۱۸ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۷
کد خبر: ۸۱۱۴۹۶
حجت‌الاسلام پیشاهنگ:

پاپ امیدوار بود جنگ علیه ایران پایان یابد / مسیح میگوید حرف کافی نیست

پاپ امیدوار بود جنگ علیه ایران پایان یابد / مسیح میگوید حرف کافی نیست
کارشناس حوزه فرق و ادیان با یادآوری آموزه‌های مسیح و حواریون در شیوه برخورد با مستکبران و جنایتکاران گفت: کتاب مقدس نشان داده مستکبران تا زمانی که تیزی شمشیر را بر گردن خود احساس نکنند، دست از جنایت برنمی‌دارند و سخنرانی و پیام‌های صلح‌طلبانه کافی نیست.
اشاره: درست پنج روز پیش، پاپ لئو چهاردهم، رهبر کاتولیک‌های جهان در سخنانی اعلام کرد که امیدوار است جنگ جاری علیه ایران پیش از عید پاک، که امسال در تاریخ پنجم آوریل (۱۶ فروردین) برگزار می‌شود، پایان یابد.
 
پاپ در آن سخنرانی افزود: «امید دارم دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا به‌دنبال یافتن راهی برای خروج از این جنگ باشد.»
اما حالا درست در روز عید پاک، در پیام خود به همین مناسبت، دوباره از رهبران جهان خواست به جنگ‌ها خاتمه دهند داده و هرگونه طرحی برای قدرت، فتح و سلطه را کنار بگذارند.
قطعا رویکرد صلح طلبانه پاپ در برابر جنگ افروزان و خشونت طلبان بسیار شایسته و قابل تقدیر است ولی همچنان سئوالاتی جدی را در ذهن روشن نگه می‌دارد، اینکه:
 ۱. آیا این سخنان پاپ تأثیری هم در خاموش کردن شعله‌های جنگ دارد؟
۲. چرا جنگ افروزان و حاکمان ستمگر جهان به سخنان پاپ گوش نمی‌کنند؟ 
۳. پاپ باید چه کند تا دعوت او به صلح و تلاشش برای برقراری عدالت و اخلاق در جامعه نتیجه بدهد؟
 

در ادامه پاسخهای حجت‌الاسلام محمدحسین پیشاهنگ، کارشناس حوزه فرق و ادیان، در گفت‌وگو با خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، را می‌خوانیم.

۱. آیا این سخنان پاپ تأثیری در خاموش کردن شعله‌های جنگ یا پایان دادن به جنایات جنگی دارد؟

این نخستین باری نیست که پاپ درباره توقف جنگ یا مخالفت با خشونت صحبت می‌کند؛ اما به صورت قاطع باید گفت تاکنون سخنان پاپ، نه این پاپ نه حتی پاپ‌های پیشین نتوانسته است به صورت پایدار جلوی جنگ‌ها را بگیرد یا آتش جنگ‌ها را خاموش کند.
البته این موضوع تنها به پاپ‌ها محدود نمی‌شود و بسیاری از رهبران دینی یا اخلاقی در جهان در مقابل خشونت و جنگ مواضعی مخالف گرفته‌اند؛ اما نتوانسته‌اند تأثیرات جدی، عمیق و پایدار ایجاد کنند.
 
بنابراین من معتقدم اگرچه لازم است از این مواضع ضد جنگ تقدیر و تشکر به عمل آوریم ولی بدون رودربایستی با رهبران دینی جهان از آنها بپرسیم:
آیا همچنان می‌خواهند برای مقابله با جنگ و خشونت تنها به سخنرانی و ارائه پیام‌های صلح طلبانه اکتفا کنند؟ 
آیا خودشان نمی‌بینند این پیام‌ها، تماس‌ها و کلمات مبهم و کلی درباره صلح و جنگ یا نفی خشونت، تأثیری در کاهش ستمگری و جنایات سازمان یافته در جهان نداشته و ندارد؟ 
آیا وظیفه رهبران دینی در جهان تنها سخنرانی درباره ماهیت جنگ و صلح و بیان ارزش‌های اخلاقی است؟
 
این‌ها سؤالاتی است که رهبران دینی جهان از جمله رهبران جامعه مسیحی و حتی مسلمان باید به آنها پاسخ بدهند.
 
پاپ در پیامی ویژه به هزاران نفری که در میدان «سنت پیتر» جمع شده بودند، با تأسف گفت: «مردم به خشونت عادت کرده‌اند، خود را به آن تسلیم می‌کنند و بی‌تفاوت می‌شوند».
 
جناب پاپ همچنین باید پاسخ دهند رهبران مسیحی جهان چه تعالیمی به بشر داده‌اند که به این خشونت عادت کرده و در برابر آن تسلیم می‌شوند.
وقتی ما در تعالیم دینی به انسان‌ها بیاموزیم «اگر کسی در سمت راست صورت تو سیلی زد، سمت چپ را نیز مقابل او بگیر تا سیلی بزند»، در حقیقت داریم به او تسلیم شدن و عادت کردن به پذیرش خشونت را به نام دین تعلیم می‌دهیم و به جنایتکاران جهانی فرصت می‌دهیم تا با سوء استفاده از آموزه های دینی، همه مردم جهان را تسلیم خود بخواهند.
 
