۱۷ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۳:۳۲
کد خبر: ۶۸۱۹۷۶
پ
پس از تهاجم صهیونیست‌ها به لبنان؛ رئیس جمهور وقت این کشور در پیامی به تمامی حکومت‌ها و مجامع جهانی، از آنان تقاضای امداد کرد، اما هیچ کشوری جز ایران به این فریاد مددخواهی لبیک نگفت.

به گزارش خبرگزاری رسا، ابتدای سال ۱۳۶۱ فشار رژیم صهیونیستی بر فلسطینی‌ها و لبنان و سوریه زیاد شد و تهدیدات‌ها و درگیری‌ها بالا گرفت. به همین دلیل، ایرانی‌ها عملیات آزادی خرمشهر را الی بیت‌المقدس نامیدند. کمتر از دو هفته پس از آزادی خرمشهر، رژیم اشغالگر قدس سناریوی پیچیده‌ای را در دستور کار خود قرار داد تا به واسطه آن بتواند ایران را از ادامه نبرد دفاعی خود بازداشته و مسیر جنگ را منحرف کند. بر اساس همین تبانی شوم، در روز یکشنبه ششم ژوئن ۱۹۸۲ مصادف با شانزدهم خرداد ۱۳۶۱، ارتش رژیم صهیونیستی تهاجم بی سابقه خود را به مرزهای زمینی و دریایی کشور لبنان آغاز کرد و طی سه روز تا بیروت پیش رفت و این شهر را در محاصره قرار داد و آب و برق آن را قطع کرد.

رژیم صهیونیستی با ورود به بیروت شروع به کشتار شهروندان لبنانی و آوارگان فلسطینی کرد. هم چنین بخش‌هایی از غرب و جنوب کشور سوریه را نیز مورد حمله قرار داد. حضرت امام خمینی در پیامی ضمن محکوم کردن حمله وحشیانه اسرائیل به جنوب لبنان و سوریه، با آوردن آیه کریمه «استرجاع» در ابتدای پیام، نارضایتی خود را از سکوت و بی تفاوتی کشورهای اسلامی در قبال این فاجعه ابراز کردند. چند روز پس از تهاجم نظامیان صهیونیست، الیاس سرکیس؛ رئیس جمهور وقت لبنان در پیامی به تمامی حکومت‌ها، سلاطین، رؤسای جمهور، گروه‌ها، احزاب و مجامع جهانی، از آنان تقاضای امداد نظامی، دارویی و سایر اقلام حیاتی کرد، اما هیچ کشوری جز ایران به این فریاد مددخواهی لبیک نگفت.

وقتی «آقا» به حاج احمد گفتند که شما انتخاب شده‌اید تا به عنوان نماینده‌ی نظام جمهوری اسلامی ایران به آنجا بروید. حاج احمد خیلی تحت تأثیر قرارگرفت. خود «آقا» هم تا کنون بارها آن جملاتی را که احمد در آن ملاقات به کار برد، به ما یادآور شده‌اندمحسن رضایی فرمانده اسبق سپاه در این باره می‌گوید: «… ما می‌خواستیم با اعزام نیروی کمکی، در حقیقت صداقت خودمان را به جهان اسلام نشان بدهیم تا بعد از آن، از کشورهای اسلامی بخواهیم که آنها هم با ما همراه باشند. قبل از اعزام هر نیرویی، اول خودمان به سوریه رفتیم. منطقه را از نزدیک دیدیم. دقیقاً آنجا را وارسی کردیم و بعد به این نتیجه رسیدیم که بهترین تیپی که می‌شود اعزام کرد، تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) است؛ هم به دلیل توان بالای رزمندگی بچه‌های این تیپ که در دو عملیات فتح مبین و الی بیت‌المقدس دیده بودیم، هم اینکه این بچه‌ها توی پایتخت زندگی می‌کردند و با مسائل سیاسی؛ اعم از سیاست داخلی و خارجی آشنا بودند. ما باید در آنجا، به دمشق می‌رفتیم و هم به بیروت و این برای ما خیلی مهم بود که نیروهایی که به آنجا وارد می‌شوند، باید از لحاظ مسائل سیاسی، اطلاعات بیشتری داشته باشند، معارف بیشتری داشته باشند و بعد، از لحاظ رزمندگی هم بتوانند آنجا خوب بجنگند. در ثانی، اینها باید توانایی کارهای چریکی را هم داشته باشند و بتوانند کارهای نامنظم (جنگ پارتیزانی) انجام بدهند. خب تیپ ۲۷ هر سه این ویژگی؛ یعنی رزمندگی، سطح بالای آگاهی سیاسی و آشنایی با شیوه جنگ‌های چریکی را داشت. چرا؟ چون اولاً حاج احمد و حاج همت توی کردستان جنگیده بودند، هم جنگ چریکی را در غرب دیده بودند، هم با دشمن در جبهه‌های جنوب با شیوه کلاسیک جنگیده بودند. این ویژگی‌ها باعث شد که ما تیپ ۲۷ را برای این مأموریت انتخاب کنیم.»

