یادداشت؛
زن ایرانی؛ میراثدار شجاعت، معمار تربیت ملی، و پرچمدار میدانهای امروز
در روزهایی که وطن هدف تهاجم آشکار و نامشروع آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفته، صحنهای در خیابانهای ایران در حال رقم خوردن است که نه تنها امتداد یک تاریخ طولانی، بلکه نمایش بلوغ اجتماعی و رهبری یک قشر است: اکثریت پیشتازان میدان، زناناند؛ زنانی که نه فقط برای خود، بلکه با همسران و فرزندانشان پا به میدان گذاشتهاند.
به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، این حضور، یک اتفاق لحظهای یا هیجانی نیست؛ برآمده از دههها تجربه، تربیت، آموزش و زیست تاریخی زن ایرانی است. زن امروز ایران، محصول یک فرآیند تمدنی است که از دل سختیها، تحقیرها، جنگها، مسئولیتها، باروری فرهنگی و مقاومت اجتماعی برخاسته است. که باید مروری بر آن داشت:
۱. ریشههای تربیتی و فرهنگی: مدرسهای به نام تاریخ ایران
زن ایرانی تنها در کلاسهای رسمی درس نخوانده؛ کلاس اصلی او تاریخ بوده است.
از زنانی که در گذشته تحقیر میشدند اما ستون خانوادهها بودند، تا زنانی که در دهههای پس از انقلاب، میان نقش مادری، تحصیل، مشارکت اجتماعی و حضور سیاسی، تعادل جدیدی ساختند؛ او نقشآفرینی را تمرین کرده است.
دهه ۶۰ به او آموخت چگونه در دل جنگ، هم مقاومت کند، هم خانه را حفظ کند.
دهه ۷۰ به او یاد داد چگونه میان سنت و مدرنیته، هویت مستقل خود را تعریف کند.
دهه ۸۰ و ۹۰ او را وارد میدانهای دانشگاه، رسانه، اقتصاد، و حتی سیاست کرد.
دهه ۱۴۰۰ به او جسارت داد که صدای خود باشد، نه پژواک دیگران.
این رشد تدریجی، امروز او را به نقطهای رسانده که میدان را از آنِ خود میبیند، نه فضایی برای حضورِ تبعی و اضطراری.

۲. سرمایهی دانشی زن ایرانی: سواد، تحلیل و آگاهی ملی
بر اندک مداقه ای در چند دهه گذشته میتوان به وضوح مشاهده کرد:
نرخ حضور زنان در دانشگاهها برای سالها بیش از ۵۰ درصد بوده؛
زنان در رشتههای علوم انسانی، اجتماعی و مهندسی جایگاههای کلیدی بهدست آوردهاند؛
سهم زنان در جامعه کارشناسی کشور پیوسته رو به افزایش بوده است؛
نقش زنان در سازمانهای مردمنهاد، رسانه و تولید دانش، تحولی کمنظیر ایجاد کرده است.
این حجم از سرمایه دانشی، همراه با حضور فعال در فضای عمومی، از زن ایرانی چهرهای ساخته که قدرت تحلیل سیاسی و اجتماعی دارد و میتواند تشخیص دهد که امنیت ملی، خط قرمز خانه و آیندهی فرزندانش است.

۳. تجربه تاریخی زنان ایران: از پشت جبهه تا پیشانی مقاومت
وقتی تاریخ را ورق میزنیم، الگوی زن ایرانی تنها «یار» نبوده، پیشرو بوده است:
در جنگ تحمیلی، او ستون تدارک و پشتیبانی بود. و در بحرانهای طبیعی، زن ایرانی اولین نیروی سازماندهندهی جامعه محلی بوده است.
در مقاطع سیاسی و اجتماعی، زن ایرانی در بزنگاهها تعیینکننده بوده: تظاهرات، انتخابات، فعالیتهای مدنی و خیریههاو...
زن ایرانی در میدانهای واقعی زندگی بارها تمرین کرده است که چگونه هنگامی که مردان مشغول جنگ سختاند، او جبهه نرم را اداره کند؛ و وقتی پای دفاع از وطن در میان است، خود پیشقراول باشد.
این تجربههای تکرارشونده، او را از حاشیه به «موقعیت راهبری» رسانده است.

۴. چرا امروز زن ایرانی پیشتاز میدان است؟
پاسخ، یک جمله است اما پشتوانهاش یک تاریخ:
زن ایرانی، مادر امنیت است.
او بهتر از هر کس دیگری تهدید را درک میکند؛ چون میداند امنیت یعنی سقف بالای سر خانواده، یعنی آینده فرزندان، یعنی ثبات کشور.
زن ایرانی پیشتاز میدان شده چون:
قدرت تحلیل خطر دارد؛
حافظ خانواده است اما در عین حال کنشگر جامعه؛
سالهاست تعادل بین احساس و عقل را در مدیریت خانه و جامعه تمرین کرده؛
و مهمتر از همه: حب وطن برای او نه شعار، که غریزه است.
وقتی امنیت وطن تهدید شود، برای زن ایرانی، این تهدید نه سیاسی، بلکه «وجودی» است؛ به همین دلیل با جسارت، مسئولیتپذیری و صلابت، خانوادهاش را نیز با خود به میدان میآورد.

۵. زن ایرانی؛ امروز صحنهگردان و راهبر میدان
حضور امروز زنان در خیابانها و پرچم در دست، در کنار همسر و فرزند نشانه یک تحول بنیادین در جامعه ایران است:
زن ایرانی از پیروی گذشته عبور کرده و به رهبری رسیده است.
او نه هوادار صرف، بلکه صحنهگردان تحولات اجتماعی شده است.
در روز حمله به کشورش، او اولین کسی بود که به خیابان آمد.
او پیام واحدی را فریاد میزند: «امنیت وطن از امنیت خانه جدا نیست.»
این حضور، نهفقط نماد حماسه، بلکه شاخص بلوغ تمدنی است؛ جامعهای که زنانش چنین میایستند، شکستپذیر نیست.
و در پایان باید گفت: ایران با این زنان، میایستد و پرچم نمی افتد.
به امید ایران پیروز
عابدین سیاحت اسفندیاری
ارسال نظرات