۰۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۶
کد خبر: ۸۱۵۱۳۶
رضایی‌نژاد تشریح کرد؛

جریان‌های عرفانی در جنگ رمضان از «سکوت» تا «همراهی با صهیونیسم»

جریان‌های عرفانی در جنگ رمضان از «سکوت» تا «همراهی با صهیونیسم»
پژوهشگر ادیان و عرفان‌های نوظهور، به تحلیل واکنش جریان‌های مختلف عرفانی و معنوی به جنگ رمضان و حوادث دی‌ماه پرداخت.
به گزارش خبرگزاری رسا، رضایی‌نژاد، پژوهشگر ادیان و عرفان‌های نوظهور، در سلسله نشست های علمی نقش فرق و جریان های انحرافی در فتنه دی ماه و جنگ رمضان که در مرکز تخصصی شیعه شناسی برگزار شد، به تحلیل واکنش جریان‌های مختلف عرفانی و معنوی به جنگ رمضان و حوادث دی‌ماه پرداخت.
 
دکتر رضایی با اشاره به جریان اسماعیلیه (آقاخانیه) گفت: پس از آقاخان سوم، قدرت از امام به مسند امامت واگذار شد و آقاخان چهارم و پنجم عملاً مهره‌هایی در دست این مسند هستند. در جریانات اخیر، مسند امامت رسماً موضعی نگرفت و تنها شخصیت فعال، داریوش محمدپور (رئیس مرکز مطالعات اسماعیلی در لندن) بود که موضعی دوپهلو گرفت؛ هم تجاوز خارجی را رد می‌کرد و هم جمهوری اسلامی را مقصر می‌دانست. وی از فعالان فتنه ۸۸ و نزدیک به میرحسین موسوی و یک اصلاح‌طلب رادیکال محسوب می‌شد.
 
وی با تمایز بین یوگای اصیل هندی (که مذهبی است و ملحقاتی مانند طب آیورودا و ستاره‌شناسی دارد) و یوگای بدنی (پستچرال) که در ایران رایج است، گفت: مربیان خارجی یوگا، عموماً در هماهنگی با جریان سلطنت‌طلبی موضع‌گیری کردند. مربیان داخلی نیز به دلیل ترس از دست دادن کاربران یا برخوردهای امنیتی، سکوت اختیار کردند.
 
تفکر نوین و قانون جذب؛ فروش آرامش در بحران
 
دکتر رضایی با اشاره به جریان «تفکر نوین» و «قانون جذب» (مفاهیمی مانند ذهن‌باوری، تجسم و خلاقیت) تصریح کرد: این جریان، مسئولیت را از ساختار سلب کرده و فرد را به درون خود ارجاع می‌دهد. در زمان جنگ و فتنه، افراد را به آرامش فردی و دوری از مصائب دعوت می‌کردند و عملاً موضع له یا علیه نظام نمی‌گرفتند. نکته قابل توجه، «کاسب‌کاری» این جریان است؛ آنها در این ایام نیز بسته‌های آرامش، موسیقی‌های سابلیمینال و پکیج‌های تنظیم ارتعاش ذهنی خود را به فروش رساندند.
 
این پژوهشگر با اشاره به جریان عرفان حلقه گفت: پس از خروج محمدعلی طاهری از ایران، شاگردانش متفرق شدند، اما عرفان حلقه تضعیف نشده و هم در ایران و هم در خارج گسترش یافته است. شاخه‌ای از این جریان توسط مهدی ولی‌پور (مستر سابق عرفان حلقه) به نام «نهضت سفید» ایجاد شد. شخصی به نام سعید محمدی دورکی که مدعی بود «از ترکیه می‌آیم تا رهبر شهید را مجبور به توبه کنم»، در فرودگاه بازداشت شد.
 
مانیفست رنسانس ایران آزاد؛ گرایش چپ‌گرایانه طاهری
 
دکتر رضایی با اشاره به «نهضت سفید حلقی» و «مانیفست رنسانس ایران آزاد» که توسط محمدعلی طاهری طراحی شده، گفت: این مانیفست از منظر سیاسی، چپ‌گرایانه و نزدیک به مارکسیسم و آنارکو مارکسیسم است. برخی از پیروان عرفان حلقه به این مانیفست ارادت پیدا کرده و شروع به ترویج آن کردند.
 
