۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۲۴
کد خبر: ۸۱۷۵۲۵

آن سوی خیابانِ جنگ سوم تحمیلی، اراده‌ای جهادی فعال است

آن سوی خیابانِ جنگ سوم تحمیلی، اراده‌ای جهادی فعال است
این نوشتار با بازخوانی الگوی اصیل دینی و واکاوی تجربه‌ی زیسته‌ی زنان در جنگ‌های نوین، بر لزوم عبور از ادبیات کلاسیکِ «پشتیبانی و خط مقدم» تأکید می‌ورزد.

به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، اگر با ذهنیتی آغشته به مفاهیم مدرنیته سراغ حدیث مشهور تقسیم کار بین حضرت علی و فاطمه علیهماالسلام برویم، گمان خواهیم کرد که مقصود پیامبر تفکیک «کارهای خانگی و زنانه» از «کارهای خیابانی و مردانه» بوده است. اما وقتی پذیرفتیم که اصل این دوگانه - خانه در برابر خیابان - ساختاری مدرن است و در دوران حدیث وجود نداشته، آنگاه درمی‌یابیم که ملاک نه مکان فیزیکی، بلکه کنش اصیل انسانی مبتنی بر طبیعت و تفاوت‌های غیرکلیشه‌ای میان زن و مرد است. حضرت زهرا (س) از «وارد نشدن به خیابان» ابراز خشنودی نکردند، بلکه محل سرور ایشان «انجام ندادن کارهای مردانه» و حفظ هویت زنانه خود بود. بر این مبنا، انسان موحد کسی است که این دوگانه‌های وارداتی را برهم می‌زند و تمدن توحیدی می‌سازد؛ تمدنی که در آن تعارض‌ها کاسته می‌شود و ملائمت و هم‌افزایی جایگزین تقابل‌ها می‌گردد.

یکی از بارزترین نمونه‌های این جایگزینی در عصر خودمان، در بستر جنگ اخیر قابل مشاهده است. تا پیش از این، خیابان همواره همراه تعارضات و دغدغه‌هایی برای حضور و نقش‌آفرینی زنان بود. اما در این رویداد، با اصالت بخشیدن به کنش و اراده جهادی، تلاش شد تا بر آن تعارضات فائق آیند. در تجمعات خیابانی جنگ سوم تحمیلی چهرهٔ خیابان آشکارا زنانه‌تر شد و تحت اراده و تدبیر زنان، خیابان به امتدادی از زندگی خانوادگی تبدیل گشت. خانه و خیابان در این تجربه، نه در تقابل، که در هم‌افزایی و تکمیل یکدیگر قرار گرفتند.

در تحلیل این پدیده که در پی وحدت بخشیدن به عرصه‌های مختلف زندگی است، بازگشت به دوگانه مدرن «خانه و خیابان» خطایی روش‌شناختی است؛ زیرا اصالت را از اراده و کنش انسانی می‌گیرد و به تعارضات مدرن منتقل می‌کند. بنابراین، در نقدی پیشینی و فارغ از محتوای  نشست، عنوان «زن ایرانی و مدیریت خانه به وقت جنگ» عنوانی غیردقیق و مبتنی بر همان دوگانه وارداتی است که ضرورت و نیاز به خلق ادبیاتی  مناسب با افق‌های جدیدی که برای انسان ایرانی فراهم شده است را یادآوری می‌کند. حتی به عنوان نمونه می‌توان به این مورد هم اشاره کرد که ما نمی‌توانیم نسبت به امروز مردم در جنگ از ادبیات پشتیبانی و خط مقدم استفاده کنیم چرا که ماهیت جنگ‌های مدرن نسبت به جنگ‌های کلاسیک دگرگون شده است.

در جنگ‌های کلاسیک، مرز روشنی میان «جلو جبهه» و «پشت جبهه» وجود داشت. اما جنگ امروز، جبهه را در سطح شهر پراکنده ساخته است. بمباران‌های هوایی، حملات تروریستی، جنگ ترکیبی و امنیتی – همه و همه، خط مقدم را به کوچه و خیابان کشانده‌اند. با این تحول، دیگر نمی‌توان با ادبیات پیشین – مبتنی بر جدایی «خط مقدم» از «پشتیبانی» – از جنگ سخن گفت. این وضعیت جدید، فرصتی برای برهم‌زدن تعارضات ساختاری مدرن و ظهور الگویی تازه از نقش‌آفرینی زنان فراهم آورده است که سخن گفتن از آن نیز نیازمند خلق ادبیات سومی است.

ارسال نظرات