تجسس دیجیتال؛ تهدیدی برای کرامت انسانی
اشاره: در عصر دیجیتال و گسترش شبکههای اجتماعی، مفهوم ارتباطات انسانی دستخوش تحولات بنیادینی شده است. تفاوتهای فردی که روزگاری به عنوان یک اصل بدیهی در روابط اجتماعی مطرح بود، اکنون در حال کمرنگ شدن است. این مسئله نه تنها بر کیفیت ارتباطات تأثیر گذاشته، بلکه پیامدهای روانشناختی و اجتماعی عمیقی برای جوامع به همراه داشته است.
در راستای بررسی ابعاد این پدیده، خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، گفتوگویی تفصیلی با حجتالاسلام علی مخدوم، استاد دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام و پژوهشگر حوزه علوم ارتباطات اسلامی انجام داده است. این گفتوگو در دو جلسه برگزار شده و محورهای مختلفی از جمله مبانی هستیشناختی تفاوتهای فردی، نقش ابهام در اضطراب انسانی، تأثیر شبکههای اجتماعی بر ارتباطات، و راهکارهای اسلامی برای مدیریت این چالشها را در بر میگیرد.
مشروح این گفتوگو در ادامه خواهد آمد:
مبانی نظری تفاوتهای فردی
رسا ـ نخستین اصلی که در فصل شناخت ارتباط مطرح شد، موضوع تفاوتهای فردی بود. لطفاً توضیح بفرمایید که این اصل چه جایگاهی در هستیشناسی ارتباط دارد؟
همانطور که اشاره شد، اولین اصل از اصول دهگانهای که در فصل شناخت ارتباط و هستیشناسی ارتباط مطرح گردیده، موضوع تفاوتهای فردی بود. این اصل به ظاهر بدیهی به نظر میرسد؛ همه ما میدانیم که انسانها با یکدیگر متفاوتاند و این تفاوتها واقعیتی انکارناپذیر در زندگی بشر است.
از منظر هستیشناسی ارتباط، این واقعیت باید مورد توجه جدی قرار گیرد. اما نکتهای که در دنیای امروز و بهویژه در عصر شبکههای اجتماعی و دنیای شبکهای شده، این است که این اصل بدیهی به تدریج در حال کمرنگ شدن است. برخی از فیلسوفان معاصر به این موضوع اشاره کردهاند که در دنیای جدید، تفاوتهای فردی کمرنگتر میشود.
دو نکته مهم در اینجا مطرح است. نخست، نکته هستیشناختی درباره تفاوتهای فردی و دوم، نکتهای در حوزه معرفتشناسی. در بُعد شناختی، انسانها زمانی که با ابهام مواجه میشوند و شناخت کافی از وضعیت ندارند، این عدم قطعیت برایشان آزاردهنده است و نوعی اضطراب ایجاد میکند.
وقتی این دو اصل را در کنار یکدیگر قرار میدهیم، نتیجهای حاصل میشود که در دنیای جدید رفتارهای خاصی را شکل داده و به تدریج عادی شده است. این نتیجه همان کنجکاوی درباره دیگران است که در ادامه به تفصیل درباره آن سخن خواهم گفت.
کنجکاوی درباره دیگران
رسا ـ اشاره فرمودید که کنجکاوی درباره دیگران یکی از نتایج تقاطع این دو اصل است. لطفاً بیشتر توضیح دهید.
درباره کنجکاوی انسانها نسبت به یکدیگر میتوان بسیار سخن گفت. چرا انسانها اینقدر نسبت به هم کنجکاوند؟ بهویژه در دنیای جدید و در شبکههای اجتماعی، چرا اخبار زندگی افراد مشهور بیشترین بازدید را دارد؟
البته ممکن است این مسئله برای برخی افراد صدق نکند، اما وقتی به برآیند کلی یک جامعه در شبکههای اجتماعی نگاه میکنیم، میبینیم که چنین رفتاری قابل انتظار است. مردم در صفحات اجتماعی یکدیگر کاوش میکنند و پیگیری میکنند.
