آسیب شناسی جریان های شیعی در عراق با تاکید بر تحرکات اخیر صدر و حکیم

به گزارش خبرگزاری رسا، این روزها مهمترین سؤال تحلیلگران مسائل منطقه و عراق تصویر عراق در عصر پساداعش است. روند تحولات سیاسی چشمانداز روشنی را برای این تصویر ترسیم نمیکند. مسائل مهم عراق را میتوان یکپارچگی این کشور، مسأله امنیت، حضور نیروهای خارجی، بازسازی عراق و الگوی حاکمیتی آن دانست، گرچه ظاهراً درمیان سیاست مداران عراقی پاسخهای یکسانی برای این مسائل وجود ندارد؛ از همین روست که پایان داعش آغازی شده است برای پوستاندازی فضای سیاسی داخلی عراق.
بسیاری پیشبینی میکردند که بعد از آزادسازی موصل تنشها و تحولات تازهای در عرصه سیاسی عراق رخ دهد. به عبارتی موج جدیدی شکل بگیرد و فضای تازهای به وجود بیاید که کنشگران و بازیگران سیاسی عراق برای سوار شدن بر این موج و استفاده از این فضا وارد عمل شوند و تحرکات تازه ای را آغاز کنند.
با تکمیل روند آزادسازی موصل و با نزدیک شدن به انتخابات پارلمانی و در آستانه پایان یافتن دولت حیدر العبادی، عراق در شرایط سیاسی نوین با چالشهایی فراوانی روبروست. سفر مقتدا صدر به ریاض و جدا شدن عمار حکیم از تشکیلات ریشهدار مجلس اعلای اسلامی، دو حادثه پررنگ روزهای اخیر بودند که هرکدام نقش به سزایی در پیچیدهتر شدن معادلات ایفا کردند.
عراق در یک سال مانده به انتخابات پارلمانی، دستخوش تغییر و تحولات درونزا شده است. روش تحرک گروههای سیاسی، مذهبی و قومی در این کشور نشان از این موضوع دارد که جریانهای سیاسی و قومی با هدف بلندمدتتری به عرصه پیشروی سیاست و حکومت مینگرند. اگرچه به نظر میرسد که گروههای اهل سنت هنوز تحت تاثیر مساله موصل قرار دارند و سازماندهی آنها در انتخابات آینده اندکی زمانبرتر باشد اما در میان جناحهایی چون شیعیان و کردها، چرخه اقدامات سیاسی به سرعت در گردش است.
گروههای شیعی اکنون با چالشها یا رویکردهای جدیدی روبهرو هستند؛ در یک سو حیدر العبادی، نخستوزیر عراق درصدد است در زمان مانده به انتخابات با استفاده از برگه تثبیت امنیت و برقراری حاکمیت سراسری در عراق بتواند نگاهها را به سمت خود جلب کند، اما در دیگر، جنب و جوش میان گروههای شیعی نوپا و جوانتر در جریان است. اخیرا عمار حکیم، با اعلام حزبی جدید با عنوان «حکمت ملی» عملا از جریان سیاسی خانوادگی خود یعنی مجلس اعلای اسلامی خارج شده و حزبی نو برپاساخته است. او امیدوار است بتواند بخش جوان و تا حدودی تکنوکرات وابسته به مجلس اعلا یا بخشی از جامعه شیعه را به سمت خود جلب کند. اما این بدان معنا نیست که حزب مجلس اعلا از عرصه سیاست خارج شده باشد و ممکن است حتی این شیوه رفتار عمار جوان، وزنه هر دو گروه را به مخاطره بیفکند.

میان گروههای شیعی باتوجه به اینکه حشد الشعبی در عملیات آزادسازیهای عراق از دست داعش نقش مهمی ایفا کرده است این احتمال وجود دارد که در هنگامه انتخابات آنها نیز بخواهند جامه سیاسی بر تن کنند. اما در پرده دیگر مقتدا صدر هم معیارهای خود را دارد؛ سفری که او اخیرا به عربستان سعودی انجام داد این احتمال را مطرح کرده است که برنامه جدیدی برای طرفداران و جلب نظر بخش دیگری از گروههای شیعی طراحی کرده باشد.
