۰۶ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۷:۳۵
کد خبر: ۵۲۱۲۶۰
اخبار کوتاه از آثار دفاع مقدس؛

از انتشار کتاب «تنها با خدا» تا «چند روایت از یک مرد درخشان»

کتاب‌های «دولت‌های شهید رجایی، شهید باهنر و آیت‌الله مهدوی‌کنی»، «تنها با خدا»، «اثر انگشت» و « چند روایت از یک مرد درخشان» از اثار تازه‌ نشر یافته درباره دفاع مقدس هستند.
دفاع مقدس

 به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، کتاب‌های «دولت‌های شهید رجایی، شهید باهنر و آیت‌الله مهدوی‌کنی»، «تنها با خدا»، «اثر انگشت» و « چند روایت از یک مرد درخشان» از آثار تازه‌ نشر درباره دفاع مقدس هستند.

کتاب «دولت‌های شهید رجایی، شهید باهنر و آیت‌الله مهدوی‌کنی»

مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کتاب «دولت‌های شهید رجایی، شهید باهنر و آیت‌الله مهدوی‌کنی» تألیف سجاد راعی گلوجه را راهی بازار نشر کرد.

مرکز اسناد انقلاب اسلامی در مقدمه کتاب نوشته است: «انقلاب اسلامی ایران در فرایند تکوین و تثبیت خود مراحل بسیار پرمخاطره ای را پشت سر نهاد. یکی از این مراحل دولت سازی انقلابی و مکتبی بود که در زمان خود ضرورت زیادی برای نظام نوپای اسلامی داشت. دولت‌های مکتبی رجایی باهنر و مهدوی‌کنی که در بحرانی‌ترین شرایط سیاسی کشور شکل گرفتند، با گام‌های محکم و استوار و با نثار جان به مطالبات انقلابی مردم پاسخ مثبت دادند و در عین حال با ارئه کارنامه درخشان در ان شرایط نا مساعد سیاسی، الگوهای بسیار زنده‌ای از خود به یادگار گذاشتند. شعار ان روز دولت‌های مذکور تشکیل دولت مکتبی انقلابی و جوان بود.»

همچنین در پیش‌گفتار کتاب آمده است: «علت انتخاب این موضوع، اهمیت آن در تاریخ دوران پس از پیروزی انقلاب اسلانمی و نبود منبعی مستند برای مطالعه و آگاهی از تاریخ این دوره، مهم می‌باشد. دلیل دیگر این است دولت‌های شهید رجایی و باهنر و به پیروی از آن دولت آیت‌الله مهدوی‌کنی به عنوان دولت‌های آرمانی انقلاب و دولت‌های عدالت‌محور و مردم‌گرا معروف شدند و پژوهشگران و علاقه‌مندان و مردم درصدد شناخت صحیح و دقیق برنامه‌ها و کارنامه‌های آن دولت‌ها هستند در حالی که منابع مستند و کافی در دسترس نیست.»

کتاب حاضر در سه بخش به بررسی و تحلیل دولت‌های رجایی و باهنر ومهدوی کنی می‌پردازد. در فصل نخست این کتاب روند و ساختار دولت شهید رجایی تا برنامه‌ها و خط مشی آن و چگونگی تعامل با رهبری انقلاب، در فصل دوم کارنامه دولت شهیدرجایی از نخست‌وزیری تا وزارت‌خانه‌ها و سازمان‌های ذی‌ربط و سیاست خارجی دولت شهید رجایی و در فصل سوم و اخر دولت‌های شهید باهنر و آیت‌الله مهدوی‌کنی مورد برسی و تحلیل قرار گرفته است.

کتاب «دولت‌های شهید رجایی، شهید باهنر و آیت‌الله مهدوی‌کنی» در شمارگان 2000 نسخه روانه بازار نشر شده است.

