زیارت به نیابت
خراسان - زائری تازه از گرد راه رسیده، چشمش به روحانی افتاد که در انتظار همراهان، مشغول ذکر گفتن بود.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در خراسان، زائری تازه از گرد راه رسیده، چشمش به روحانی افتاد که در انتظار همراهان، مشغول ذکر گفتن بود.
سلام و احوال پرسی گرمشان که تمام شد از التماس دعای اطرافیان برای زیارت گفت و قبول نیابت، اما می خواست آنچه به عهده گرفته بود تمام و کمال به سرانجام برساند.
حاج آقا گفت همه کسانی که التماس دعا داشتند و کسانی که خودت در نظر داری را به خاطر بیاور، به یادشان و به نیابت از آنها زیارت بخوان و ثوابش را هدیه کن به آنها!
زائر که گرم شنیدن بود و حاج آقا به کثرت دقت او آگاه، در ادامه حرفش سریع پرسید این سخت بود؟ مشکلی داشت؟
او که کمی شوک شده بود پرسید؛
بله؟
چی؟
متوجه نشدم
حاج اقا لبخندی زد و گفت نیابت رو میگم، زیارت به نیابت!
او هم خنده بر لبش نشست، ضمن گفتن نه خیر خیلی ممنونم، از حاج آقا تشکر کرد.
چشم به سمت مناره و نقاره انداخت و اراده رفتن داشت تا به زیارت شاه خراسان علی بن موسی الرضا علیه السلام مشرف شود.
در سرش هیاهو بود و در دل هزاران حرف، به مهربان امام پناه آورده بود تا از غم و غصه ها بگوید و از خواسته ها، از دلتنگی و دلِ گرفته و آرزوها، اگر چه لب به سکوت بسته بود اما صدای فریاد دلش بلند بود.
نمی دانم می دانست یا نه؟ اما همین که اینجا بود یعنی امام حرف دلش را شنیده است، از راه دور، از هم آنجا که بود.
هر کجای این کره خاکی که هستی هم اکنون زائرش شو، دست به سینه گیر و ادب کن، به ذهن حرمش تصویر کن و سلام بده تا به گوش جان صدای نقاره و نوای زائران اطراف ضریح مطهرش را بشنوی و عطر خوش بهشت را استشمام کنی./933/
جوادرستمی
ارسال نظرات