بهطور کلی به نظر میرسد مقتدی صدر بهدنبال افزایش توان سیاسی خود و جریان صدر در معادلات سیاسی عراق و منطقه است و میخواهد جریان صدر را بهعنوان جریانی که توان چانهزنی بیشتری در عرصه منطقهای داشته باشد، معرفی کند. در مناطق شیعهنشین و در میان گروههای شیعه ایجاد چنددستگی سیاسی میتواند نشانهای از کاهش سطح اتفاق جمعی آنها باشد. چرا که رقابت انتخاباتی، عرصه تقابل میان جریانهای سیاسی در هر کشوری است و این بار گروههای شیعی خود به رقیب خودشان تبدیل شدهاند. با این حال این مساله به میان میآید که چنددستگی میان گروههای شیعی می تواند بر فعل و انفعالات سیاسی آنها تاثیر گذارد.
نگاهی به جریان های شیعی عراق در آستانه انتخابات پارلمانی
با این که کمتر از یک سال به انتخابات پارلمانی در عراق مانده و قانون انتخابات هنوز در کش و قوس مخالفان و موافقان پارلمانی است، تحرکات گسترده ای در احزاب و گروه های سیاسی از هم اکنون آغاز شده است. کردها به دلیل آن که درگیر موضوع همه پرسی استقلال هستند، کمتر از سنی ها و شیعیان درگیر فضای انتخابات و جبهه بندی ها شده اند.اما در میان شیعیان – مانند اهل سنت – فضای حاکم بر ائتلاف های احتمالی و شکل ورود احزاب به این انتخابات همچنان غبار آلود است. تحولات سریع سیاسی در جریان های شیعی و اظهار نظرهای گوناگون و متناقض که بسیاری از آن ها از سوی رسانه های وابسته به احزاب مخالف یا رقیب منتشر می شود و انکار یا سکوت رهبران احزاب، غبار این فضا را بیشتر کرده است.
دیدار سال گذشته مقتدا صدر و ایاد علاوی و اعلام توافق احتمالی این دو گروه برای ائتلاف و حضور مشترک در عرصه انتخابات، این خبر را می داد که باید شاهد بر هم خوردن ائتلاف های موجود و سنتی در جریان های شیعی باشیم. سخن از ائتلاف های سه گانه میان حکیم، صدر و علاوی کم و بیش از همان زمان نیز در فضای سیاسی و رسانه ای عراق مطرح شده بود.اما جدایی عمار حکیم از مجلس اعلای اسلامی عراق و تشکیل جریان ملی حکمت، سفر مقتدی صدر به عربستان سعودی، به همراه انتشار اخباری مبنی بر دعوت از حکیم و علاوی برای سفر به ریاض، گمانه زنی ها برای تشکیل ائتلافی سه یا چهار گانه را که مورد تأیید ریاض و آمریکاست تقویت کرد، ائتلافی که درست در نقطه مقابل جریان نوری المالکی معاون رییس جمهور و الحشد الشعبی قرار میگیرد.جریان صدر با آن که از سال گذشته با الوطنیة (علاوی) دیدارهایی برای همکاری مشترک داشته اما تا این لحظه اصول این همکاری و مبنای آن در حد ابتدایی و اولیه بوده و وارد مراحل جدی نشده است.

نزدیکی علاوی به عربستان و سفر اخیر صدر به این کشور و سخن از تلاش سعودی ها برای نزدیکی برخی جریان های شیعی به یکدیگر، گمانه ها درباره امکان تشکیل ائتلاف میان دو جریان را بیشتر کرده است. علاوه بر این ها، ائتلاف احتمالی سه گانه العبادی، حکیم و صدر نیز قطعی به نظر نمی رسد. و انتظار تشکیل ائتلاف شیعی جدی را باید محصور در حکیم و صدر دانست، ائتلافی که به خوبی می داند اکنون با اضافه نشدن العبادی به این دو ضلعی، کار سختی را در برابر رقیب در پیش رو دارد.این رقیب یک برگ برنده قوی دارد و آن الحشد الشعبی است. تا این جای کار به نظر می رسد الحشد با فهرستی جداگانه وارد انتخابات می شود. احتمال ائتلاف نهایی دولت قانون با فهرست الحشد نیز بالاست.
