فیضیه، طلاب و چند روایت از یک مراسم
صبح فیضیه، حالوهوای آغاز یک سال تحصیلی دیگر را داشت؛ حیاط و راهروها آرامآرام از طلبهها پر میشد و در سالن اجتماعات که به اسم نمازخانه هم شناخته میشود برگزار شد. فضای بزرگی که بدون صندلی است و طبیعتا جمعیت را پراکنده می کند. امسال برای دومین سال پیاپی، مراسم آغاز سال تحصیلی حوزههای علمیه در همین سالن برگزار شد؛ سالنی که پیش از این کمتر محل برگزاری چنین مراسمی بود و سالهای گذشته، سالن همایشهای دارالشفای قم میزبان این برنامه بود.
انتقال مراسم از دارالشفا به فیضیه، البته برای همه یکسان نیست. اگر از نگاه خبرنگار و عکاس به ماجرا نگاه کنیم، سالن همایشهای دارالشفا فضای مرتبتر و مناسبتری برای پوشش رسانهای دارد؛ اما برای حاضران، فیضیه حالوهوای دیگری دارد. اینجا بخشی از تاریخ حوزه نفس میکشد و شاید به همین دلیل، برگزاری مراسم آغاز سال تحصیلی در این مدرسه، برای بسیاری از حاضران معنای دیگری پیدا کرده است. اینجا دیگر مشکل عبور در میان حاضرین نشسته بر صندلی وجود ندارد. مشکلی که در همه سالن همایشها مشترک است.
در میان جمعیت، طلاب پایه اول بیشتر از سالهای گذشته به چشم میآمدند. چهرههای جوانی که حالوهوای نخستین روزهای طلبگی را با خود دارند و در کنار طلاب سالهای بالاتر نشسته بودند. شور و حضور این گروه نسبت به سالهای قبل محسوس بود؛ انگار برای آنها این مراسم نه فقط افتتاح یک سال تحصیلی، بلکه شروع رسمی مسیری بود که قرار است چندین سال ادامه پیدا کند.
در دست برخی از طلاب نیز تصاویری دیده میشد؛ از رهبر شهید انقلاب گرفته تا تصاویر سه رهبر جمهوری اسلامی در یک قاب. قاب مراسم، به این ترتیب، همزمان چند نسل از تاریخ حوزه و انقلاب را در خود جای داده بود؛ فیضیهای که خاطرات بسیاری از دهههای گذشته را در خود دارد و طلبههایی که قرار است روایتگر سالهای آینده باشند.
قسمت غمگین این مراسم نیز پخش سخنان رهبر شهید انقلاب حضرت آیت الله سیدعلی خامنه ای در خصوص طلاب و حوزویان بود؛ یاد ایشان در سخنان سخنرانان برجسته بود و جای او در قلب حوزویان همیشه محفوظ است.
پیش از آنکه سخنرانیهای اصلی آغاز شود، فضای مراسم برای دقایقی رنگ دیگری گرفت. همزمان با سالروز ورود حضرت معصومه(س) به قم، شعرخوانی و مداحی برگزار شد و حالوهوای مناسبتی بر سالن حاکم شد. بعد از آن، مراسم به روال رسمی خود بازگشت؛ تریبون، سخنرانان و البته خبرنگارانی که از همان ابتدا مشغول ثبت جملهها و لحظههای مراسم بودند.
آیتالله علیرضا اعرافی در ابتدای سخنانش اشارهای به حضور حضرت آیتالله سبحانی داشت و گفت منتظر آمدن ایشان است و تا آن زمان سخنانش را ادامه خواهد داد. در میانه صحبت، حضرت آیتالله سبحانی وارد سالن شد و فضای مراسم برای لحظهای متوجه ورود او شد. اعرافی پس از آن، علاوه بر بیان رسالتهای حوزه، سراغ فهرستی از اقدامات انجامشده و برنامهها و ضرورتهای پیش روی حوزه رفت؛ از تحول در ساختارهای آموزشی و پژوهشی گرفته تا نقش اجتماعی حوزه و ضرورت حضور در صحنه.