بعضی از پلتفرمها مانند اینستاگرام، اساساً فلسفه وجودیشان این است که زندگی شخصی افراد را نمایان کنند. البته کاربردهای دیگری هم وجود دارد. برخی از کاربران صفحاتی دارند که کاملاً آموزشی است و صاحب پیج اطلاعات شخصیاش را در آنجا مطرح نمیکند. حتی گاهی در کلیپها یا عکسهایشان، حتی نام خودشان را هم روی ویدیو یا تصویر مارک نمیکنند.
اما برآیند عمومی استفاده از چنین پلتفرمی این است که مردم به دنبال اخباری درباره سبک زندگی افراد هستند. از سلبریتیها گرفته تا کاربران عادی، بسیاری تلاش میکنند بازدید صفحه خود را بالا ببرند. برای رسیدن به این هدف، برانگیختن حس کنجکاوی مخاطبان بسیار جذاب است.
رسا ـ آیا میتوان گفت که این پلتفرمها از کنجکاوی انسانها سوءاستفاده میکنند؟
بخشی از تبلیغات این پلتفرمها نیز مبتنی بر همین موضوع یعنی برانگیختن کنجکاوی است. پاسخ ساده و سطحی به این مسئله میتواند این باشد که انسانها ذاتاً اینگونه هستند و پلتفرمهایی که به کنجکاوی مردم میپردازند، در واقع محیطی برای جذب مخاطبان و کسب درآمد فراهم کردهاند.
اما پاسخ عمیقتر در تقاطع همان دو اصلی است که اشاره کردم: یک نگاه اجتماعی و جامعهشناختی که تفاوتهای میان افراد را برجستهتر میکند، در کنار یکی از مهمترین عوامل اضطراب انسانها یعنی ابهام و عدم شناخت. در تقاطع این دو، انسانها با پدیدههای متنوعی مواجه میشوند.
نگاه فلسفی به دیگری
رسا ـ در این زمینه، نگاه فلسفی چه کمکی به ما میکند؟
از منظر فلسفی و در اندیشه ارتباطات، نگاه به دیگری امری بسیار مهم است. امانوئل لویناس، فیلسوف فرانسوی معاصر، تأکید فوقالعادهای بر شناخت دیگری دارد. در کتابهای مختلفش، از دیگری سخن گفته است. در ایران نیز آقای مسعود اولیا کتابی درباره این اندیشه نوشتهاند با عنوان «کشف دیگری».
یکی از مباحث محوری لویناس این است که ارتباط و ارتباط اصیل زمانی صورت میگیرد که بخواهیم دیگری را ببینیم. این دیدن میتواند ظاهری و بصری باشد یا به معنای هرگونه مشاهده و به حساب آوردن. بر اساس نگاه او، ارتباط مبتنی بر دیگری یعنی شناخت دیگری، توجه به وجود و چهره دیگری.
نکته قابل توجه این است که اگر آن دیگری هیچ تفاوتی با ما نداشته باشد و کپی برابر اصل خودمان باشد، این علاقه ایجاد نمیکند که ما با او آشنا شوم. آشنایی ما ناشی از این است که تفاوتی را احساس میکنیم. این تفاوت را نباید تقلیل داد و فقط جنبههای مشترک را در نظر گرفت.
آنچه ما در تفاوت و اختلاف بین افراد متوجه میشویم، باعث ایجاد ارتباط میشود.
رسا ـ آیا پیش از لویناس نیز کسی به این موضوع اشاره کرده است؟
البته این نگاه فلسفی ارزشمند است، اما پیش از لویناس و حتی پیشتر از او، قرآن کریم درباره اختلاف انسانها سخن گفته است. در آیهای میفرماید: « وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِلْعَالِمِينَ » یعنی از نشانههای خداوند اختلاف زبانها و رنگهای شما است؛ قطعاً در این امر، نشانههایی برای جهانیان وجود دارد.