کتاب «تنها با خدا»

نشر بلور با حمایت فرهنگی تیپ نیروی مخصوص میرزاکوچک‌خان و کنگره سرداران و 8000 شهید استان گیلان، زندگی‌نامه و خاطرات سردار شهید سید مهدی نقیبی‌راد در کتابی با عنوان «تنها با خدا» را به کوشش محمدحسن پورقربان نیاکی و علیرضا شعبانی نژاد منتشر کرده است.

«تنها با خدا» روایتگر زندگی سید مهدی نقیبی‌راد، فرمانده دلاور گردان حضرت رسول (ص) و نیروی زبده اطلاعات عملیات است که در دوازدهمین روز از خردادماه سال 1344 در رشت دیده به جهان گشود و چهارم اسفندماه 1365 در آستانه بیست و یک سالگی و در جریان عملیات کربلای 5، ترکش‌های یک نارنجک بال عروج او شده و به درجه رفیع شهادت نائل آمده است.

شهید نقیبی‌راد از 16 سالگی و با رفتن به کردستان و جبهه غرب مبارزه را آغاز کرد و تا بیست و یک سالگی هم در غرب و هم در جنوب در عملیات‌های مهمی چون والفجر هشت، کربلای 5 و ... نقش‌آفرینی کرد.

کتاب در دو بخش «زندگی‌نامه و خاطرات مادر شهید» و «خاطرات همرزمان شهید» به روایت زندگی شهید نقیبی‌راد می‌پردازد. در بخش اول زندگی‌نامه و دوره‌های مختلف زندگی شهید، از تولد تا شهادت و جریان تمام عملیات‌هایی که شرکت داشته را در قالب خاطراتی از زبان مادر او بیان می‌کند و بخش دوم مربوط به خاطرات شهید از دوران مبارزه در جبهه‌های جنگ است که توسط دوستان و همرزمان او روایت می‌شود و در قالب همین خاطرات است که وجوه اخلاقی و رفتاری این شهید نیز نشان داده می‌شود.

علاوه بر این موارد در انتهای کتاب وصیت‌نامه شهید به همراه تعدادی از عکس‌های شهید نقیبی‌راد و همرزمانش در جبهه‌های جنگ نیز ضمیمه اثر شده است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «شانزده ساله که بود گفت می‌خواهم بروم جبهه. من راضی نبودم. برادر بزرگترش هم جبهه بود خیلی اصرار کرد گفتم: استخاره بگیر هر چی اومد! من که گرفتم بد اومد ولی هر دفعه که خودش می‌گرفت خوب می‌اومد.

به خاطر اینکه برگه رضایت را امضا نکنم به خانه عمه‌اش رفتم و سفارش کردم اگر مهدی زنگ زد بگویید اینجا نیست. وقتی که تلفن زنگ زد نمی‌دانم چی شد که خودم گوشی را برداشتم. با گریه از پشت تلفن با من صحبت کرد. دلایل مختلفی برایش آوردم و در آخر چون دیدم قبول نمی‌کند گفتم اگر به جبهه بروی می‌میری، اگر می‌خواهی بمیری من امضا می‌کنم. گفت: «باشد.» پدرش راضی نمی‌شد رضایت نامه را امضا کند اما من امضا کردم.»

انتشارات بلور رشت، کتاب «تنها باخدا» را در 108 صفحه با شمارگان 1000 نسخه و بهای 7000 تومان روانه بازار کتاب کرده است.

 درباره نویسنده:

محمدحسن پورقربان نیاکی متولد ۲۵ تیر ۱۳۵۷ در یکی از روستای نیاکو آستانه‌اشرفیه به دنیا آمد و در رشته کارشناسی جغرافیای سیاسی فارغ‌التحصیل شد. «تکلیف و شرایط نوجوانان»، «فاتح ماووت»، «پرستوی بانی بنوک»، «فانوس‌های معابر ۲۲»، «فانوس‌های معابر ۲۴»، از جمله کتاب‌های چاپ‌شده پورقربان است و کتاب‌های «عشقی که هنوز باقیست»، «پرواز پروانه‌ها» و «اشک‌های منتظر» نیز توسط پورقربان در دست تألیف است.

