۲۵ تير ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۸
کد خبر: ۸۲۰۶۰۹
پویش ملی« 1001 روایت»؛

وقتی تاریخ را مردم می‌نویسند

وقتی تاریخ را مردم می‌نویسند
پویش ملی «۱۰۰۱ روایت» خبرگزاری رسا تلاشی است برای گردآوری روایت‌های این حماسه تشییع رهبر انقلاب؛ روایت‌هایی که هر یک، بخشی از حقیقت آن روزها را بازگو می‌کنند تا این خاطره بزرگ در حافظه مکتوب یک ملت ماندگار بماند.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، تاریخ، تنها آن چیزی نیست که در کتاب‌ها نوشته می‌شود؛ تاریخ را گاهی اشک‌ها، گام‌ها و حضور مردم می‌نویسند. وداع با رهبر شهید، از همان لحظه‌هایی بود که در حافظه یک ملت جاودانه شد. پویش ملی «۱۰۰۱ روایت» خبرگزاری رسا تلاشی است برای گردآوری روایت‌های این حماسه؛ روایت‌هایی که هر یک، بخشی از حقیقت آن روزها را بازگو می‌کنند تا این خاطره بزرگ، نه در غبار زمان، که در حافظه مکتوب یک ملت ماندگار بماند.

هیچ گاه محبت مردم به ولایت را درک نکردید.

چارچوب نظریات غربی علوم انسانی در فضای علمی کشور هیچگاه در زمان حیات این اَبرمرد مفاهیم معنوی و رابطه ولایی را درک نکردند. هیچ گاه این عمق علاقه و محبت بین امام و امت را نفهمیدند. نفی می‌کردند. کارشان تمسخر بود. تخیفف دادن امور بود. نظریات جامعه شناسی، مردم شناسی، توسعه، روابط بین الملل، دیپلماسی  عمومی هیچ گاه این محبت را به حساب نمی آوردند. امروز هم میبینند اما ساکتند. زبان و قلم‌شان به سکته و سکون افتاده، گویی امام جماعت محل را مردم تشییع کرده اند. شما چه قدرتی دارید که در علوم انسانی صاحب نظر و پروفسور هستید و چنین پدیده عظیمی طی یک هفته در تهران، قم، مشهد، کربلا، نجف میلیون‌ها نفر را به خیابان می کشاند ولی هیچ سخن نمی گویید!

در عصر بی دینی، در عصر ارزش سازی از سکولاریسم میلیونها نفر برای تشییع یک مرجع دینی که سیاستمدار بود و دیانت و سیاست را تلفیق نموده بود به خیابان آمدند.

هیچ گاه محبت مردم به ولایت را درک نکردید.

علیرضا زادبر

محرک تکاملی و تداوم

شهادت رهبر عزیز، نه یک «گسست ساختاری و پایانی»، بلکه یک «محرک تکاملی و تداوم» برای ادامه مسیر  است. با تمرکز بر مفهوم «تداوم راه»، این نوشتار بر آن است که گذار به رهبری جدید (آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای)، در واقع تداوم یک میراث جاویدان است که از دوران امام خمینی(ره) آغاز و در دوران قاید شهید امام خامنه‌ای(ره) به بلوغ و تثبیت رسیده و در دوره خلف صالح ایشان(آیت ا... سید مجتبی حسینی خامنه ای) تداوم خواهد داشت.

سید عباس وزیری استاد معارف دانشگاههای مشهد

فریاد انتقام؛ بازتولید هویت یا خشم کور؟ روایت یک ضرورت راهبردی

تشییع میلیونی رهبر شهید، یک آیینِ صرفاً سوگواری نیست. در نظریه‌ی «رسانه‌شدگی سوگواری» (Mediatized Mourning)، این دست آیین‌ها کارکردی فراتر از ابراز درد دارند؛ آنها «آیین‌های آغاز» هستند که تعلق‌خاطر جمعی را بازتعریف کرده و بیعتی دوباره با آرمان‌های یک جریان را رقم می‌زنند. انتقام جویی مردم رو یک صدا و یک دست رقم می‌زند با این حال، برخی هنوز برچسب «خشم غیرعقلانی» بر پیشانیِ واژه‌ی انتقام می‌زنند. اما باید پرسید: آیا فرار از این واژه، فرار از عزت نیست؟ آنچه در پی می‌آید، کالبدشکافیِ انتقام به‌مثابه‌ی یک راهبرد عقلانی، تاریخی و هویتی است.

۱. چرا انتقام، عاقلانه‌ترین محاسبه است؟

در نظریه‌ی «رنج‌کینهایت» (Ressentiment)، احساسِ تحقیرِ تاریخی و قربانی‌شدگیِ جمعی، نه یک آسیبِ روانی که منبعی برای انسجام و mobilization است. دشمنِ جنایت‌پیشه، واژگانی چون «امنیت» و «منافع ملی» را به‌خوبی می‌شناسد و از آنها سوءاستفاده می‌کند؛ اما آنچه او را می‌ترساند، ملتی است که برای خون شهید، از منافع مقطعی خود می‌گذرد. قرآن کریم می‌فرماید: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ»؛ این آیه، هراسِ راهبردیِ دشمن را هدف قرار داده است. بر اساس نظریه‌ی «چارچوب‌سازی عاطفی» (Emotional Framing)، روایتِ «انتقام» دقیقاً همان چارچوبی است که می‌تواند عواطف عمومی را برای ایستادگیِ حداکثری بسیج کند. این، احساسی‌گری نیست؛ نهایت عقلانیتِ یک بازیِ راهبردی است.

