۱۲ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۹:۴۰
کد خبر: ۱۳۷۳۱۵

هفتاد و سومین شماره ماهنامه امتداد منتشر شد

خبرگزاری رسا ـ دختر سه ساله بود که پدرش آسمانی شد، دانشگاه که قبول شد گفتند با سهمیه قبول شده! ولی هیچ وقت نفهمیدند کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد بابا...، یک هفته در تب سوخت.
امتداد 73 امتداد 73 امتداد 73

  

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، شماره هفتاد و سوم ماهنامه امتداد، پرفروش‌ترین رسانه مکتوب در حوزه فرهنگ و ادبیات مقاومت و انقلاب اسلامی به همت مؤسسه فرهنگی هنری طلایه داران نور آفاق منتشر شد.

 

امتداد از جمله نشریاتی است که اتصال خاکیان یادگار هشت سال دفاع مقدس را با آسمانیان جرعه نوش آن دوران حفظ کرده و دل های جوانان و نوجوانان این مرز و بوم را با عطر دل انگیز شهادت و ولایت آشنا می‌کند تا رنگ و نیرنگ آمیزی‌های دشمن کمترین اثری در دلهای پاک آنان نگذارد.

 

در این شماره در فرازی از وصیت نامه شهید (احمد جهاندار) که در  سقز به شهادت رسیده می خوانیم: «خدایا! ... من ضعیف و ناتوان، دوست دارم چشم هایم را دشمن در اوج دردش در بستان از حلقه در آورد و دست هایم را در تنگه غرب کردستان قطع کند و پاهایم را در خونین شهر از بدن جدا سازد و قلبم را در سوسنگرد آماج رگبارهایش کند و سرم را در کوه های پیران شهر از تن جدا نماید، تا در کمال فشار و آزار، دشمنان مکتبم ببینند که گر چه چشم ها و دست ها و پاها و قلب و سینه و سرم را از من گرفته اند، اما یک چیز را نتوانسته اند بگیرند و آن ایمان و هدفم است که عشق به الله و معشوقم و عشق به امام و اسلام است.»

 

سنگر انفرادی، قبله از این طرف است، مرگ بر آمریکا گفتیم خونمان را ریختند، یوسف سجاد لشکر ما بود، حیثیت مرگ بازیچه دستان کوچک رزمنده، یادش بخیر! شلیک در پس خاکریز، رساله سرخ عشق، قمقمه ها از ما تشنه تر بودند، ساده های صریح و صمیمی، وقت شناسی برخی فقط به خاطر بیکاری آنان است، پرونده ای برای روز قدس خونبار همدان در 1361، سربند یا فاطمه (علیهالسلام) جلودار ستون شد، این جا فکه، از تشنگی زاینده رود تا شبهای شناسایی و کردستان سرزمین مجاهدتهای خاموش، بخشی از مطالب این شماره است.

 

در مطلبی با عنوان شهادت به ترتیب از راست می خوانید: «این تصویر، یادگاری است که توسط خانم (هاشمیان)، همسر شهید (محمد اصغری خواه)، فرمانده گردان (کمیل) لشکر قدس گیلان که پس از شهادت (حسن رضوان خواه) فرمانده گردان کمیل شد، گرفته شده است.

(خواستم کنار هم بنشینند تا ازشان عکس بگیرم. حسن فوری نشست و باخنده گفت: (هر کس از سمت راست اول بنشیند، اولین نفری است که شهید می شود! دومی و سومی هم به ترتیب! نفرآخر هم زنده می ماند.)

هر چهار تایشان در حالی که از این حرف حسن می خندیدند، نشستند حالا که عکس را نگاه می کنم، می بینم حرف آن روز حسن دقیقا درست از آب درآمد.

به ترتیب از راست: شهید حسن رضوان خواه، فرمانده گردان کمیل لشکر قدس، شهادت، عملیات (کربلای 2). شهید(هادی فدایی) شهادت، عملیات (کربلای 5) و شهید محمد اصغری خواه، فرمانده گردان کمیل. شهادت، عملیات (والفجر 10).» (این تصویر در انتهای خبر قرار داده شده است.)

 

عبدالله های خرمشهر شهدای گمنام اند، دو روز روی یک پا ایستادم، مهدی در بند شیطان را به بند کشید، پرچم کشورم را روی تابوتم بکشید، جان شبه در قبضه قناسه سعید، قدم اول شکستن من درونی انسان است، از کجامعلوم به شهر برسیم؟، مادران آفتاب و بی سیم چی، را در بخش های دیگر این ماهنامه می خوانید.

 

هفتاد و سومین شماره ماهنامه امتداد به صاحب امتیازی مؤسسه فرهنگی هنری طلایه داران نور آفاق و مدیر مسؤولی جواد پاسبانیان به تازگی در 80 صفحه با قیمت 1200 تومان منتشر شده است./913/ن601/ق

ارسال نظرات
captcha