از وی در سومین گردهمایی رزمندگان، بزرگداشت شهدای عملیات کربلای ۵ و شهدای حوزه مقاومت بسیج شهری که در لنگرود برگزار شد به دلیل نگارش کتاب‌های دفاع مقدس تجلیل شد.

علیرضا شعبانی‌نژاد در 29 خرداد سال 1355 در شهرستان رشت متولد شد. روزنامه‌نگاری، نویسندگی و مستندسازی برای صدا و سیما از فعالیت‌های فرهنگی اوست. از دیگر آثار این نویسنده می‌توان به «خاطرات پیر بسیجی حاج حسن جوشن»، «بر بال فرشتگان» و ... اشاره کرد که «خاطرات حاجی جوشن»، اولین کتاب تاریخ شفاهی گیلان است که در سال ۱۳۸۸ و به سفارش اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس گیلان تولید شد.

«اثر انگشت» شهدا در انتخابات منتشر شد

انتشارات حماسه یاران در کتابی با عنوان «اثر انگشت»، خاطرات و وصایای شهدا در موضوع انتخابات را همراه با بیانات امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری منتشر کرد.

خاطرات و وصایای شهدای هشت سال دفاع مقدس و شهدای مدافع حرم در موضوع انتخابات، همراه با بیانات امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری در کتابی با عنوان «اثر انگشت» توسط موسسه فرهنگی حماسه 17[هفده] تدوین و گردآوری شده و انتشارات حماسه یاران آن را منتشر کرده است.

انتخابات در ایران، مظهر اراده ملی و مردم‌سالاری دینی بوده و از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. از آنجا که شهدا برای همیشه و به تاسی از سید و سالارشان؛ حضرت مصباح‌الهدی علیه‌السلام چراغ‌های روشن در ظلمت دنیای مادی هستند، راه و رسم‌شان در همه عرصه‌ها از جمله عرصه مشارکت سیاسی می‌تواند سرمشق و الگویی مناسب باشد.

«اثر انگشت» حاصل تلاش دسته‌جمعی خادمان شهدا در مدت زمان محدود و منتهی به انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری است که کوشیده در قالب خاطرات و وصایایی با موضوع انتخابات، کلیدواژه‌های حضور، انتخاب و شهید را به هم پیوند بزند. همچنین کتاب به فرمایشات امام راحل و مقام معظم رهبری در این موضوع مزین است.

در اولین روایت از زبان پدر شهید حجت‌الاسلام سید محسن روحانی می‌خوانیم: «اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسم بنی صدر ورد زبان‌ها بود؛ حتی رای خیلی از مذهبی‌ها. محسن هم سیاست را خوب می‌فهمید، هم مردان سیاسی را خوب می‌شناخت. می‌گفت «می‌دونم بنی‌صدر برنده‌ست. شرایط الان طوریه که اون تونسته خودش رو موجه نشون بده؛ اما من بهش رای نمی‌دم. یه دونه هم یه دونه است. بذار حداقل یه دونه رایش کمتر بشه.»

همچنین در خاطره‌ای از شهید یوسف کلاهدوز، قائم مقام فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می‌خوانیم: «سر حرف را با انتخاب کاندیدای اصلح باز کردم. گفت «من که به بنی‌صدر رأی نمی‌دهم.» تعجب کردم. خیلی‌ها قبولش داشتند. بعد ادامه داد «اگه یادت باشه بنی‌صدر تا یه روز مونده به پایان مهلت نام‌نویسی، ثبت‌نام نکرد. گذاشت تا وقتی که از ملاقات امام برگشت. همین که از در اومد بیرون اعلام کاندیداتوری کرد. به نظرم کاسه‌ای زیر نیم کاسه‌ست. این آدم داره از ملاقات با امام سوء استفاده می‌کنه. می‌خواد به مردم وانمود کنه برنامه‌هایی داشته که حضرت امام تایید کرده.» آن روز چیزهایی فهمیده بود که خیلی‌ها ماه‌ها بعد فهمیدند.