۲. زنجیره‌ای به درازای ۱۴۰۰ سال؛ از عاشورا تا تشییع

نظریه‌ی «سوگواریِ ستیزه‌جو» (Agonistic Mourning) نشان می‌دهد که آیین‌های سوگ، می‌توانند حافظه‌ی جمعی را به موتورِ محرکِ عدالت‌خواهیِ معاصر تبدیل کنند. حضرت امام حسین(ع) فرمود: «خون من آرام نمی‌گیرد تا خدا حضرت مهدی(عج) را مبعوث کند.» تشییع رهبر شهید، حلقه‌ای از همین زنجیره‌ی بی‌پایان است. این آیین، به ما یادآوری می‌کند که حرارت عاشورا هرگز سرد نشده و عزاداریِ ما، تنها گریستن بر گذشته نیست؛ اعلامِ وفاداری به آینده‌ای است که تا برپاییِ عدالتِ کامل، ادامه خواهد یافت. در این میان، فضای مجازی و رسانه‌ها به‌عنوان «حافظه‌ی دیجیتال» عمل می‌کنند و این زنجیره‌ی تاریخی را به نسلی جدید منتقل می‌سازند.

۳. «مرگ بر آمریکا»؛ از یک شعار تا یک هویتِ جهانی

بر اساس نظریه‌ی «رسانه‌ها به‌عنوان عرصه‌ی بازتولید هویت و خشونتِ مشروع»، رسانه‌ها می‌توانند یک گفتمانِ بومی را به الگویی جهانی تبدیل کنند. چهار دهه پیش، «مرگ بر آمریکا» را تنها در خیابان‌های ایران فریاد می‌زدیم؛ اما امروز، میلیون‌ها انسان در سراسر جهان - از آمریکای لاتین تا جنوب شرق آسیا - همین طنین را تکرار می‌کنند. فریادِ انتقامِ سردار سلیمانی و رهبر شهید، صرفاً یک واکنشِ لحظه‌ای نبود؛ بلکه بازتولیدِ هویتیِ فراملی است که استکبار جهانی از آن وحشت دارد. این نظریه نشان می‌دهد که رسانه‌ها با برجسته‌سازیِ «دشمنِ مشترک»، خطوطِ هویتیِ تازه‌ای ترسیم می‌کنند که «ما» را به «آنها» پیوند می‌زند و از این طریق، قدرتِ چانه‌زنیِ سیاسی را افزایش می‌دهند.

۴. انتقام و اقتصاد مقاومتی؛ دو روی یک سکه‌ی تاب‌آوری

نظریه‌ی «رسانه‌شدگیِ mobilization» تأکید دارد که یک روایتِ هویت‌بخش، می‌تواند هزینه‌های مادی را در چشمِ مخاطب کاهش دهد. تحریم‌ها برای تضعیفِ روحیه‌ی ما طراحی شده‌اند؛ اما وقتی ملتی با شعارِ انتقام، مصمم به ایستادگی باشد، سختی‌ها نه به‌عنوانِ شکست، که به‌عنوانِ بخشی از مسیرِ عزت تلقی می‌شوند. این همان نقطه‌ای است که اقتصاد مقاومتی از یک تئوریِ انتزاعی، به یک راهبردِ زیسته تبدیل می‌شود. به‌عبارتی، موتورِ محرکه‌ی عبور از تحریم‌ها، صرفاً تدبیرِ اقتصادی نیست؛ بلکه همان «چارچوبِ عاطفیِ» است که اراده‌ی جمعی را برای تحملِ هزینه‌ها تقویت می‌کند.

جمعیت میلیونی تشییع، نظریه‌ها را به نمایش گذاشت: این آیین، نشان داد که «انتقام» یک کلمه‌ی تاریخی یا شعارِ زودگذر نیست؛ یک ضرورتِ حیاتی و ابزاری برای بازتولیدِ هویتِ جمعیِ عزتمندانه است. ما این پیام را با افتخار به جهان می‌رسانیم: «عزت را با ذلت عوض نمی‌کنیم.»

همان‌گونه که زینب(س) در کوفه، با فریادِ خود، حقیقتِ عاشورا را زنده نگه داشت، ما هم در فضای رسانه‌ای امروز، وظیفه داریم صدای این حقیقت باشیم. ما نباید اجازه دهیم دشمن، روایتِ «انتقام» را به «خشمِ کور» و «آیینِ تشییع» را به «سوگِ صرف» تقلیل دهد. این، رسالتِ نظری و میدانیِ ماست؛ چرا که فریادِ عزت، هرگز نباید به گوشِ تاریخ بسپاریم؛ باید آن را در کالبدِ رسانه‌های امروز جاری کنیم.

سید علیرضا خوشرو

ارسال نظرات
captcha