دکتر ربانی مطرح کرد؛
از «لوح سفید» تا «فطرت»؛ تمایز نگاه دینی با نگاه مدرن به کودک
پژوهشگر حوزه کودک، در گفتوگویی با اشاره به تمایز مفهوم «فرزندسالاری» با «امیربودن کودک» در نگاه دینی گفت: هدف اصلی از بازیها و اسباببازیهای دینی باید «ایجاد حس و حال معنوی» در کودک باشد.
به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، دکتر محسن ربانی، پژوهشگر حوزه کودک، در گفتوگویی به تبیین دیدگاه اسلام درباره «فرزندسالاری»، «لوح سفید»، «اختیار و ناتوانی کودک» و تفاوت نگاه دینی با نگاه مدرن به کودکی پرداخت.
دکتر ربانی در پاسخ به پرسشی درباره نسبت «امیربودن فرزندان» با «فرزندسالاری» اظهار داشت: تعبیر فرزندسالاری از دو جهت قابل نقد است. نخست آنکه فرزندسالاری ممکن است تا دوره بلوغ را شامل شود و کودکان نوجوان را نیز در برگیرد؛ در حالی که در نگاه دینی، «امیربودن کودک» منحصر به «هفت سال اول» زندگی است. در این دوره، اوج آزادی و رهایی کودک است و میتوان تعبیر فرزندسالاری را برای آن به کار برد. اما از هفت سال به بعد، دوره آشنایی با مسئولیتپذیری آغاز میشود و کودک باید برای ورود به جامعه آماده گردد.
وی افزود: دوم آنکه حتی در هفت سال اول، آزادی مطلق معنا ندارد. خانواده باید فضای منزل را متناسب با کودک بچیند، اما در عین حال مراقبت و کنترلهای لازم برای پیشگیری از آسیب نیز وجود دارد. بنابراین «فرزندسالاری» به معنای حذف کامل والدین از عرصه تربیت نیست.
لوح سفید؛ نقد برداشت رایج از «عرض خالی»
دکتر ربانی با اشاره به مفهوم «لوح سفید» در روانشناسی و فلسفه مدرن گفت: اگر لوح سفید به معنای «عرض خالی» (یعنی هیچ چیز در ذات کودک نیست و هرچه محیط اجتماعی به او بدهد، میشود) تفسیر شود، این نگاه با نگاه دینی سازگار نیست. در متون دینی، ما هم بحث «فطرت» را داریم و هم بحث «طینت» و «جنود عقل و جهل» که در وجود انسان به صورت بالقوه نهاده شده است. بنابراین کودک «لوح سفید محض» نیست که هر بادی او را به هر سو ببرد؛ بلکه دارای استعدادهای فطری خیر و شر است.
وی تأکید کرد: اگر «لوح سفید» را به معنای «ارز خالی» (زمینه مستعد برای شکوفایی) تفسیر کنیم، با نگاه دینی سازگار است، اما اگر به معنای «نبود هیچ گونه استعداد ذاتی» باشد، مورد پذیرش اسلام نیست.
دغدغههای انتقال مفاهیم دینی؛ از اسباببازی تا جعبه ابزار مربی
دکتر ربانی در بخش دیگری از گفتوگو به چالشهای انتقال مفاهیم دینی به کودکان اشاره کرد و گفت: متأسفانه برخی محصولات فرهنگی و اسباببازیهای دینی، بیشتر معطوف به «انتقال اطلاعات» هستند تا «انتقال حس و حال دینی» چرا که برخی از این طراحیها نیت تربیتی دارد، اما بیشتر از جنس «رقابت» و «اطلاعرسانی» است تا «حس دینی».
وی در ادامه به ذکر طرحی که حس و احساس رو منتقل می کند، پرداخت و با اشاره به تجربه یکی از دوستانش در نمایشگاه کتاب فرانکفورت آلمان اظهار داشت: در آن نمایشگاه، اسباببازیای طراحی شده بود که داستان حضرت موسی(ع) را روایت میکرد. یک پارچه شبیه آب رود نیل و یک گهواره (سبد) روی آن قرار داشت. سبد در جایی گیر میکرد و برای حرکت دادن آن، کودک باید مدام به وسیلهای ضربه میزد.
این پژوهشگر حوزه کودک افزود: دوستم به سازنده گفت «این اسباببازی ایراد دارد؛ چرا باید هی به آن ضربه بزنم تا رد شود؟» سازنده پاسخ داد: «ما عمداً این کار را کردیم تا کودک حس کند خودش دارد نقش مستقیمی در نجات حضرت موسی ایفا میکند.» بنابراین هدف اصلی از بازیها و اسباببازیهای دینی باید «ایجاد حس و حال معنوی» در کودک باشد، نه صرفاً «انباشت اطلاعات دینی».
وی در ادامه به دو مورد از لوازم کمک آموزشی برای مربیان اشاره کرد و گفت: کتابهایی مانند «جعبه ابزار مربی و صد روش انتقال مفاهیم دینی به کودکان» و «ابزارهای فرهنگی و وسایل کمک آموزشی» گامهای خوبی در این عرصه هستند، اما هنوز جای کار زیادی وجود دارد. نقد مهم این است که گاهی این روشها نیز به «اطلاعمحوری» دچار میشوند و «حال و هوای معنوی» را به حاشیه میرانند.
نکته پایانی؛ از کلیات جهانی تا زبان خاص هر کودک
دکتر ربانی در پایان با اشاره به ضرورت توجه همزمان به «کلیات فرازمانی و فرامکانی» و «زبان خاص هر کودک» خاطرنشان کرد: برخی مفاهیم دینی و عرفانی مانند آنچه در مثنوی و منطقالطیر آمده، از آن رو که با «سرشت انسانی» سر و کار دارند، همچنان جهانی و پرفروش هستند. اما در مقام آموزش و تربیت، «مربی محور» است و نه «کتاب محور». مربی باید بتواند همان پیام کلی را به زبان هر کودک (با توجه به سن، جنسیت، محیط و تجربه زیستهاش) تنزیل دهد و برای او قصه بگوید. رسانههای جمعی نیز وظیفه بیان کلیات را دارند و خانوادهها باید آن کلیات را به جزئیات قابل فهم برای کودک خود تبدیل کنند.
ارسال نظرات