پاپ خواستار پایان دادن به جنگ‌ها شد
 
۲. چرا جنگ افروزان و حاکمان ستمگر جهان به سخنان پاپ گوش نمی‌کنند؟
 
روزی که عیسی مسیح وارد بیت المقدس شده و پا در صحن معبد سلیمان گذاشت صرافان نزول خوار را دید که میزهای خود را در اطراف صحن مسجد الاقصی قرار داده و مشغول دادن و گرفتن نزول هستند. او به سمتشان یورش برد و با لگد به زیر میزهایشان زد و آنها را واژگون نمود. سپس رو به فریسیان کرده و آنها را مورد شماتت قرار داد که اجازه داده‌اند خانه خدا به قدوم این حرام خواران آلوده شود.
 
حضرت عیسی مسیح علی نبیِّنا و علیه السّلام در مواجهه با نزول خواران یهودی و فریسیان ریاکار از نصیحت و زبان نرم استفاده نکرد بلکه با استفاده از قدرت به شدیدترین شیوه‌ای که در آن زمان می‌توانست، با آنها برخورد نمود. حال تصور کنید اگر حضرت مسیح در برابر جنایتکارانی مانند ترامپ و نتانیاهو قرار بگیرد چگونه برخورد خواهد کرد؟!
زبان نرم نصیحت برای مردم است. اما زبان سخن گفتن با ستمکاران و ریاکاران مستکبر، سخت و خشن است. مستکبران و ستمکاران عالم برای رسیدن به منافع نامشروع، از کشتن کودکان نیز ابایی نداشته و حتی به صدای وجدان خود نیز وجه نمی‌کنند. چگونه کسی انتظار دارد به نصایح اخلاقی یک عالم یا رهبر دینی توجه کنند؟!

آنها تا زمانی که تیزی شمشیر را بر روی گردن خود احساس نکنند دست از جنایت بر نمی‌دارند. برای همین است که عیسی مسیح نیز گفته است: «من نیامده‌ام تا صلح بیاورم بلکه شمشیر را» (انجیل متی 10: 34). یعنی ارزش در عدالت است و عدالت از مسیر مبارزه و مقاومت به دست می‌آید. صلحی که عدالت و امنیت به ارمغان نیاورد هیچ ارزشی در نزد خداوند متعال و انبیا او و همچنین حضرت عیسی مسیح علی نبینا و علیه السلام ندارد.
 
پیشنهاد پاپ به نتانیاهو برای پایان جنگ علیه ایران
 
۳. پاپ باید چه کند تا دعوت او به صلح و تلاشش برای برقراری عدالت و اخلاق در جامعه نتیجه بدهد؟
 
تقریباً جواب را گفتم و آنچه در نظر عیسی مسیح در اناجیل آمده است بیان کردم.
رهبران دینی جهان اگر می‌خواهند ایمان اخلاق عدالت امنیت و صلح پایدار در جهان برقرار شود باید همان راهی را بروند که چند دهه قبل خمینی کبیر (قدّس سرّه الشّریف) به عنوان عالم و رهبر دینی مسلمانان، پرچم آن را برافراشت؛ یعنی مبارزه مؤمنین با مستبدان و مستکبران بر اساس موزه‌های دینی و ایمانی.
 
در مکتب امام خمینی (ره) مؤمنان حقیقی و در رأس آنها، علما و بزرگان دین باید قدرت به دست آورند، بر اریکه قدرت و سیاست تنها برای خدمت تکیه بزنند و در مسیر برقراری عدالت تا پای شهادت ایستاده و ایثارگری کنند.
تنها راه پیروزی، ایثارگری و شهادت طلبی است و باید این روحیه در جامعه ایمانی نهادینه شود.
تاریخ صدر مسیحیت نیز مملو از این ایثارگری‌ها و شهادت‌هاست. تقریباً همه حواریون حضرت عیسی در این راه به شهادت رسیدند. (اینجا یک سئوال داخل پرانتز می‌پرسم: مگر مسیح چه می‌گفت و چه تعلیم داده بود که حاکمان ستمگر، همه حواریون او را کشتند؟)
انقلاب اسلامی ایران نیز با همین روحیه ایثارگری و شهادت طلبی در رهبران، فرماندهان و مؤمنین آنها به پیروزی‌ها رسیده است و امروز به یک ابرقدرت جهانی تبدیل شده است که در مقابل جنایتکاران و متجاوزان می‌ایستد.
در دوران دفاع مقدس جوانان مؤمن مسلمان و مسیحی در کنار یکدیگر با همین روحیه در جبهه‌های نبرد، مقاومت، ایثار و ایستادگی کرده و در نهایت شهد شیرین شهادت را نوشیدند.
طبق آموزه های قرآن، نصارا و پیروان حضرت عیسی علیه السلام نزدیکترین افراد به مسلمانان هستند زیرا همچنان مؤمنان متقی و دانشمند در میان رهبرانشان وجود دارد که حقیقتاً به دنبال اقامه دین، معنویت، اخلاق و عدالت جهانی هستند.
اگر مسلمانان و مسیحیان مؤمن، به حقیقت ایمان بازگردند و آموزه‌های انبیا الهی را در این باره اجرا کنند، می‌توانند در کنار یکدیگر، عدالت و امنیت و صلح پایدار را بر پایه اخلاق و معنویت و ایمان برقرار نمایند. ان‌شاءالله
 
 
ارسال نظرات