود.
وی افزود: زمانی که عدم قطعیت در ارتباطات فرهنگی وجود دارد، افراد برای جلوگیری از مشکلساز شدن آن، به سمت «آگاهیجویی» حرکت میکنند. با گذر زمان و برآورده شدن نیازهای اولیه، رفتارها از حالت آگاهیجویانه به سمت برآوردن نیازهای دیگر تغییر جهت میدهد. کاهش عدم قطعیت منجر به افزایش صمیمیت میشود؛ در مقابل، افزایش عدم قطعیت باعث میشود سرعت عمل متقابل بالا برود تا فرد در جریان آگاهیجویی عقب نماند.
این استاد دانشگاه با ارائه مثالهایی عینی خاطرنشان کرد: شباهتهای میان افراد عدم قطعیت را کاهش میدهد، اما هرچه نزدیکی ذهنی افراد بیشتر شود، سطح عدم قطعیت و در نتیجه میزان اضطراب نیز افزایش مییابد. در نهایت، عدم قطعیت یک پدیده شناختی است که بر توانایی فرد در برقراری ارتباط مؤثر با دیگران تأثیر مستقیم دارد.