تبیین مدلی برای فهم و تحلیل لایههای گوناگونی که در ارتباطات میانفرهنگی تأثیرگذار است
حجتالاسلام علیاصغر اسلامی تنها، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم (علیهالسلام)، در گفتوگوی اختصاصی خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، به تبیین جامع مدل ارتباطات میانفرهنگی پرداخت و با استناد به نظریات جیمز نویلیپ دركتاب ارتباطات ميان فرهنگي: رویکرد میانفرهنگی ، لایههای مختلف تأثیرگذار بر تعاملات فرهنگی را تشریح کرد.
وی اظهار داشت: ارتباطات میانفرهنگی فراتر از یک تبادل کلامی ساده است و نیازمند درک عمیق از زمینههای فرهنگی، ادراکی و محیطی است تا از سوءتفاهمهای ناشی از تفاوتهای فرهنگی کاسته شود.
ارتباطات: فرآیندی نمادین و پویا
حجتالاسلام اسلامیتنها در ابتدای این گفتوگو با اشاره به ماهیت ارتباطات، گفت: ارتباطات یک فرآیند پویا و نمادین است که در آن افراد در حال مبادله نشانهها و اشتراکگذاری معنا هستند. وقتی دو فرد از فرهنگهای متفاوت، مانند یک رهبر روس و یک رهبر ایرانی، با هم سخن میگویند، تنها زبان فارسی یا روسی ابزار کار نیست؛ بلکه لباسهای رسمی، نحوه ایستادن، تماس چشمی و حتی چیدمان میز جلسه، همگی در فرایند پیامرسانی مداخله میکنند.
وی افزود: این افراد لزوماً زبان یکدیگر را به صورت بومی بلد نیستند و از مترجم استفاده میکنند، اما بخش بزرگی از ارتباط آنها از طریق کدهای غیرکلامی صورت میگیرد. لبخند، دست دادن و وضعیت بدنی، پیامهایی را منتقل میکنند که فراتر از کلمات است. بنابراین، تحلیل ارتباطات میانفرهنگی نیازمند واکاوی این کدهای کلامی و غیرکلامی است.
هفت لایه تاثیرگذار در مدل ارتباطات میانفرهنگی
حجت الاسلام اسلامیتنها با اشاره به مدل جامع جیمز نویلیپ، هفت لایه اصلی که بر ارتباطات میانفرهنگی تاثیر میگذارند را تشریح کرد.
وی بیان داشت: مدل نویلیپ ارتباطات را در هفت لایه دستهبندی میکند که از بزرگترین لایه یعنی "زمینه فرهنگی کلان" آغاز شده و به "کدهای غیرکلامی" ختم میشود. درک این لایهها برای هر تعامل فرهنگی ضروری است.
۱. زمینه فرهنگی کلان (Macro-cultural Context):
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم (ع) توضیح داد: بزرگترین لایه، نظام معنایی، ارزشی و فلسفی فرهنگهاست. وقتی یک فرد شرقی با یک فرد غربی ارتباط برقرار میکند، تفاوت در مبانی انسانشناختی، معرفتشناختی و نگاه به جهان، بر کل تعامل سایه میاندازد. این لایه تعیین میکند که هر فرهنگ چگونه به انسان، طبیعت و زمان نگاه میکند.
۲. زمینه خردهفرهنگ (Micro-cultural Context):
حجت الاسلام اسلامیتنها ادامه داد: هر فرد بخشی از یک خردهفرهنگ خاص است، مانند محیط سیاسی، دانشگاهی یا تجاری. فضای تعاملات دیپلماتیک با فضای یک کنفرانس دانشگاهی متفاوت است. هر خردهفرهنگ هنجارها و پروتکلهای خاص خود را دارد که رفتارپذیری را تنظیم میکند.
۳. زمینه محیطی (Physical Context):
وی با مثال دیدارهای دیپلماتیک توضیح داد: محیط فیزیکی و چیدمان فضا، پیامهای قدرتمندی دارد. مثلاً چیدمان یک میز بزرگ در دیدارهای رسمی میتواند به عنوان نشانهای از فاصلهگیری یا برتری تعبیر شود و در رسانهها بازتاب گستردهای پیدا کند. محیط خنثی نیست، بلکه بخشی فعال از ارتباط است.
۴. زمینه ادراکی (Perceptual Context):
این کارشناس ارتباطات بر نقش روانشناسی اجتماعی تاکید کرد: ادراک اجتماعی شامل سه مرحله است: دریافت نشانههای غیرکلامی، اسناد (علتیابی رفتارها) و مدیریت برداشتها. شناخت فرد از فرهنگ خودش و فرهنگ طرف مقابل، مستقیماً بر تفسیر پیامها اثر میگذارد. مثال ملاقات کوفی عنان دبیرکل سازمان ملل با رهبر ایران نشان داد که دانش عمیق از فرهنگ طرف مقابل، میتواند حس احترام و تعادل را ایجاد کند.