در جای دیگر کتاب، در خاطره‌ای از شهید سید حسین علم‌الهدی می‌خوانیم: «استاندار اول خوزستان بود. در ظاهر مومن و متعهد، باطنش را فقط خدا خبر داشت. موشک و هواپیماهای پیشرفته چند میلیون دلاری که شاه خریده بود را با یک جمله که ما تو ایران موش داریم، موشک نمی‌خواهیم پس داده بود. ارتشی‌ها را فرستاده بود خانه. سربازها را معاف کرده بود. خلاصه داشت با فرش قرمز می‌رفت استقبال صدام. حالا هم آدم شده بود کاندیدای اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری.

حسین رفت دنبال دلیل و مدرک. تمام سندهایی که علیه‌اش بود جمع کرد. نشریه دیواری‌اش که آماده شد، از این و آن قرض گرفت و همه جا پخشش کرد. بعدهم از این شهر به آن شهر و سخنرانی علیه استاندار غیر استاندارد خوزستان. چند روز قبل از انتخابات هم رفت لانه جاسوسی و سند دست‌نشانده بودنش را درآورد. تلاش‌هایش بالاخره نتیجه داد؛ وقتی شب قبل از انتخابات، عدم صلاحیت تیمسار مدنی برای نامزدی را همه از تلویزیون شنیدند.

انتشارات حماسه یاران، کتاب «اثر انگشت» را در 120 صفحه با شمارگان 2000 نسخه و بهای 4000 تومان روانه بازار کتاب کرده است.

چند روایت از یک مرد درخشان» در کتابفروشی‌ها

انتشارات «سوره سبز»، کتاب «چند روایت از یک مرد درخشان» روایت زندگی و شهادت شهید سرلشکر خلبان محسن درخشان را نوشته مهرداد رضایی‌‌ به بازار نشر دفاع مقدس عرضه کرده است.

نویسنده جریان تولد تا شهادت خلبان شهید درخشان را «در یک نگاه»، «من داداش و استهاله‌ام»، «بازی ترانه و پرواز...»، «درخت دوستی کی بَر دهد...»، «تو را من چشم در راهم...» و «شبی از شب‌های شهر‌ برف‌ستان» روایت کرده است.

نویسنده در مقدمه کتاب آورده است: «نوشتن پیرامون حوادث بیست و چند سال پیش، کار ساده‌ای نیست هنگامی دشوار‌تر می‌شود، که بخواهی درباره مردی بنویسی که در عُنفوان جوانی پرواز را می‌آموزد. خلبان بالگرد کبرا می‌شود و آن ایام را مقارن شکل‌گیری انقلاب می‌‌یابد. پرواز می‌‌کند اما نه با بالگرد که با دلش به آسمانِ آبی‌ اندیشه می‌پرد و اوج می‌گیرد و دست به فعالیت‌های انقلابی می‌زند. از فعالان انقلابی محسوب می‌شود تا جایی که بنا به گفته همکارانش به‌عنوان یک افسر جدید و انقلابی در پیروزی انقلاب به بعد حتی پیشنهاد فرماندهی پایگاه را به او می‌دهند و...»

نویسنده ادامه می‌دهد که «چند روایت از یک مرد درخشان» با جزئیات خاص حادثه شخصیت مکان و زمان در چارچوب استدلال و با مدد از ویژگی‌های چند‌گونه داستانی که در جریان میان ذهن و همراهی راوی ناظر در داستانی غیر‌خطی شالوده‌بندی گردید و پیش رفت و با نثری مبتنی بر توصیف و نقل و گفت‌و‌گو روایت زندگی‌نامه مستند داستانی حاضر پرداخت شد.»