این آیه شریفه سه نکته مهم دارد: نخست، بزنگاه اصلی همان اختلاف زبانها و رنگهاست. توجه کنید که این تفاوت را حادثه تاریخی نمیداند، بلکه میفرماید از نشانههای بزرگ الهی است. دوم، این تفاوت را در کنار شناخت آفرینش قرار داده است. سوم، میفرماید این تفاوتها برای همه جهانیان است، نه فقط برای متخصصین.
پس در قرآن کریم، اصل تفاوت بین افراد هم به رسمیت شناخته شده و هم جدی گرفته شده و هم در نگاه هستیشناختی برای همه انسانها مورد توجه است.
نظریه زبان خاموش ادوارد هال
رسا ـ در مباحث ارتباطات، نظریهای وجود دارد که به تفاوتهای فرهنگی میپردازد. میتوانید درباره آن توضیح دهید؟
بله، یکی از متفکران مشهور حوزه ارتباطات، ادوارد هال است که نظریهای به نام «زبان خاموش» دارد. این نظریه جدید نیست و مربوط به اواسط قرن بیستم است. سال ۱۹۵۹ تفاوتهای فرهنگی را توضیح داده است.
به اعتقاد او، برای درک تفاوت بین انسانها باید چند مفهوم را مد نظر داشت. فرهنگها به دو دسته تقسیم میشوند: فرهنگهای پرزمینه و فرهنگهای کمزمینه.
رسا ـ منظور از فرهنگهای پرزمینه چیست؟
فرهنگهای پرزمینه شامل کشور خودمان ایران و تمدن ایرانی، همچنین کشورهایی مانند ژاپن، چین، هند و برخی کشورهای عربی هستند. در این فرهنگها، معنای زیادی در ظاهر سخن نیست، بلکه در جنبههای فراارتباطی نهفته است: زمینه، رابطه، لحن، سکوت، حالتهای چهره. این موارد در فرهنگهای پرزمینه بسیار اهمیت دارند.
مثلاً در مورد نه گفتن و مهارت نه گفتن، در فرهنگ پرزمینه وقتی میگویید راحت بگویید نه، برای افراد این کار سخت است. دلیلش این است که در ادب و فرهنگ و سنت ما، نه گفتن ساده نیست و نمیتوان به راحتی این اصل روانشناختی را به کار برد.
رسا ـ در مقابل، فرهنگهای کمزمینه چه ویژگیهایی دارند؟
در مقابل، فرهنگهای کمزمینه معمولاً سابقه تمدنی طولانی ندارند. در این فرهنگها، عدم صراحت و عدم وضوح گاهی ناپسند است، در حالی که در فرهنگهای پرزمینه این امر گاهی ارزشمند است. در ادبیات ما، سبکهایی که ایهام بیشتری دارند، مانند غزلهای حافظ یا اشعار صائب تبریزی، جذابیت خاصی برای مردم دارند.
در فرهنگهای کمزمینه، معنا سریع و کامل بیان میشود. اگر بگویند نه، یعنی نه؛ اگر تعارف کنند، یعنی تعارف میکنند.
رسا ـ هال چه شاخصهایی را برای تفاوت فرهنگها بیان کرده است؟
هال سه شاخص را بیان میکند: نخست، فرهنگهای پرزمینه در مقابل فرهنگهای کمزمینه. دوم، فاصله شخصی. سوم، تفاوت در تجربه زمان.
درباره فاصله اجتماعی باید گفت که در کشورهای خاورمیانه و آمریکای لاتین، فاصله اجتماعی کمتر است. یک شهروند عرب اگر بخواهد با شما صحبت دوستانه کند، به شما نزدیک میشود. اما در فرهنگهای اروپایی و آمریکایی، فاصله اجتماعی بیشتر است و اگر به آلمانی یا آمریکایی نزدیکتر شوید، احساس ناراحتی میکند.