دکتر رضایی با اشاره به فرقه «فرزندان» به رهبری کمال الماسی (نماینده اسبق فرقه کمکار در ایران) گفت: ایشان پس از کلاهبرداری و پرونده‌های قضایی به کردستان عراق فرار کرد و فرقه جدیدی به نام «فرزندان» تأسیس نمود. این فرقه در جنگ رمضان، کاملاً در کنار رژیم صهیونیستی و ایالات متحده ایستاد و الهیات جنگی خود را بر اساس مفاهیمی مانند تناسخ پیش برد؛ ادعاهایی عجیب مانند «رهبر شهید در چهار تناسخ قبلی یهودی بوده» و پیشگویی‌هایی درباره شهادت فرماندهان.
 
دکتر رضایی با اشاره به جریان انجمن‌های دوازده قدمی (مانند کنگره ۶۰) گفت: این جریان در فتنه دی‌ماه بسیار فعال بودند و حتی در درگیری‌ها کشته دادند، اما پس از دستگیری‌ها، در زمان جنگ رمضان در خاموشی به سر بردند و موضع‌گیری نداشتند.
 
انرژی درمانی و شمنیسم؛ از فروش پکیج تا همراهی با صهیونیسم
 
دکتر رضایی به جریان انرژی درمانی (مانند EFT، پرانا و انرژی کیهانی) اشاره کرد و گفت: این جریانات نیز در جنگ با فروش پکیج‌های آرامش‌بخش، سعی در کنترل فضا و افزایش پیروان خود داشتند. همچنین جریان شمنیسم و عرفان سرخپوستی، جهت‌گیری کاملاً ضدحاکمیتی داشت و با آمریکا و رژیم صهیونیستی همراه شد. عرفان سرخپوستی (با محوریت کارلوس کاستاندا) که به «ارواح نیاکان» اعتقاد دارند، از جمله جریان‌های همراه با سلطنت‌طلبی بودند.
 
دکتر رضایی با اشاره به جریان شمنیسم گفت: این جریان به «سفر روح»، «ارواح نیاکان»، استفاده از مواد روانگردان و پارچ‌های جادویی اعتقاد دارند. چهره شاخصی مانند حسین آرا (که مادرش در زمان جنگ به دلیل موضع‌گیری‌های فضای مجازی بازداشت شد) از مدعیان آرامش بود، اما در این جنگ، «آرامش کاذب» آنان کاملاً افشا شد.
 
دکتر رضایی با اشاره به جریان فنگ‌شویی (معماری آیینی چینی) با سردستگی افرادی مانند محدثه حسینی و مهشید رئیسی گفت: این جریان نیز موضعی دوپهلو داشت و با درخواست صلح و دوستی، از هرگونه موضع‌گیری صریح در مورد جنگ پرهیز کرد.
 
دکتر رضایی با اشاره به دیپاک چوپرا و پائولو کوئیلو گفت: چوپرا در زمان فتنه «زن، زندگی، آزادی» حدود ۲۹ دقیقه ویدیو علیه جمهوری اسلامی منتشر کرد و آن را «آغاز عصر دلو» و «غلبه اصل زنانگی» تفسیر نمود. اما در زمان تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران، کاملاً ساکت بود. پائولو کوئیلو نیز در فتنه ۹۸ علیه رضا پهلوی موضع گرفت، اما در جنگ اخیر هیچ واکنشی نشان نداد.
 
الگوهای مشترک رفتاری جریان‌ها؛ از «معنویت بدون مسئولیت» تا «تبدیل بحران به بازار»
 
دکتر رضایی با اشاره به الگوهای رایج در جریان استرولوژی گفت: این جریان با «پیشگویی‌های متعدد و مبهم» (برای افزایش ضریب پیشگویی‌های درست)، «استفاده از مفاهیم نجومی برای تحلیل جنگ»، «تغییر روایت پس از رخداد» و «تفسیر مجدد پیشگویی‌های غلط»، به فعالیت می‌پردازد. به عنوان مثال، یک روز قبل از جنگ، یکی از این افراد قاطعانه می‌گفت «جنگ نمی‌شود»، اما پس از شروع جنگ، موضعش را به «ذخیره‌سازی ارزاق» تغییر داد. نکته مهم اینکه این افراد در فضای مجازی داخلی (بله، روبیکا و...) فعالند و درباره موضوعات حساسی مانند جانشینی رهبری پیشگویی می‌کنند. یکی از آنان با قطعیت گفت «پسر رهبری جانشین نخواهد شد» و پس از غلط درآمدن پیشگویی‌اش، گفت «من برعکسش را گفتم و شما باید به کد من توجه می‌کردید!» همچنین «جن‌هراسی» در این جریان بسیار پررنگ بود (مثلاً ادعای طلسم بودن اف-۳۵).
 
