۰۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۴
کد خبر: ۸۱۵۱۲۷
دکتر محمدتقی ایمان:

تمدن‌سازی اسلامی نیازمند «تقسیم کار معرفتی» متفاوت با علم مدرن است

تمدن‌سازی اسلامی نیازمند «تقسیم کار معرفتی» متفاوت با علم مدرن است
دکتر ایمان، با اشاره به الزامات پنج‌گانه فلسفی، نظری، منطقی، روش‌شناسی و مدلینگ در هویت‌یابی جوامع گفت: هویت جامعه نبوی، هویت یک نظام‌مندی منحصر به فرد است که پیامبر با خلاقیت هدایت‌شده توسط عقلانیت پایدار، فرهنگ را مدیریت و مناسبات جدیدی ایجاد کرد.
به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، دکتر محمدتقی ایمان، عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز و دبیر محور جامعه‌ شناسی کنگره، در نخستین نشست علمی محور جامعه‌شناسی کنگرهٔ بین‌المللی تجلی ۱۵ قرن نور نبوی در آینه علم و پژوهش با موضوع «هویت اجتماعی جامعه نبوی و نسبت آن با امر فرهنگی و تمدنی»، به تبیین الزامات روش‌شناختی و معرفت‌شناختی در بررسی هویت جامعه نبوی پرداخت.
 
دکتر ایمان اظهار داشت: هویت‌یابی یک جامعه، الزاماتی دارد که باید مورد توجه قرار گیرد؛ از جمله الزامات فلسفی، نظری، منطقی، روش‌شناسی و مدلینگ. کسانی که می‌خواهند هویت جامعه‌ای مانند جامعه نبوی را بررسی کنند، باید این الزامات را به رسمیت بشناسند و متناسب با مبانی اسلامی، بازگشایی نظری و منطقی کنند.
 
عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز با تمایز قائل شدن میان «هویت افراد و گروه‌های اجتماعی» و «هویت نظام اجتماعی» تصریح کرد: آنچه امروز در علم جدید و پژوهش‌های علمی دنبال می‌شود، بیشتر هویت افراد و گروه‌هاست. اما هنگامی که از «هویت جامعه نبوی» سخن می‌گوییم، منظور هویت آن نظام‌مندی زندگی اجتماعی در جامعه نبوی است.
 
وی افزود: فرهنگ بر بستر نظام اجتماعی معنا می‌یابد و نظام اجتماعی نیز متکی به مبانی فلسفی و جهان‌بینی است. بنابراین، برای بررسی هویت نظام اجتماعی، باید از سطح پایین به بالا حرکت کنیم و مبانی فلسفی، نظریه حاکم بر جامعه و چگونگی توضیح رفتار جامعه را مورد بررسی قرار دهیم.
 
جامعه؛ مفهومی مدرن با مبانی فلسفی متفاوت
 
دکتر ایمان با اشاره به اینکه مفهوم «جامعه» عمدتاً تحت تأثیر نظام فکری تجربه‌گرا و اثبات‌گرا شکل گرفته است، گفت: در علوم انسانی، به دلیل مبانی فلسفی متفاوت، اندیشمندان توضیحات مختلفی از عالم انسانی ارائه داده‌اند. وقتی از علم سخن می‌گوییم، باید مشخص کنیم کدام علم را مد نظر داریم؛ علم تجربه‌گرا، علم تفسیری یا علم انتقادی. در مورد جامعه نیز همین گونه است.
 
وی خاطرنشان کرد: نظام‌مندی حاکم بر زندگی اجتماعی جامعه نبوی، یک نظام‌مندی منحصر به فرد بوده است. پیامبر اسلام(ص) ضمن قبول واقعیت‌های موجود، درصدد تغییر آن واقعیت‌ها بر اساس آرمان‌ها و ارزش‌های الهی بود. این مسئله می‌تواند محل بحث علمی جدی در بازسازی هویت جامعه نبوی باشد.
 
عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز با اشاره به مفهوم «امت» تصریح کرد: باید تئوریزه کنیم که چگونه این قبایل توانستند به سمت «امت شدن» حرکت کنند و این «امت» را برای خود قابل فهم سازند. همچنین باید بررسی کنیم که فرایند مسئله‌یابی و حل مسئله در جامعه نبوی چگونه انجام می‌شده است.
 
