۱۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۱
کد خبر: ۸۱۱۰۱۸

جنگ نامتقارن؛ کابوس تکرارشونده

جنگ نامتقارن؛ کابوس تکرارشونده
در صفحه شطرنج ایالات متحده در خلیج فارس ایران، آنکه به ظاهر حمله پیش دستانه و متجاوزانه می‌کند، در حقیقت، بیش از همه در حال عقب‌نشینی از مواضع پیشین خویش است.

به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، اگر آمریکا وارد خاک ایران اسلامی شود، حتی در مقیاس محدود، با محیطی مواجه خواهد شد که قواعد جنگ کلاسیک در آن کارایی ندارد. جمهوری اسلامی ایران، در دهه‌های واپسین، یک الگوی پیچیده از جنگ نامتقارن را توسعه داده و تجربه کرده است؛ ترکیبی از موشک‌های بالستیک، پهپادهای پیشرفته، مین‌های دریایی و شبکه‌های چابک عملیاتی.

مطالعات اندیشکده رند درباره توانمندی‌های ایران به‌روشنی نشان می‌دهد که برتری ایران در «تحمیل هزینه» به نیروهای مهاجم، یکی از عوامل کلیدی بازدارندگی است.
در چنین فضایی، حتی اشغال یک جزیره کوچک، به معنای ورود به یک میدان مین چندلایه خواهد بود؛ میدانی که هر روز حضور در آن، هزینه‌ای تصاعدی ایجاد می‌کند.
 
«گروگان‌گیری سرزمینی»؛ تاکتیک یا قمار؟
 
ایده استفاده از اشغال محدود به‌عنوان اهرم مذاکره، در ادبیات راهبردی با عنوان «گروگانگیری سرزمینی» )Territorial Hostage-taking(  شناخته می‌شود. این تاکتیک، بر این فرض استوار است که طرف مقابل برای بازپس‌گیری سرزمین، امتیاز خواهد داد.
 
اما این فرض، در خصوص جمهوری اسلامی ایران با چالش جدی مواجه است. گفتمان مقاومت، که ریشه در مبانی اعتقادی و تاریخی دارد، پذیرای چنین منطق مبادله‌ای نیست. تجربه نشان داده است که هرگونه فشار بیرونی، به جای تضعیف، انسجام داخلی را تقویت می‌کند. در اینجا، تفاوت میان محاسبه مادی و اراده هویتی خود را نشان می‌دهد که نظریه‌های کلاسیک، از درک کامل رفتار یک بازیگر انقلابی بازمی‌مانند.
 
بازتعریف روایت: جنگی در میدان رسانه
 
یکی از مهم‌ترین ابعاد این سناریو، جنگ روایت‌هاست. آمریکا تلاش می‌کند اقدام خود را به‌عنوان نمایش قدرت معرفی کند، اما در سوی دیگر، می‌توان این حرکت را نشانه‌ای از بن‌بست راهبردی دانست.
تجربه‌های اخیر نشان داده که افکار عمومی، به‌ویژه در آمریکا، نسبت به جنگ‌های طولانی حساس شده است. بر اساس نظرسنجی مؤسسه پیو حمایت از مداخلات نظامی گسترده کاهش یافته و تمایل به اجتناب از درگیری‌های جدید افزایش یافته است.
 
این شکاف، فرصتی برای بازتعریف روایت است؛ روایتی که هزینه‌های جنگ را برجسته کند و مشروعیت آن را به چالش بکشد.
 
افول در لباس تهاجم
 
آنچه در ظاهر به‌عنوان یک سناریوی تهاجمی دیده می‌شود، در عمق خود، نشانه‌ای از افول است. قدرتی که زمانی با ابزارهای کم‌هزینه اهداف خود را پیش می‌برد، اکنون به گزینه‌هایی روی آورده که ریسک بالایی دارند و احتمال شکست در آنها قابل توجه است.
 
سناریوی پیش‌رو، بیش از آنکه آغاز یک جنگ باشد، آزمونی است برای سنجش مرزهای جدید قدرت در نظام بین‌الملل. اگر این آزمون به اقدام عملی منجر شود، احتمال گرفتار شدن آمریکا در یک چرخه فرسایشی بالاست؛ چرخه‌ای که موقعیت منطقه‌ای و اعتبار جهانی آن را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.
 
در سوی مقابل، جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر انسجام داخلی، ظرفیت‌های بومی و گفتمان مقاومت، می‌تواند این تهدید را به فرصتی برای تثبیت بازدارندگی خود تبدیل کند. آینده این تقابل، در اراده ملت‌ها و توانایی آنها در تحمل و تحمیل هزینه‌ها رقم خواهد خورد که به یاری خدا، در این عرصه مردم میلمان ایران با حضور خود در خیابان ها، اراده قوی خود را برای تثبیت بازدارندگی و تنبیه متجاوز و انتقام نشان داده اند و تمامی معادلات قدرت ها و سیاستمداران را به هم ریخته اند.
 
چه بسا  در صفحه شطرنج ایالات متحده در خلیج فارس ایران، آنکه به ظاهر حمله پیش دستانه و متجاوزانه می‌کند، در حقیقت، بیش از همه در حال عقب‌نشینی از مواضع پیشین خویش باشد.
 
شکست هیمنه آمریکا در راه است.
پاینده باد جمهوری اسلامی ایران
الداعی الی سواء السبیل و الآخذ بید الأمة إلی مدارج الکمال
ارسال نظرات