دکتر رضایی با جمع‌بندی الگوهای مشترک این جریان‌ها گفت: «معنویت بدون مسئولیت اجتماعی»، «صلح بدون عدالت»، «اقتصاد بحران و فروش دوره» (فروش بسته‌های آرامش، موسیقی‌های سابلیمینال و داروهای آرامش‌بخش)، «ابهام‌گویی برای حفظ مخاطب» و «فرار از سنجش» از جمله این الگوهاست.
 
وی پیامدهای اجتماعی و امنیتی این جریان‌ها را شامل «تضعیف امنیت روانی جامعه»، «عادی‌سازی بی‌تفاوتی ملی»، «ایجاد بستر برای جنگ شناختی» و «تبدیل بحران به بازار» دانست و افزود: عضوگیری این جریانات در زمان بحران به شدت افزایش می‌یابد. رصد شبکه‌های اجتماعی این جریانات نشان می‌دهد که بحران برای آن‌ها یک «سکوی پرتاب» است.
 
جریان زرتشتی و باستان‌گرایی؛ سه دسته متفاوت
 
دکتر رضایی با اشاره به تنوع در جریان باستان‌گرایی گفت: «باستان‌گرایی سیاسی و سلطنت‌طلبی فعال» حول محور خانواده پهلوی (رضا، یاسمین، فرح و نور پهلوی) می‌چرخد. لایه سیاسی و تئوریک این جریان (مانند شهریار عالی و سعید قاسمی‌نژاد) و لایه فعالان رسانه‌ای (مانند حسن شریعتمداری و حامد اسماعیلی) در این جریان حضور دارند.
 
وی ادامه داد: دسته دوم، «ناسیونالیسم پدافندی» با چهره‌هایی مانند رضا هازلی، بردیا پارس و داریوش دولتشاهی است. معتقدند جنگ رمضان توطئه مشترک جمهوری اسلامی و رژیم صهیونیستی برای نابودی زیرساخت‌های ایران است.
 
وی افزود: دسته سوم، «باستان‌گرایان غیرپهلوی» هستند که به شدت باستان‌گرا و ایران‌شهرگرا هستند، اما برخلاف سلطنت‌طلبان، از نهاد ولایت فقیه (به عنوان متناظر رکن سلطنت) و از سپاه پاسداران حمایت می‌کنند و در جنگ کاملاً در کنار جمهوری اسلامی ایستادند. حتی شب‌شعرهای رهبر شهید یا تأکید ایشان بر فارسی‌سازی واژگان برای آنان بسیار جذاب است.
 
مسیحیت تبشیری؛ از الهیات مداخله تا قدیس‌سازی ترامپ
 
دکتر رضایی با اشاره به جریان مسیحیت تبشیری گفت: این جریان دو رویکرد داشت؛ رویکرد «فعالانه» که با استفاده از الهیات جنگ و آیات کتاب مقدس، پیروان خود را در فتنه دی‌ماه و جنگ به میدان آورد. چهره‌هایی مانند رسول حیدری، رضا صفا، هرمز شریعت، کامیار نوایی، احسان آذرنگ و هاتان رستم پور از این گروه هستند. آن‌ها با «قدیس‌سازی ترامپ و نتانیاهو» و «انسانیت‌زدایی از دشمن» (مثل تشکیک در حادثه مدرسه میناب)، در کنار سلطنت‌طلبی و صهیونیسم ایستادند؛ رویکرد دوم، صرفاً به دعا و صلح و دوستی اکتفا کرد.
 
دکتر رضایی با اشاره به جریان اهل حق و یارسان گفت: در داخل ایران، این جریان به دلیل فضای موجود، واکنشی نشان نداد. اما جریان خارج‌نشین یارسان، کنشگری محدودی به نفع رژیم صهیونیستی و آمریکا داشت و تلاش می‌کرد جریانات کردی داخل کشور را برای ایجاد اغتشاش همزمان با جنگ تحریک کند. جریان خارج‌نشین، جریان داخلی را به خیانت به خاطر سکوت متهم می‌کرد، اما بزرگان داخلی معتقد بودند سکوت برای جلوگیری از قرار گرفتن در تیغ انتقادات ضروری است.
ارسال نظرات