سازوکار مدیریت تنگه هرمز
به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، پس از آغاز جنگ میان ایران و آمریکا و متعاقب آن، انسداد تنگه هرمز، یک اهرم راهبردی بینظیر در اختیار ایران قرار گرفته است. اما تأکید میکنیم: تداوم این وضعیت بدون طراحی یک سازوکار مدیریتی شفاف، کاملاً غیرقابل قبول است و در میانمدت موقعیت ایران را تضعیف خواهد کرد. این تضعیف بهویژه هنگامی رخ میدهد که انسداد فعلی به بیثباتی در بازارهای انرژی، افزایش فشارهای بینالمللی و شکلگیری یک اجماع خطرناک علیه ایران بینجامد. بنابراین، بهرهبرداری مؤثر از این اهرم، دیگر یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت فوری و اجتنابناپذیر است که نیازمند اقدام سریع، هدفمند و قاعدهمند میباشد.
توصیه اول: ایران باید بیدرنگ به سمت تنظیم پیمانهای دوجانبه و چندجانبه با کشورهای مصرفکننده و ذینفع در تنگه هرمز حرکت کند. این توافقها بدون حضور آمریکا و با تمرکز انحصاری بر منافع مشترک در حوزه امنیت انرژی، ثبات عرضه و کاهش ریسکهای تجاری طراحی شوند. هدف اصلی این پیمانها فقط انتزاعی نیست، بلکه تبدیل وضعیت فعلی از یک بحران پرهزینه و غیرقابل پیشبینی به یک سازوکار قابل پیشبینی و سودآور برای ایران است.
توصیه دوم (نظام زمانبندی و قیمتگذاری): در سطح عملیاتی، ایران باید فوراً یک نظام زمانبندی و قیمتگذاری برای عبور کشتیها از تنگه هرمز تعریف و اعلام کند. این نظام به عنوان ابزار اصلی مدیریت ترافیک دریایی و استخراج حداکثری منافع اقتصادی عمل خواهد کرد. جزئیات این سازوکار به شرح زیر است:
۱. الزام به اعلام قبلی: تمامی کشتیها ملزم هستند حداقل ۳۰ روز پیش از عبور، برنامه خود را کتباً به ایران اعلام کنند.
۲. تعیین بازه زمانی مشخص: برای عبور از تنگه، یک بازه زمانی شفاف (مثلاً حداکثر ۶۰ روز) در نظر گرفته شود.
۳. تعرفهگذاری پلکانی و عادلانه: کشتیهایی که خواهان عبور سریع و بدون تأخیر هستند، هزینه بالاتری پرداخت میکنند و در اولویت اول قرار میگیرند، کشتیهایی که هزینه کمتری پرداخت میکنند، در انتهای بازه ۶۰ روزه جای میگیرند و زمان انتظار بیشتری متحمل میشوند.
بدون تردید، این سازوکار از دو جهت حیاتی است:
نخست: افزایش چشمگیر هزینههای بیمه، خواب سرمایه و کرایه کشتی در صورت تأخیر، انگیزهای قوی و غیرقابل انکار برای پرداخت تعرفه بالاتر و استفاده از مسیر سریعتر ایجاد میکند. نتیجه؟ افزایش مستقیم و پایدار درآمد ایران.
دوم: ایجاد یک چارچوب شفاف و قابل پیشبینی، عدم قطعیت عملیاتیِ کنونی را برای شرکتهای کشتیرانی و تجاری به شدت کاهش میدهد و امکان برنامهریزی مطمئن برای همه طرفها فراهم میآید.
رویکرد پیشنهادی یعنی ترکیبی از پیمانهای چندجانبه بدون آمریکا و نظام تعرفهگذاری پلکانی با زمانبندی شفاف ضمن حفظ کامل اهرم راهبردی ایران، آن را به یک ابزار پایدار، درآمدزا و کاملاً قابل مدیریت در تعاملات اقتصادی و سیاسی تبدیل میکند. هرگونه تعلل یا ادامه وضعیت مبهم و بدون قاعده، عملاً به معنای هدر دادن یک فرصت طلایی و پذیرش ریسک شکلگیری اجماع جهانی علیه ایران است.
سید مجتبی بقایی اردکانی