۵. زمینه رابطه اجتماعی (Social-relational Context):
حجت الاسلام اسلامیتنها بیان کرد: نوع رابطه (رئیس، دوست، رهبران کشورها) سبک ارتباطی را تعیین میکند. در ارتباطات میانفرهنگی، این لایه با لایههای فرهنگی تداخل پیدا میکند و سطح صمیمیت و رسمی بودن را تنظیم مینماید.
۶ و ۷. کدهای کلامی و غیرکلامی:
وی افزود: در ارتباطات میانفرهنگی، کدهای غیرکلامی اغلب بر کدهای کلامی غلبه دارند. تفاوت در سبکهای ارتباطی (مستقیم در برابر غیرمستقیم) یکی از منابع اصلی تنش است. مثلاً فرهنگهای غربی معمولاً مستقیم و صریح هستند، در حالی که فرهنگهای شرقی و ایرانی بیشتر از ابهام و غیرمستقیمگویی استفاده میکنند.
چالش عدم قطعیت و اضطراب میانفرهنگی
حجتالاسلام اسلامیتنها با تأکید بر چالش اصلی ارتباطات میانفرهنگی، گفت: عدم قطعیت و پیشبینیناپذیری رفتار طرف مقابل، منجر به اضطراب و استرس میشود. در ارتباطات درونفرهنگی، ما پیشبینی بالایی داریم، اما در ارتباطات میانفرهنگی به دلیل تفاوت ارزشها، این پیشبینی دشوار است. این اضطراب میتواند به "ترس میانفرهنگی" منجر شود و مانع برقراری ارتباط موثر گردد.
فرضیات بنیادین ارتباطات میانفرهنگی
وی پنج فرض اساسی را برشمرده و توضیح داد:
۱. غلبه غیرکلامی بر کلامی: حتی با وجود زبان مشترک، اولین لایه ارتباط، غیرکلامی است.
۲. تفاوت در سبک ارتباطی: هر فرهنگ سبک خاص خود را دارد که باید به آن توجه کرد.
۳. ماهیت گروهی ارتباط: ارتباط میانفرهنگی اگرچه بین دو فرد است، اما در حقیقت یک ارتباط گروهی است. هر فرد نماینده فرهنگ خود است و اشتباهات فردی به کل فرهنگ تعمیم داده میشود.
۴. چرخه استرس-سازگاری-رشد: ارتباطات میانفرهنگی یک فرآیند چرخهای است که با استرس آغاز شده، با سازگاری ادامه مییابد و به رشد فرهنگی منجر میشود.
کاربردهای عملی در سه حوزه
حجت الاسلام اسلامیتنها اشاره کرد: این مدل در سه حوزه اصلی کاربرد حیاتی دارد:
۱. تجارت بینالملل: تفاوت در سبکهای ارتباطی و پروتکلهای فرهنگی میتواند منجر به شکست مذاکرات تجاری شود.
۲. حوزه درمان و پزشکی: در توریسم درمانی، درک تفاوتهای فرهنگی در درک درد و ارتباط با پزشک، حیاتی است.
۳. آموزش و دانشگاه: تفاوتهای فرهنگی در سبک یادگیری و ارتباط با استاد، بر موفقیت دانشجویان بینالمللی تاثیر میگذارد.
پیامدها: فرهنگپذیری در برابر شوک فرهنگی
وی با اشاره به خروجیهای ارتباطات میانفرهنگی گفت: نتیجه نهایی میتواند "فرهنگپذیری و توانمندی میانفرهنگی" باشد که فرد را قادر میسازد با تفاوتها کنار بیاید، یا "شوک فرهنگی و تهاجم فرهنگی" که در صورت عدم سازگاری رخ میدهد.
نقش اخلاق در ارتباطات
حجتالاسلام اسلامیتنها در پایان بر نقش اخلاق تاکید کرد و گفت: اصل طلایی اخلاق (آنچه را برای خود میپسندی برای دیگران نیز بپسند) در فضای میانفرهنگی کلیدی است. این اصل به معنای تحمیل ارزشها نیست، بلکه به معنای احترام متقابل و تلاش برای درک عمیقتر است. رویکردهای اخلاقی میتوانند جهتگیری رفتارها را در جهت کاهش تعارضات هدایت کنند و به توانمندسازی میانفرهنگی منجر شوند.
وی در جمعبندی اظهار داشت: درک لایههای مختلف ارتباطات میانفرهنگی، ابزاری قدرتمند برای تحلیل و بهبود تعاملات است. این رویکرد نه تنها در دیپلماسی و تجارت، بلکه در زندگی روزمره برای کاهش تنشها و افزایش همزیستی مسالمتآمیز ضروری است.