ترکیب الحشدالشعبی، المالکی و العبادی می تواند این جریان را به باثبات ترین ائتلاف انتخاباتی در جریان شیعی تبدیل کند. هرچند پروپاگاندای تبلیغاتی جریان های داخلی عراق و منطقه ای تلاش می کنند تا نشان دهند عربستان سعودی می تواند عاملی برای کنار هم قرار دادن حکیم، علاوی، صدر و العبادی باشد اما توانایی سعودی ها و حتی آمریکایی ها در کنار هم قرار دادن این افراد به ویژه وارد کردن حکیم و العبادی به جریانی که مورد حمایت ریاض یا واشنگتن باشد جای تردید است.حکیم با وجود جدایی از مجلس اعلا و العبادی با توجه به حمایت آمریکا از وی بعید است ارکان ائتلافی بشوند که در نقطه مقابل جمهوری اسلامی ایران قرار بگیرد. توجهات سیاسی این دو شخصیت سیاسی و تمایل واقعی آن ها برای ایفای نقش مستقل روشن است اما حضور در جریان و ائتلافی که عملا مورد حمایت های سعودی و آمریکا باشد در شرایط فعلی عملی به نظر نمی آید.به هر جهت هر چه در رسانه ها درباره ائتلاف های جدید گفته می شود تا این جا بخشی از یک پروپاگانداست که قسمت بزرگی از آن در مدار تمایلات بازیگران منطقه ای می چرخد.
یکی از مؤلفههای جدی که تصویر آیندۀ سیاسی عراق را شکل خواهد داد نیروهای مقاومت عراقی یا همان حشد الشعبی است. و احتمالا در انتخابات پیشِرو که کمتر از یک سال به برگزاری آن باقی مانده به یک جریان مؤثر و مهم تبدیل میشود و حضوری مؤثر و بارز در قدرت و بازیهای سیاسی عراق خواهد داشت. رسمیت یافتن حشد الشعبی به موجب قانونی که در مجلس عراق تصویب شد و تبدیل شدن آن به رکن چهارم ساختار قدرت در عراق و همچنین اعلام جریانی سیاسی برآمده از این تشکل نظامیبرای حضوری موثر در آینده سیاسی عراق از جمله در انتخابات این کشور به معنای شروع ورود سیاسی این جریان مهم به عرصه سیاسی عراق است. ازسویدیگر کنارهگیری سید عمار حکیم از ریاست مجلس اعلای اسلامی عراق و تشکیل جریان «حکمت ملی عراق» که سبب شد بخش اعظم کادر مجلس اعلا به آن بپیوندند تحول مهم دیگری بود که نوید تغییر آیندۀ سیاسی عراق را دارد.
درهمینحال رسانههای خبری عراق از احتمال خروج حیدر العبادی، نخستوزیر عراق، از حزب «الدعوه» و ائتلاف «دولت قانون» بهرهبری نوری مالکی، نخستوزیر سابق و معاون رییسجمهور فعلی عراق، خبر دادهاند. براساس این گزارشها عبادی قصد دارد حزبی موسوم به «آزادی و سازندگی» ایجاد کند و بهطور مستقل در انتخابات پیشروی پارلمان عراق شرکت کند. عبادی که در یک سال اخیر توانسته از حجم فسادهای مالی مسئولان عراقی بکاهد و بهاعتقاد بسیاری توانسته روند فرسایشی سیاسی دولت را متوقف کند و عملکردی مثبت برجای بگذارد قصد دارد در انتخابات پیشرو بهطور مستقل وارد میدان شود.
دراینمیان رقیب سرسخت حیدر العبادی، نوری مالکی، هفتۀ گذشته رهسپار مسکو شد تا بتواند در عرصۀ بینالمللی حضوری بههم رساند. مالکی این روزها موردغضب آمریکاییها قرار گرفته و بهنظر میرسد آنها قسم خوردهاند که به هیچ قیمتی نگذارند وی مجدداً نخستوزیر شود. او تلاش میکند جای خالی آمریکا را با روسیه پر کند؛ برایهمین هم در صدر هیئتی عالیرتبه و بهعنوان معاون رئیسجمهوری عراق به مسکو سفر کرد و در آنجا از حمایتهای روسیه از عراق در مبارزه با داعش تمجید کرد.