درباره زمان نیز، در فرهنگهای خطی، برنامه بسیار مهم است و تخطی از قرارداد ممکن نیست. زمان را نمیتوان هدر داد چون جایگزینپذیر نیست. اما در فرهنگهای چندمعنایی زمان، افراد حاضرند در یک زمان چند کار را انجام دهند.
تقاطع تفاوتهای فردی و ابهام
رسا ـ اکنون چگونه این مباحث به هم مرتبط میشوند؟
حالا برگردیم به بحث اصلی یعنی تقاطع تفاوتهای فردی با ابهام و عدم قطعیت. همانطور که گفته شد، انسانها از موقعیتهای ابهامآلود مضطرب میشوند. این یک جنبه از اضطراب شناختی است. وقتی میخواهید وارد جمعی شوید، نمیدانید باورها و نظراتشان چگونه است. از سوی دیگر، عدم قطعیت رفتاری وجود دارد؛ یعنی نمیدانید واکنش بعدی آنها چیست.
اضطراب ناشی از ابهام باعث میشود انسانها به دنبال کاهش آن بروند. برای رفع اضطراب، به دنبال اطلاعات میروند. اگر این اطلاعات از مسیر اخلاقی خارج شود، در مرز غیراخلاقی به نام تجسس قرار میگیرد.
یعنی برای کاهش اضطراب، وارد حریم پنهان دیگران میشویم. مثلاً قبل از ورود به یک جمع، میایستیم و میبینم مکالماتشان چیست.
رسا ـ نتیجه این تقاطع چیست؟
پس در تقاطع دو اصل هستیشناختی و معرفتشناختی، اتفاقاتی در جوامع امروزی میافتد که ناراحتکننده و دردناک است: تجسس صورت میگیرد، کرامت انسانی گاهی نادیده گرفته میشود، اعتماد کاهش مییابد، توهین و تخریب شکل میگیرد، غیبت میشود، تحمل نسبت به مخالفان کم میشود، حریم و حرمت افراد کاهش مییابد، و راز دیگران افشا میشود.
نقش هوش مصنوعی و الگوریتمها
رسا ـ در دنیای امروز، نقش هوش مصنوعی و الگوریتمها در این مسائل چیست؟
مرحله بدتر این است که در جامعه شبکهای امروز، الگوریتمهای هوش مصنوعی به کمک پلتفرمها آمدهاند. این الگوریتمها محیط را طوری نشان میدهند که تفاوتها کمتر به چشم بیاید و افراد را به هم شبیهتر جلوه میدهند.
یادآوری میشود که ارتباط زمانی شکل میگیرد که دو سوژه متفاوت باشند. تفاوتهایی باید وجود داشته باشد. اما مردم علاقه دارند تفاوتهای جزئی را بیابند. اگر تفاوت خیلی زیاد باشد، جذب یکدیگر نمیشوند. یکی از جنبههای جذب افراد، زمانی است که مشابهتهایی وجود دارد.
الگوریتمهای هوش مصنوعی میآیند و برای نگهداشت کاربران، محیط را طوری نشان میدهند که پستها و مطالبی که علاقه بیشتری به آنها دارید به شما نشان داده میشود. تفاوتها را حذف میکنند و محتوایی که با باورها و علایق شما نزدیکتر است نمایش داده میشود.
رسا ـ نتیجه بلندمدت این وضعیت چیست؟
نتیجه بلندمدت این وضعیت چیست؟ افراد در مواجهه با دیگری متفاوت فلج میشوند. یعنی وقتی کاربری میبیند با کسی که عقیده مخالف دارد، به سرعت موضع میگیرد یا آن کاربر را حذف میکند و به حرفش گوش نمیدهد. برخی کاربرها خیلی سریع به توهین روی میآورند.
یکی از چالشهایی که این پلتفرمها در جامعه ما ایجاد کردهاند، دقیقاً همین است. برخی افراد به سبب ترس از توهین و تخریب دیگران، موضع نمیگیرند و حق خود را نمیگیرند.