حضرت آیتالله سبحانی اما وقتی پشت تریبون قرار گرفت، سراغ آیه «نفر» رفت؛ آیهای که بهانهای شد تا از رسالت اصلی حوزه بگوید. روایت او از این آیه در نهایت به یک تصویر ساده رسید: عدهای باید برای آموختن به قم بیایند و پس از تفقه در دین، به شهر و دیار خود بازگردند و مردم را آموزش دهند. از قم به شیراز و کرمان و دیگر شهرها؛ حوزه قرار نیست همه طلاب را در قم نگه دارد.
در سخنان این مرجع تقلید، تبلیغ هم جایگاه ویژهای داشت. او از اینکه تبلیغ به عنوان یک رشته تخصصی مورد توجه قرار گرفته، استقبال کرد و از مدیر حوزههای علمیه خواست این بخش را مانند دیگر تخصصها جدی بگیرد. برای تأکید بر این حرف، خاطرهای از مرحوم کافی و یک راننده تاکسی را هم نقل کرد؛ رانندهای که گفته بود اگر آن روحانی نبود، روزه نمیگرفت. خاطره کوتاه بود، اما منظور روشن: گاهی اثر یک مبلغ از آنچه در آمار و جدولهای آموزشی ثبت میشود، فراتر میرود.
حضرت آیت الله سبحانی در بخش دیگری از سخنانش به تعطیلات آموزشی حوزه اشاره کرد؛ تذکری صریح و البته آشنا برای اهل حوزه. او گفت تعطیلات ناخواسته سالهای گذشته به آموزش آسیب زده و باید کاری کرد که کلاسها به هر عنوانی تعطیل نشوند. در کنار این تذکر، بر حفظ جایگاه فقه و اصول در میان رشتههای تخصصی هم تأکید کرد؛ تخصصها باید گسترش پیدا کنند، اما فقه و اصول همچنان باید اصل باشد.
در پایان سخنانش، حضرت آیتالله سبحانی از یک تغییر که اتفاقاً در همان مکان قابل مشاهده بود، تقدیر کرد. او از بازگشت فیضیه و دارالشفا به مرکزیت گذشته خود و همچنین توجه دوباره به مدرسه آیتالله گلپایگانی تشکر کرد. شاید انتخاب همین جملهها در فیضیه، آن هم در مراسم آغاز سال تحصیلی، بیارتباط با فضای مراسم نبود؛ مدرسهای که در سالهای گذشته تنها یک ساختمان آموزشی نبوده و برای حوزه، بخشی از هویت تاریخی آن به شمار میرود.
در گوشهوکنار سالن اما روایت دیگری هم جریان داشت؛ روایت خبرنگاران و عکاسانی که تقریباً هیچوقت فرصت نشستن آرام و کامل در مراسم را ندارند. از لحظه ورود سخنرانان تا جابهجاییها و ثبت تصاویر طلاب، دوربینها مرتب بالا میرفت و پایین میآمد و خبرنگاران تلاش میکردند از میان سخنان طولانی، جملهای را که ارزش تیتر شدن دارد پیدا کنند.
گزارشهای آماری نیز بخش قابل توجهی از مراسم را به خود اختصاص داد. از بیش از ۵۰۰ واحد آموزشی و هزاران استاد فعال گرفته تا آمار طلاب، دروس خارج، مراکز تخصصی، پایاننامهها و فعالیتهای پژوهشی. معاونان آموزش حوزههای علمیه، هرکدام بخشی از تصویری را ارائه کردند که نشان میداد حوزه امروز تنها به کلاس درس و مدرس محدود نیست و شبکهای گسترده از آموزش، پژوهش، تبلیغ، تربیت و فعالیت اجتماعی را دنبال میکند.
آغاز سال تحصیلی امسال در فیضیه، در نهایت تصویری از همین دوگانه بود؛ حوزهای با گذشتهای سنگین و آیندهای پر از انتظار. فیضیه همچنان همان فیضیه تاریخی است، اما طلبههایی که این روزها در راهروهای آن قدم میزنند، قرار است بخشی از آینده این حوزه را رقم بزنند.