رضایی‌‌فر در اشاره‌ای کوتاه درباره پرواز شهید درخشان در آسمان شهر سنندج شرح می‌دهد که «در همان پرواز‌های آغازین خلبان درخشان، بعد از یکی از پرواز‌های پرماجرای آن زمان مجروح می‌شود. سنندج آن‌ روز‌ها، تلخی را می‌گذراند. خلبان محسن و خلبان پیشگاه هادیان در دید و تیر گروهک مسلح اسلحه کشیدند و با نیرو‌های انقلابی درگیر شدند که خلبان درخشان گلوله می‌خورد و مجبور به فرود می‌شود.

فرود در میدان نبردی که هم از طرف گروهک‌ها و هم از طرف نیرو‌های خودی دچار تبادل آتش سنگین است. به علت خونریزی و شدت آتش و گلوله‌باران گروهک‌ها، خلبان درخشان بعد از مقاومتی چشمگیر، اسیر می‌شود.»

نویسنده در ادامه، ماجرای بی‌توجهی پزشکان عراقی به خلبان درخشان را شرح می‌دهد که زمینه‌ساز نقل چندن روایت از نحوه شهادت خلبان درخشان شده است.

در بخش دیگری از مقدمه کتاب می‌خوانیم: «داستان با جزئیات خاص حادثه‌ شخصیت، مکان و زمان در چارچوب استدلال و با مدد از ویژگی‌های چند گونه داستانی که در جریان میان ذهن و همراهی راوی ناظر در داستانی غیر‌خطی شالوده‌بندی گردید و پیش رفت و با نثری مبتنی بر توصیف و نقل و گفت‌و‌گو روایت زندگی‌‌نامه مستند داستانی حاضر پرداخت گردید.»

شهید ایستاده بخش پایانی و جریان شهادت شهید درخشان است. در این بخش آمده است: «سنندج به وسیله‌ اشرار و جدایی‌طلبان در محاصره بود. بی‌گناه و گناهکار در آماج گلوله‌های اشرار به خاک و خون کشیده می‌شدند. بالگرد کبرایی چرخ‌زنان در آسمان شهر ظاهر می‌شود و طوفان راکت و گلوله‌هایش سینه‌ مهاجمان را می‌شکافد و آن‌ها را به عقب می‌راند. دیگر بالگردهای ترابری هوانیروز در پناه این بالگرد پی در پی فرود می‌آیند و مجروحان و زنان و کودکان را از باشگاه افسران به منطقه‌ امن تخلیه می‌کنند.

در آخرین پرواز بالگرد کبرا که خلبانانش محسن درخشان و احمد پیشگاه هادیان بودند، هدف اصابت گلوله قرار می‌گیرد. خلبان درخشان و خلبان هادیان چاره‌ای جز فرود اضطراری در اطراف شهر ندارند. هر دو خلبان از بالگرد مشتعل خارج می‌شوند و هر یک به سویی می‌روند. خلبان هادیان نجات می‌یابد، اما خلبان درخشان به وسیله‌ی اشرار اسیر می‌شود. او را ایستاده تا گردن در خاک فرو می‌کنند و با مالیدن مایع شیرین به سر و صورت، رهایش می‌کنند. فردا که برای نتیجه‌ شکنجه به سراغش می‌آیند، هنوز اندک رمقی در سرو صورت متلاشی شده از هجوم حشرات در چهره‌اش وجود داشت که با گلوله‌ای او را خلاص و به شهادت می‌رسانند. خلبان محسن درخشان به «شهید ایستاده» معروف می‌شود.»

انتشارات «سوره سبز»، کتاب «چند روایت از یک مرد درخشان(براساس زندگی شهید سرلشکر خلبان محسن درخشان)» را با شمارگان 2000هزار نسخه در 260 صفحه، به بهای 14800 هزار به بازار کتاب عرضه کرده است./۹۹۸/ن۶۰۳/ش

ارسال نظرات
captcha