دکتر ایمان با ارائه یک نمودار شماتیک از نظام اجتماعی اظهار داشت: هر نظام اجتماعی از سه لایه اساسی تشکیل شده است. لایه بنیادین، لایه ارزش‌ها و آرمان‌هاست که هویت فلسفی نظام اجتماعی را تشکیل می‌دهد. لایه میانی، لایه قواعد مناسبات و بستر نظام اجتماعی است که هویت اجتماعی را رقم می‌زند. لایه بالایی نیز لایه کنش‌ها و واکنش‌های انسانی است که هویت فرهنگی را شکل می‌دهد.
 
وی افزود: اگر در لایه فلسفی (جهان‌بینی و ارزش‌ها) دچار مشکل باشیم، با «مسائل پارادایمی و فلسفی» مواجه می‌شویم. اگر لایه میانی (قواعد مناسبات) دچار اشکال باشد، «مسائل اجتماعی» ایجاد می‌شود. و اگر لایه فرهنگی (کنش‌ها) دچار گرفتاری باشد، با «مسائل تحقیقاتی» روبرو خواهیم بود.
 
ثبات و تحول؛ دو روی یک سکه در نظام اجتماعی
 
دکتر ایمان با اشاره به دو نیروی متضاد اما هم‌زمان در نظام اجتماعی تصریح کرد: هر نظام اجتماعی هم دارای «سطح پایداری» است و هم «سطح تحول‌خواهی». سطح پایداری را با «عقلانیت نظام اجتماعی» و سطح تحول‌خواهی را با «خلاقیت نظام اجتماعی» می‌توان توضیح داد. تعامل و تعادل میان این دو، شرط بقا و پویایی یک نظام اجتماعی است.
 
عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز با اشاره به شخصیت پیامبر اکرم(ص) گفت: بر اساس شواهد، پیامبر(ص) نه یک تحول‌خواه بی‌محابا بود و نه یک محافظه‌کار ایستا. ایشان کنشگری بود که با «خلاقیت‌های هدایت‌شده توسط عقلانیت پایدار»، جامعه را مدیریت می‌کرد.
 
وی افزود: متأسفانه در تحلیل‌های موجود از جامعه نبوی، اگر صرفاً به تاریخ‌نگاری توجه کنیم، فاقد قدرت تبیینی فلسفی می‌شویم. اگر الهیات سنتی را مبنا قرار دهیم، توجه لازم به واقعیت‌های اجتماعی متغیر را نداریم. عقلانیت مدرن نیز کنش‌های نبوی را به ابزارگرایی تقلیل می‌دهد و نگاه‌های پست‌مدرن به نسبی‌گرایی حقیقت دچار می‌شوند.
 
دکتر ایمان با اشاره به تفاوت عالم طبیعت و عالم انسانی اظهار داشت: هم در عالم طبیعت و هم در عالم انسانی، دو توانمندی «عقلانیت» و «خلاقیت» وجود دارد، اما کارکرد آنها در این دو عرصه متفاوت است. به لحاظ معرفت‌شناسی نیز، معرفت‌شناسی تابع هستی‌شناسی است.
 
وی افزود: عقلانیت، خصیصه‌ای هستی‌شناختی از انسان است که از طریق معرفت عقل و استفاده از ظرفیت‌های فکری و استدلال عقلی، در قالب تفکر و اندیشه بشری ابراز می‌گردد. خلاقیت نیز خصیصه‌ای هستی‌شناختی از انسان است که از طریق معرفت شهود و استفاده از ظرفیت‌های استفهامی، در قالب کنش‌های بشری ابراز می‌شود.
 
عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز تصریح کرد: تنها موجودی که خداوند خلق کرده و هر دو توانمندی عقلانی و خلاقانه را در او فعال نگه داشته، انسان است. انسان «اشرف مخلوقات» است به این معنا که هر دو خصیصه در او فعال است و به همین دلیل باید مسئولیت را بپذیرد و پاسخگو باشد.
 
منابع معرفتی؛ از حس و عقل تا شهود و معرفت مرجع
 
دکتر ایمان با ارائه نموداری از منابع معرفتی، گفت: ما چهار منبع معرفتی داریم: «عالم حس»، «عقل»، «شهود» و «معرفت مرجع». علم جدید با فعال کردن عالم حس و عقل متکی به معرفت مرجع، معرفت علمی تولید می‌کند. با فعال کردن عالم حس و شهود متکی به معرفت مرجع، معرفت شهودی و عرفانی تقویت می‌شود. با فعال کردن شهود و عقل متکی به معرفت مرجع، معرفت فلسفی تولید می‌شود.
 