اینهمه درحالی است که مقتدا صدر و ایاد علاوی، دو چهرۀجنجالی و مؤثر در عرصۀ سیاسی عراق، نیز بیکار ننشستهاند. مقتدا صدر که سال گذشته در همین روزها جنجال مبارزه با فساد اداری را بهراه انداخت و توانست با فضاسازی بهسود خود کاخ نخستوزیری و مقر پارلمان را محاصره کند و دولت و مجلس را تحتفشار بگذارد که به خواستههایش عمل کنند اینبار هم بیکار ننشسته و تلاش دارد تحرکات تازهای را برای آیندۀ سیاسی خود آغاز کند. او دیدارهایی با ایاد علاوی، نخستوزیر سابق عراق که در دوران نخستوزیریاش کمر به قتل او بسته بود، داشته است. ایاد علاوی که در دو انتخابات گذشته با فهرست «العراقیة الوطنیه» در انتخابات شرکت کرده بود و توانسته بود حمایت کشورهای عربی، ازجمله عربستان سعودی، را پشتسر خود داشته باشد اینبار قصد دارد از ظرفیت مردمی مقتدا صدر بهسود خود استفاده کند و جریانی متحد با او بهوجود آورد؛ برایهمین گفته میشود احتمالا ایاد علاوی با مقتدا صدر در یک فهرست متحد در انتخابات آینده عراق شرکت خواهند کرد. با توجه به همین مقدمات است که تحلیلگران معتقدند عراق در عصر پساداعش ازمنظر گرایشها و دستهبندیهای سیاسی چهرهای دیگرگونه خواهد یافت، چهرهای که خوب و بد آن برای ملت عراق را گذر زمان مشخص خواهد کرد.
نقش آمریکا و عربستان در جهت تشدید منازعات فرقه ای
به نظر می رسد صف بندی خیابانی که در بغداد آغاز شده، فتنه انگیزی آمریکا و آل سعود از طریق تزریق دلارهای نفتی ریاض به برخی جریان های داخلی شیعی عراق است که هدف آن ایجاد خلاء قدرت در این کشور می باشد. آمریکا و آل سعود با سنگ اندازی در مسیر روند سیاسی عراق و تضعیف دولت مرکزی و تعطیلی نهادهای این کشور خصوصا پارلمان عراق، به دنبال تصاعد بحران در این کشور و تاثیر آن بر ایران هستند. فتنه انگیزی اخیر در عراق با برخی تحولات میدانی این کشور در طوزخرماتو و اقلیم کردستان و همچنین صحنه مبارزه با داعش نیز هم افزا و مرتبط است.
مقتدی صدر در سالهای اخیر تلاش مضاعفی داشته که جایگاه خود را به عنوان یک جریان سیاسی مهم در کشور عراق اثبات کند. صدر دومین جریان قدرتمند شیعی را در مجلس نمایندگان کشور عراق تحت ریاست خود دارد. همچنین در سالهای اخیر، به ویژه در سالهای بعد از ۲۰۱۱ تلاش کرده خود را به عنوان جریانی عربی- شیعی جلوه دهد که مخالف هر نوع دخالت کشورهای دیگر در امور عراق است. علاوه بر این جریان صدر تلاش کرده در داخل عراق، از مرزهای هویتی شیعی و عربی گذار کند و روابطی حسنه از مناسبات را با دیگر هویتها در عراق از جمله حکومت اقلیم کردستان برقرار کرده است.