جعفر جهروتی زاده؛ مسئول واحد تخریب تیپ ۲۷، در خصوص نحوه انتخاب تیپ ۲۷ این طور می‌گوید: «… با حاج احمد قرار داشتیم به منزل یکی از شهدا سر بزنیم. وقتی رسید، گفت: برادر جهروتی، امروز در ستاد مرکزی سپاه، جلسه‌ای با برادر محسن (رضایی) داشتم. از من خواسته‌اند بروم پیش آقای خامنه‌ای، رئیس جمهور. قرار است ایشان راجع به سفر قریب الوقوع ما، با بنده صحبت کنند. حاج احمد گفت: مثل اینکه قرار است ما را بفرستند لبنان… «جهروتی زاده در ادامه این طور اشاره می‌کند: «… برای ملاقات با آقا بنده هم همراه حاج احمد به نهاد ریاست جمهوری رفتم. البته حاجی رفت داخل و در جلسه شرکت کرد. من هم همان بیرون ماندم و خودم را مشغول کاری کردم تا مذاکرات تمام بشود.»

محسن رضایی، در توصیف ماجرای ملاقات متوسلیان با آیت الله خامنه‌ای می‌گوید: «… برادرمان حاج احمد را بردم خدمت مقام معظم رهبری که در آن زمان مسئول شورای عالی دفاع بودند. در آن ملاقات، من خدمت «آقا» گفتم که ایشان (حاج احمد) کاملاً آماده قبول این مأموریت است؛ منتها مایل است از زبان شما بشنود که باید این کار را انجام بدهد. وقتی «آقا» به حاج احمد گفتند که شما انتخاب شده‌اید تا به عنوان نماینده نظام جمهوری اسلامی ایران به آنجا بروید، حاج احمد خیلی تحت تأثیر قرار گرفت. خود «آقا» هم تا کنون بارها آن جملاتی را که احمد در آن ملاقات به کار برد، به ما یادآور شده‌اند. احمد در آن ملاقات خدمت آقا عرض کرد: یعنی خداوند متعال، ما را انتخاب کرده که برویم با اسرائیلی‌ها بجنگیم؟ آقا فرمودند: بله. شما نماینده نظام هستید. بروید آنجا و جلوی اسرائیلی‌ها را سد کنید.

به این نتیجه رسیدیم که بهترین تیپی که می‌شود اعزام کرد، تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) است؛ هم به دلیل توان بالای رزمندگی بچه‌های این تیپ که در دو عملیات فتح مبین و الی بیت‌المقدس دیده بودیم، هم اینکه این بچه‌ها توی پایتخت زندگی می‌کردند و با مسائل سیاسی؛ اعم از سیاست داخلی و خارجی آشنا بودند

بنابراین ایران بخشی از تیپ ۲۷ محمد رسول الله به اتفاق تیپ ۵۸ تکاور ذوالفقار از نیروی زمینی ارتش را به لبنان اعزام کرد. مقرر شد که این دو مجموعه در قلب تشکیلات رزمی واحدی تحت عنوان قوای محمد رسول الله (ص) به فرماندهی احمد متوسلیان به سوریه بروند. این نیروها صبح روز جمعه بیستم خرداد ۱۳۶۱ ابتدا در پادگان امام حسین (ع) گرد آمدند. سعید قاسمی؛ مسئول وقت واحد اطلاعات عملیات تیپ ۲۷ از حال و هوای آن روز این طور می‌گوید: هشتصد نفر از نیروهای کادر سپاه، و مابقی، بچه‌های تکاور تیپ ۵۸ ذوالفقار ارتش بودند که در محوطه زمین صبحگاه پادگان امام حسین (ع) صف کشیده بودند. در مقابل ما و روی جایگاه، علاوه بر حاج احمد و حاج همت، تیمسار ظهیرنژاد و تعدادی از فرماندهان محترم ارتش هم حضور داشتند. اصحابی که دیگر گمان نکنم احدی بتواند مثل و مانند آنها را در یک جا گردآوری کند.

حاج احمد در جمع این رزمندگان سخنرانی هیجان انگیزی ایراد کرد. پشت میکروفون، با چهره‌ای برافروخته و لحنی حماسی گفت: برادران، این راه، راهی بی بازگشت است! کسی که با ما می‌آید باید تا آخر خط همراه ما باشد. اگر در آنجا عملیاتی انجام بدهیم، ممکن است حتی جنازه هیچیک از شهدای ما به ایران برنگردد. شاید ما اولین و آخرین مجموعه رزمندگانی باشیم که به سوریه خواهیم رفت؛ بنابراین، برادرانی با ما بیایند که تا آخر پای کار خواهند بود. حاج احمد آب پاکی را روی دست همه ریخت. بعد از وداع با نیروها، قرار شد که فردای آن روز، حاج احمد خودش به همراه اولین هواپیمای حامل تعدادی از نیروها اعزامی، راهی سوریه بشود. اولین گروه از قوای محمد رسول الله (ص) در غروب روز شنبه ۱۳۶۱/۳/۲۱ با یک فروند جمبوجت ۷۴۷ وارد فرودگاه دمشق شدند و مورد استقبال مقامات سوری و مسئولین سفارت ایران در سوریه قرار گرفتند. پس از خوش آمدگویی، حاج احمد بلندگوی دستی را به دست گرفت و خطاب به نیروهای اعزامی گفت: …برادرها، قبل از رسیدن به اینجا، در ایران آنچه گفتنی بود، ما برای شما گفتیم. بنابراین خیلی کوتاه عرض می‌کنم، امام عزیزمان فرموده‌اند باید که اسرائیل از صحنه جهان زدوده شود و شما مردان بزرگ، باید به این کلام امام، جامه عمل بپوشانید. صحبت‌های حاج احمد با فریاد تکبیر الله اکبر نیروهای اعزامی در هم آمیخت...

ادامه دارد...

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص،قومیت‌ها باشد و یا با قوانین کشور و آموزه های دینی مغایرت داشته باشدمنتشر نخواهد شد.
پرطرفدارترین