وی افزود: در دیدگاه اثبات‌گرایی، مرز بین این منابع معرفتی بسیار شفاف و جدی است. در دیدگاه‌های اومانیستی، مرز بین علم و شهود سیال شده و «علم تفسیری» مطرح می‌شود. در دیدگاه‌های انتقادی (مانند مارکسیسم)، مرز بین فلسفه و علم سیال شده و «علم فلسفی» مطرح می‌شود.
 
عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز با اشاره به اهمیت «معرفت مرجع» در تولید دانش از جامعه نبوی گفت: در مرکز این دایره معرفتی، «معرفت مرجع» قرار دارد که هم فرآیند معرفتی این منابع را تنظیم می‌کند و هم از عالم خارج قابل دریافت است. در جامعه نبوی، عالم وحی و لوح محفوظ می‌تواند در جایگاه معرفت مرجع قرار گیرد.
 
وی تصریح کرد: در دیدگاه اثبات‌گرا، معرفت مرجع عینی، عام و نظم‌گراست. در دیدگاه تفسیری، معرفت مرجع ذهنی، نسبی و منحصر به شرایط است. در دیدگاه انتقادی، معرفت مرجع ذهنی، عام و تحول‌گراست. اما در نگاه اسلامی، معرفت مرجع ما «ذهنی، عام و تعالی‌گرا» است؛ یعنی حقیقتاً کارکرد تعالی را برای انسان به ارمغان می‌آورد
 
دکتر ایمان خاطرنشان کرد: یکی از الزاماتی که در هویت‌یابی جامعه نبوی باید دنبال کنیم، «تقسیم کار معرفتی» است. اینکه در جامعه نبوی، تقسیم کار معرفتی چگونه انجام می‌شده است. اندیشمندان مسلمان باید بنشینند و بررسی کنند که با این حوزه‌های معرفتی (حس، عقل، شهود، معرفت مرجع) چگونه می‌توانیم ارتباط حاصل کنیم و چه نقشه راهی می‌توانیم برای جامعه استخراج‌شده از جامعه نبوی داشته باشیم.
 
عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز تأکید کرد: این سلسله مراتب معرفتی صرفاً در کتاب‌ها خلاصه نمی‌شود، بلکه با زندگی اجتماعی ما درگیر است و در بسترسازی‌های اجتماعی، سازماندهی و بحث‌های خلاقیت نیز قابل مشاهده است.
 
تقسیم کار معرفتی متفاوت برای هویت‌یابی جامعه نبوی
 
وی تصریح کرد: اگر بخواهیم در جامعه نبوی استخراجات معرفتی انجام دهیم، باید به عناصر سلسله مراتب معرفتی توجه بیشتری داشته باشیم؛ اما با یک تفاوت اساسی. در نگاه مبتنی بر جهان‌بینی اسلامی، «خالق مطلق» (خداوند متعال) وجود دارد و پس از آن وارد حوزه‌های تفکر بشری می‌شویم که باید ارتباط خود را با «لوح محفوظ» و خالق متعال قطع نکند.
 
عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز افزود: بنابراین، تقسیم کار معرفتی ما با تقسیم کار معرفتی در علم جدید کاملاً متفاوت خواهد بود. در اینجا باید «اراده خداوند»، «ارتباط خالق و مخلوق»، «برساخته‌های انسانی» و «برساخته‌های الهی» را ملحوظ نگه داریم. همچنین باید از مفاهیمی مانند «اجتهاد» و «ورود به واقعیت‌ها» در چارچوبی منظم و سیستماتیک و متکی بر یک منطق خاص استفاده کنیم.
 
دکتر ایمان در پایان با اشاره به آخرین نمودار خود گفت: در پیکربندی ساختاری فرهنگ در دیدگاه اسلامی که از جامعه نبوی استخراج می‌کنیم، باید بتوانیم عناصری را در خود جای دهیم که هم «اقتدار الهی» را داشته باشیم و هم «اقتضای انسانی» را. این دو باید در یک تعامل بازاندیشانه که مسیر مشخصی را دنبال می‌کند، بتوانند فرآیند تعالی انسان و تعالی جامعه را به دنبال داشته باشند.
 
عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز در خاتمه یادآور شد: تمامی نمودارها و بحث‌های مطرح‌شده، قابل گفت‌وگوی عمیق است و باید ابهامات آنها برطرف شود تا بتوانیم در مسیر هویت‌یابی جامعه مدنی (نبوی)، رصد تمدن اسلامی و ارائه پیشنهادات نظری به جوامع اسلامی، کار عمیق و جدی انجام دهیم.
ارسال نظرات