ظروف غذایی که امید را با خود میآوردند
شاید در نگاه نخست، کاری بیحاصل و بیرنگ جلوه کند؛ نوشتن چند جمله بر ظرف غذا، در حالی که کارهای بزرگتر و مهمتر فراوان بود. اما واقعیت، چیز دیگری بود.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، احتمالا این تصویر را خیلی از شما ها یادتان هست؛ ظروف ساده غذا که بر پیکره سادهشان، دستنوشتههای مردم نشسته بود؛ پیامهایی چون:
«دلاوران ایرانزمین، خداقوت»
«حضور شما یعنی امید هنوز زنده است»
«استقامت شما، ستون امید ملت است»
«درود بر رزمندگان اسلام»
«دلمان به حضورتان گرم است»
«برادر غیرتمند، یک ایران به شما دلگرم است»

شاید در نگاه نخست، کاری بیحاصل و بیرنگ جلوه کند؛ نوشتن چند جمله بر ظرف غذا، در حالی که کارهای بزرگتر و مهمتر فراوان بود. اما واقعیت، چیز دیگری بود.
به یاد دارم؛ آنگاه که از گشت و ایستبازرسی، یا از آواربرداری بازمیگشتیم و این وعدههای غذایی به استقبالمان میآمدند، تمام خستگیها از تنمان میریخت و حسی از امید و گرما به جانمان ریخته میشد.
میدیدیم که کسانی هستند که حواسشان به ماست؛ کسانی که قدردان زحمات ما هستند؛ کسانی که پس از خدا، امیدشان به همین جوانهایی است که تمام هستیشان را بر کف دست گرفتهاند.
البته بودند کسانی که از این موقعیت سوءاستفاده کردند و به اذیت برخی از همرزمان پرداختند و با لحنی طنزآمیز میگفتند:
«خیلی خوشحال نباشید! این نوشتهها رو پیرمردهای پنجاهشصتساله براتون گذاشتن... نه ......!»
همین شوخیها هم بخشی از خاطرههایمان شده بود و لبخندی بر لبانمان مینشاند!

ارسال نظرات