الگوریتمها نتایج مطلوب را تحویل میدهند و به مرور زمان، آدم احساس میکند همه مثل او میاندیشند. مثلاً فکر میکند جامعه ایرانی همه مخالف نظام هستند یا درباره وقایع خاصی، فکر میکند همه دارند میگویند کشتار صورت گرفته است. وقتی قدرت فکر کردن درباره اینکه شاید اینگونه نباشد را از دست میدهد، ماهیچههای ارتباطیاش ضعیف میشود و تحمل تفاوت را ندارد.
در نتیجه، وقتی فردی با تفاوت مواجه میشود، میریزد و بلاکش میکند یا رفتارهای غیراخلاقی انجام میدهد.
منظر دینی به این مسئله
رسا ـ از منظر علوم ارتباطات مدرن و همچنین از نگاه دینی، این مسائل چگونه ارزیابی میشوند؟
از منظر علوم ارتباطات مدرن، فضای مجازی طوری طراحی شده که ذاتاً استخراج داده میکند. اگر این کار بدون اجازه افراد باشد، تجسس محسوب میشود. ورود به حوزه خصوصی افراد، سرک کشیدن به زندگی یکدیگر در این فضا، دیگر ناهنجاری نیست، بلکه یک مدل کسبوکار شده است.
شاید در برخی امور که در دنیای امروز کاملاً مشروع دیده میشود، به مرور زمان نتوانیم حرف عادی اخلاقیمان را بزنیم.
اگر کاربر احساس کند دائماً تحت نظارت و تجسس است، اضطراب دائمی خواهد داشت. این موارد آرامآرام به سمتی میرود که افراد عامدانه خودسانسوری کنند و مراقب باشند چیزی از دیوار نیاید. استقلال واقعی از بین میرود و برای جامعه، ناایمنی فراهم میشود.
رسا ـ آیا قرآن کریم در این زمینه راهکاری ارائه کرده است؟
بله، آیه دیگری از سوره حجرات داریم که میفرماید: «یا ایها الذین آمنوا اجتنبوا کثیراً من الظن ان بعض الظن اثم و لا تجسسوا». یعنی ای کسانی که ایمان آوردهاید، از بسیاری از گمانورزیها اجتناب کنید چون برخی گمانها گناه است و تجسس نکنید.
اسلام برای مدیریت این اضطراب شناختی، نمیآید بگوید فقط تجسس را کنترل کنید، بلکه استراتژی حسن ظن یعنی ساختن اعتماد پیشفرض و نهی از واکاوی پنهان نسبت به دیگران را توصیه میکند.
تفاوت تجسس و تعارف
رسا ـ میتوانید تفاوت بین تجسس و تعارف را توضیح دهید؟
تجسس یعنی واکاوی اطلاعاتی که اگر به اختیار خودتان باشد، شاید دوست نداشته باشید دیگران به آن دسترسی داشته باشند. مثلاً کسی که دلش نمیخواهد کسی به اطلاعاتش دسترسی داشته باشد، این یک حالت پنهانی است.
در پلتفرمها و اطلاعاتی که از افراد داخل پلتفرم وجود دارد، چیز پنهانی نیست چون در دسترس است. اما در معنای وسیع، میتواند تجسس محسوب شود. هر جستجویی که بدون اجازه صاحبش باشد یا بدون اجازه بخواهد اطلاعاتی را افشا کند، میتواند تجسس باشد.
گمانورزی به خاطر ابهام ایجاد میشود و گاهی با قضاوت منفی همراه است. سپس برای رفع ابهام، به دنبال اطلاعات میرود. گاهی این عمل میتواند تا حریم افراد پیش برود و زمینهساز غیبت و افشاگری شود.