اکنون نیز به نظر میرسد در عراق آینده یا در عراق پساداعش صدر در پی آن است که اختلافات و تنشهای هویتی شیعیان عراق با اهل سنت را کاهش دهد و نزدیکی بیشتری را میان عراق با کشورهای عرب برقرار کند. همچنین، در سطحی دیگر صدر قصد دارد در انتخابات پیشروی مجلس نمایندگان عراق، از نزدیکی و دوستی با اعراب سنی نهایت بهرهبرداری را داشته باشد. واقعیت آن است صدر با ظرافت خاصی به اهمیت نزدیک جریان وابسته به خود و دولت عراق با اعراب سنی در داخل کشور و کشورهای عرب سنی در منطقه خارومیانه پی برده است. این یک واقعیت پذیرفته شده است که در عراق جدید هیچ یک از گروهها و جناحهای سیاسی به تنهایی توان دستیابی به دولت و کابینه را ندارند. از این رو، نیازمند همگرایی با دیگر جریانها و حتی در مقاطعی کمک گرفتن از قدرتهای منطقهای پرنفوذ در عراق هستند. بر همین مبنا صدر در تحولات جدید کشور عراق در پی آن است تا از نفوذ کشور عربستان در میان جامعه اهل سنت عراق، به عنوان عاملی برای تقویت جایگاه سیاسی خود در عراق بهره بگیرد.
تحلیلها در ارتباط با جریان صدر در دو بخش عمده مطرح شدهاند:
یک نظر این است که صدر با وجود پذیرش قواعد نظام سیاسی پارلمانی همچنان نیرویی انقلابی است که در هر مقطعی میتواند مجددا به عرصه مبارزه نظامی علیه حکومت بازگردد.
نظریه دیگر این است که صدر پس از طی کردن مرحله مبارزه سیاسی در قالب نیروهای جیش مهدی و ورود به عرصه رقابت انتخاباتی در سال ۲۰۰۹، همچون نیرویی معتدل عمل خواهد کرد و رفتار این جریان در قالب رقابت پارلمانی قابل توجیه است.
در مجموع خواسته و اقدامات معترضانه جریان صدر به روند حکومت ائتلافی میتوان اینگونه عنوان نمود که صدر از وضعیت بحرانی کشور عراق آگاهی کامل دارد. بحران جنگ با داعش، بحران اقتصادی، بحران خدماترسانی حکومت به مردم، فساد اداری – سیاسی و... همگی مشکلاتی هستند که دولت ملی عراق را به دولتی فرومانده تبدیل کردهاند. از اینرو تلاش میکند با ایجاد فشار بر حکومت عبادی و رهبریت جنبشهای اعتراضی مردمی، بیشترین سهم را برای خود در آینده سیاسی عراق کسب نماید. در صورت تحقق سناریوی تجزیه عراق، مقتدی صدر با رهبریت جنبشها و اقدامات اعتراضی خود در شرایط کنونی، میتواند جایگاهی مهم و شاید رای اکثریت شیعیان را برای خود تضمین کند.از این رو، تحلیل نهایی نگارنده این است که بر خلاف تحلیلهایی که صدر را سردرگم و فاقد هر نوع ثبات فکری میدانند و اقدامات صدر را تلاشی برای حفظ یکپارچهگی عراق قلمداد مینمایند؛ اهداف صدر کاملا بر مبنای استراتژیای مشخص، مبنی بر واقعیات سیاسی کنونی کشور عراق است.
در مجموع، میتوان عنوان نمود اقدامات ظاهراً غیرعقلانی و تکرویهای نامعقول اخیر مقتدی صدر، ناآگاهانه و با اهداف کوتاهمدت و سطحی نیست. صدر خواهان آن است با سوار شدن بر موج اعتراضات، در میان شیعیان به عنوان رهبری پر قدرت پذیرفته شود و با فشار بر حکومت مرکزی ناتوان عراق، مبنی بر ایجاد کابینه تکنوکرات، بتواند سهمی از قدرت را در دست بگیرد. عراق در آستانه ورود به عرصه جدیدی است. عرصه پساداعش نه تنها جنبه اجتماعی دارد بلکه جنبه سیاسی بسیار مهمی نیز دارد. عراقی ها تمایل دارند در دوره پساداعش و به کمک انتخابات چهره های جدیدی را وارد عرصه سیاسی عراق کنند و فضای تازه ای را تجربه کنند. فضایی که متفاوت از گذشته باشد و امیدها را زنده کند./994/ب904/ف
رامین بخشی