رسا ـ میتوانید مثالی بزنید؟
مثلاً به سبب علاقهای که به کسی دارید، ممکن است پروفایلش را باز کنید و نگاه کنید ببینید عکسی از خودش هست یا نه. این کار را میکنید نه برای قضاوت کردن، بلکه برای دیدن. اما اگر این روند ادامه پیدا کند و به دنبال اطلاعات جدید باشید و آنها را کنار هم بگذارید، میتواند به غیبت و افشاگری منجر شود.
به مرور زمان، این وضعیت امنیت روانی جامعه را تضعیف میکند و جامعه ناآرامتر میشود. بخشی از ناآرامی نسل جدید، به استفاده بیقید و شرط از پلتفرمها برمیگردد.
آیه لتعارفوا
رسا ـ آیه دیگری در این زمینه وجود دارد؟
بله، آیه ۱۳ سوره حجرات: «یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقیکم». یعنی ای مردم، ما شما را از مرد و زن آفریدیم و شما را به امتها و قبایل تقسیم کردیم تا یکدیگر را بشناسید. گرامیترین شما نزد خداوند پرهیزکارترین شماست.
نکته اینجاست که آن تجسس و روند مبتنی بر کنجکاوی، ارتباطات سالم را از بین میبرد. ارتباطات سالم، تعاملی است که در آن گرفتار حبابهای فیلتر که الگوریتمها میسازند، نیستیم. وقتی تعامل واقعیتر باشد، کرامت انسانی بهتر لحاظ میشود و حریم خصوصی افراد رعایت میشود.
کرامت انسانی ایجاب میکند که انسان جای خطا کردن داشته باشد. وقتی تجسس دیجیتال شکل نگیرد، گذشته آدم منجمد نمیشود و خلوت انسان به عرصه عمومی کشیده نمیشود.
رسا ـ پیامدهای منفی این وضعیت برای افراد چیست؟
انسانی که اسیر دنیای پلتفرمها میشود، همان احتاطی که باید رعایت کند را نمیکند و اصلاً نمیداند نباید حریم خصوصیاش را در عرصه بگذارد. آرامآرام، نگاه دیگران به او برده میشود. برای اینکه لایک بیشتری بگیرد یا توجه بیشتری جلب کند، کارهایی میکند که تأیید دیگران را بیشتر به خودش جلب کند. این خلاف کرامت ذاتی انسانی است و عملاً آدم را به سمتی میبرد که به جای درک تفاوتها، وارد رقابت ناسالم میشود و همیشه دوست دارد خودنمایی کند.
رسا ـ در پایان، چه پیامی برای مخاطبان دارید؟
هر انسانی حق دارد خودش باشد. این شعاری است که در دنیای مدرن هم داده میشود. بله درست است، به شرط اینکه حریمش محفوظ باشد. تفاوت دیگری نیاز به توضیح ندارد و میتواند متفاوت باشد. این هم محترم است و مرزهای کرامت این را محترم میشناسند، به شرطی که تعدی به این مرزها نشود.
حرف پایانی این است که در ارتباطات دنیای امروز، دو نوع آشنایی و ارتباط وجود دارد: یکی از جنس تجسس که مذموم است و دیگری تعارف و تعامل مثبت که مطلوب است.
در تجسس، انگیزه کنترل یا قضاوت دیگران است. در تعامل مثبت، انگیزه یادگیری و رشد است. هدف در تجسس، رفع اضطراب درونی است. در تعارف، هدف درک دیگری و شناخت بهتر دنیاست. روش در تجسس، جمعآوری پنهان اطلاعات است. در تعارف، تعامل باز و صادقانه است.
نتیجه تجسس، نقض حریم خصوصی افراد است. در تعارف، غنیسازی ارتباط و ارتقای آن است.
امیدوارم این بحث برای شما مفید باشد و خداوند به همه ما توفیق دهد که ارتباطاتی اخلاقیتر و بهتر با اطرافیانمان برقرار کنیم.
رسا ـ بسیار سپاسگزاریم از وقتی که اختصاص دادید.
سلامت باشید. انشاءالله.